پشتیبانان جنبش دمکراسی خواهی در ایران - سرآغاز
سرآغاز

پرتوان باد خیزش مردم ایران برای آزادی

سرآغاز
در باره ما
اندیشه و دیدگاه ها
زنان
حقوق بشر
محیط زیست
پیام و گفتگوها
طنزهای سیاسی
خواندنی ها
رویدادها
از 100 سال گذشته
فرهنگ و هنر
آوا و سیما
نظر بدهید
دیدنی ها
پیوندها
جستجو
ایمیل دریافتی

Active Image

...
سرود ملی ایران

 
عجم زنده کردم بدین پارسی
بجای مراجعت بگو بازگشت
بجای شجاع بگو دلیر – شیردل
بجای طعم بگو مزه
بجای عاقبت بگو سرانجام
بجای خطیب بگو سخنران
بجای صلح بگو سازش
 
نکته ها
استفن هاوکینز
 لازم نيست كسي دست بدامن خدا بشود تا شرايط اوليه ي آفرينش كيهان تنظيم شود ولي اگر كسي  چنين بكند او (خدا) ميبايست برابر  قوانين فيزيك عمل كرده باشد.
 
سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image
 
پیام شعر
من ، تو و ما / حمید مصدق

با من اكنون چه نشستنها، خاموشيها
با تو اكنون چه فراموشيهاست .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد !
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،- خويشتني
از كجا كه من و تو شور يكپارچگي را در شرق باز بر پا نكنيم؟
از كجا كه من و تو مشت رسوايان را وا نكنيم؟ .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد ؟
چه كسي با دشمن بستيزد ؟
چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن  آويزد
دشتها نام تو را مي گويند .
كوهها شعر مرا مي خوانند .
كوه بايد شد و ماند،
رود بايد شد و رفت،
دشت بايد شد و خواند .
در من اين جلوه اندوه ز چيست ؟
در تو اين قصه پرهيز - كه چه ؟
در من اين شعله عصيان نياز،
در تو دمسردي پاييز - كه چه ؟
حرف را بايد زد !
درد را بايد گفت !
سخن از مهر من و جور تو نيست .
سخن از
متلاشي شدن دوستي است ،
و عبث بودن پندار سرور آور مهر
...
سينه ام آينه اي ست،
با غباري از غم .
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .
...
من چه مي گويم،آه ...
با تو اكنون چه فراموشيها؛
با من اكنون چه نشستنها، خاموشيهاست .
تو مپندار كه خاموشي من،
هست برهان فراموشي من .
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
 

 

گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
 
اعلام موجودیت تشکل مستقل سیاسی زنان ایران
اتحاد زنان ایران برای دموکراسی (فارسی)
ایراندا قادینلارین دئموکراسی اوغروندا بیرلی یی (ترکی)
یەکیەتی ژنانی ئێران بۆ دێمۆکراسی (کوردی)
ایران جنینانی تپاکی په دموکراسیا (بلوچی)
اتحاد النساء الإيراني من أجل الديمقراطية (عربی)
ایران عایال لارینینگ دموکراسی اوچین بیرلشیگی (ترکمنی)
Iranian Women's Union for Democracy (IWUD)
L’union des femmes iraniennes pour la démocratie

نیمی از عرصه سیاسی حق ما و سهم ماست!

اتحاد زنان ایران برای دموکراسی که به اختصار(ازاد) خوانده خواهد شد با چشم انداز تحقق دموکراسی در ایران و افزایش نقش زنان درقدرت سیاسی کشور تاسیس شده است . (ازاد) معتقد است دموکراسی از طریق برابری همه جانبه بین زنان و مردان وکلیه احاد جامعه وایجاد فرصتهای برابرجنسیتی تحقق پیدا میکند.  بدیهی است  که نظام سياسی حاکم در کشور در جهت ایجاد چنین ساختاری مسنولیت مستقیم دارد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
" کنفرانس"منتقدین به رژیم در بنیاد اولاف پالمه استکهلم
و برخی ناگفته های پس و پیش از جلسه
ویکتوریا آزاد
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

هر که ناموخت از گذشت روزگار/ هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
من در این مقاله کوتاه از دو منظر به این نشست نگاه میکنم . مبنای برخورد من با این کنفرانس احساس مسئولیت و تعهد است و نه چیز دیگری، ضمن اینکه به شفافیت و پاسخگوئی اعتقاد دارم و میخواهم در دموکراسی نفس بکشم و نه کلمه را غرغرقه کنم. آنها هم که فکر میکنند شاید مرا دعوت نکرده بودند باید بدانند که اگر اراده میکردم و یک گوشه توافقی به متصدیان امور نشان میدادم قطعا یکی از مهمانان آن نشست بودم. از آنجا که در جریان برگزاری چنین نشستی قرار گرفته بودم و از آنجا که در مباحثه سیاسی ، آفت های چنین حرکاتی را گوشزد کرده بودم و از آنجا که سابقه ای دیرینه در مبارزه با دیکتاتوری و استبداد دارم لذا خود را محق میدانم که هرجنبده ای را که در ارتباط با کشورم وارد معرکه میشود در رصد قرار دهم و بدقت او را موشکافی کنم.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نشست "استکهلم " و اپوزسیون مرعوب / حسام شریعتی
زمزمه های مبهم چند روز گذشته که اندک اندک بوضح  شنیده میشود، حاکی از برگزاری نشستی با حضور جمعی از اپوزسیون در استکهلم می باشد که به ابتکار بنیاد "اولاف پالمه" در شُرف تشکیل است . دقیقا مشخص نیست که  چه کسانی و بر چه اساسی به این اجلاس دعوت شده اند اما میشود آغاز این حرکت را به فال نیک گرفت. تشکیل چنین گردهمائی هائی ذاتا میتواند در مسیر ایجاد انسجام بیشتر در میان طیف های مختلف اپوزسیون و درک متقابل آنان از نظرات یکدیگر بسیار مثمر ثمر باشد .اما اگر خواسته باشیم به حداقل منافعی که برگزاری چنین جلساتی میتواند بجا بگذارد اشاره ای داشته باشیم ،آنست که علاوه بر تبادل نظر در مورد نقشه راه سرنگونی رژیم فعلی و چشم اندازهای متصور برای بر قراری حکومتی دموکراتیک ، به ایجاد پیش زمینه انعقاد وحدت در میان طیف های همسو و یا نزدیک بهم ،خوشبین بود .
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
از الماس های سردار مدحی تا خیرات اولاف پالمه / دکتر عبدالستار دوشوکی
با افزایش تدریجی تنش بین جمهوری اسلامی و غرب، برخی از محافل "با تجربه" اپوزیسیون برونمرزی نیز برای ارائه آلترناتیو، آموزش و تشکیل  "دولت در تبعید" به یارگیری و جذب شخصیت های شناخته شده و جلب توجه "محافل تصمیم گیری" کـُنش و تلاش های خود را دوچندان کرده اند. طبیعتاً میزان موفقیت این گروهها، حداقل در مراحل اولیه یارگیری، بستگی به پشتوانه مالی و هـُنر آنان برای جلب سرمایه از منابع متعدد و ارائه تسهیلات و امکانات کافی برای شرکت کنندگان در ائتلافات محتمل آتی دارد. تلاش برای همسو نمودن نحله های مختلف سیاسی و طیف های متفاوت اجتماعی و فعالان مدنی یک ضرورت سیاسی معطلی است که اهتمام ورزیدن به آن وظیفه همه آزادیخواهان راستین می باشد. در عین حال این گونه تلاش ها باید دمکراتیک، کثرتگرا، ملی، شفاف و مبرا از پروسه های کرزای گرایی و چلبی سازی باشد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
با آنکه، دلش ميزند نبض جدائی درباد، سخن ميگويم / آريوبرزن داريوش
به مناسبت سالگشت بيست و يکم آذريکهزارو سيصدو بيست و پنج

مصيبت بار است ، که ملتی تاريخ گذشتۀ خويش رابه فراموشی سپرد. تا زمانهای بسياربر آن بگذرد و آينده گانش آگاه نشوند که بر سرزمين اجدادی شان چه آمده است. چه حماسه هائی آفريده شده؟ وچه ناراستی ها به بهانۀ عشق به ميهن ، مردم دوستی و نيات آزادی خواهی توسط سرسپرده گان و فرمانبُرداران بيگانگان و شب پرستانِ کور دل به نام خدمت به خلق بانجام رسيده است؟ وپلشت تر آنکه ، ناآگاهی ، بی اخلاقی و منفعت جوئی مشتی بی وطن، سببی گردند که بازايشان، به اشارت فرمانفرمايان چپ وراست خود در انديشهُ تکرارهمان قصه های مصيبت بار،همان خودمختاری طلبيها ، آزادی خواهی های کذائی واستقلال طلبی های آنچنانی بر آيند. ... اگر تاريخ بما تجربه ای نيآموزد، براستی به چه کار ميآيد؟.

*****
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
معمای جنگ و بضاعت فرهنگی ما / ویکتوریا آزاد
www.victoriaazad.com
بار دیگر دفتر ماجرای حملهء نظامی باز شد و ده ها مقاله و اظهار نظر در خصوص رد و یا قبول این پدیده بروز کرد. نگارندهء این مقاله، متأثر از این فضا، تصمیم گرفت که ـ با باور به تأثیرگذاری ادامهء  مبارزه سیاسی غیرخشونت آمیز ـ به این موضوع از منظر دیگری بپردازد. و آن منظر نوع گفتمان و فرهنگ گفتگوئی است که در میان ایرانیان ملقب به نام اپوزیسیون و یا پوزیسیون جاری است.
در روزهای اخیر شاهد ایمیل پراکنی ها و مقالات و بیانیه هائی بودیم که مرا عمیقاً به این فکر فرو برده اند که با این بضاعت فکری و فقر فرهنگی براستی چه کسانی سرنوشت آیندهء ما را رقم خواهند زد؟ آنان که تنها به دلیل اختلاف نظر حاضرند یکدیگر را خرد و بی ارزش کنند آیا قابلیت پس زدن اهرم های قدرت استبداد اسلامی را در کشور من دارا هستند؟ آیا خود بخشی از این زنجیرهء استبداد نیستند؟ انسان هائی که نام های آکادمیک و عناوین سیاسی گوناگونی را نیز حمل می کنند و اتفاقاً در کشورهای دموکراتیک نیز اقامت دارند چرا اينگونه با مخالفین خود رفتار می کنند؟
نقد بی تعارف من نه از جنس آن است که همه را نفی کند و به منزه طلبی روی آورد؛ بلکه از جنس نقد یک آسیب شناس است که بدنبال کشف آفت ها و حقیقت است. متأسفانه در این میان بیش از بیش می بینم که افرادی آنچنان دچار فرقه گرائی و خودشیفتگی نظری شده اند که جایگاه و حد خود را فراموش می کنند و آگاهانه و یا شاید غیر آگاهانه موجب بروز نزاع های بی فایده ای می شوند که هم انرژی خود و هم انرژی دیگران را تلف می کند و ما را از اصل ماجرا بدور می سازد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
به یاد منصور خاکسار / سعید رهنما
مصاحبه با زنده یاد منصور خاکسار ابتدا در کتاب تجدید حیات سوسیال دموکراسی در ایران؟ انتشارات باران٬ با نام مستعار پرویز منصور بچاپ رسید. از آنجا که این مصاحبه جنبه هائی از شخصیت و نظرات منصور٬ و گوشه ای از تجربه زندگی سیاسی او را نشان می دهد٬ در اینجا مجددا چاپ می شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه ٣ ارديبهشت ۱٣٨۹ - ۲٣ آوريل ۲۰۱۰
وقتی خبر مرگ خود خواسته منصور را دریافت کردم بشدت منقلب شدم. منصور خاکسار از شریف ترین انسانهای مبارزی بود که می شناختم. با او در دوران انقلاب آشنا شدم٬ و از همان ابتدا شیفته شخصیت نجیب و آرام او شدم. از طریق او با برادران گرانمایه اش٬ ناصر٬ از پیشکسوتان جنبش کارگری ایران٬ و با دوست عزیز و گرامی ام نسیم آشنا شدم. واضح ترین خاطره ای که از منصور دارم به شبی باز می گردد که پس از یک جلسه با گذر طولانی از کوچه پس کوچه ها به خیابان پهلوی رسیدیم . به محض آنکه سوار اتومبیل مان شدیم و قبل از آنکه من بتوانم ماشین را روشن کنم٬ دراتومبیل از دو طرف باز شد و دو پاسدار درشت هیکل بی گفتگو شروع به جستجوی قسمت کمر ما کردند تا مطمئن شوند که اسلحه حمل نمی کنیم. هر دوی ما را پیاده کردند و جداگانه شروع به سئوال و جواب کردند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
هر کس مخالف رژیم است اپوزیسیون نیست
 
متن کامل گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل
ترجمه به فارسی توسط کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران
وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران
A/66/374
تاریخ ثبت در مجمع عمومی ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱
تاریخ پخش عمومی ۱۵ اکتبر ۲۰۱۱
یادداشت دبیر کل سازمان ملل:

خلاصه:
دبیر کل سازمان ملل مفتخر است که گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران را که از سوی گزارشگر ویژه حقوق بشر، احمدشهید، بر طبق قطعنامه مصوب شورای حقوق بشر ۱۶/۹ تهیه شده است را به اعضای مجمع عمومی ارائه کند.

گزارشگر ویژه در قبال مسوولیتهای خود به صورت رسمی از ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۰ آغاز به کار کرد. به دنبال این انتصاب دیرهنگام در آن زمان گزارشگر ویژه به دبیر کل اعلام کرد که وی در موقعیت ارائه گزارشی جامع نیست اما تمرکز گزارش وی بر متدولوژی و روش کار وطبقه بندی جدیدترین روندهای وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی خواهد بود و بر نیاز به شفافیت و همکاری بیشتر جمهوری اسلامی تاکید خواهد کرد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نقدی بر فرهنگ بهتان و بدعت گذاری / دکتر عبدالستار دوشوکی
گویند مــُلا را دو بـُز بود، یکی از آن دو بگریخت. مــُلا هر چند کوشید گرفتن آن نتوانست، بر گشت و بـُز بسته را بـزدن گرفت. سبب پرسیدند، گفت شما ندانید اگر این بسته نبود از دیگری چابکتر می گریخت! این همان مصداق کلام مولانا است که می گوید: حرف قران را ضریران معدنند / خـر نبینند و به پالان بر زنند. در عصر پسامـُدرن امروز این حکایت تنی چند از "سکولاریست های نو" که دستشان به دامن مذهبیون حاکم بر ایران نمی رسد می باشد که با استدلالی نسبتا ً مشابه شلاق انتقاد و تازیانه بهتان را بر پیکر "سکولاریست های قدیمی" و دگراندیشان مخالف با بدعت گذاری در واژه ها فرود می آورند. اگرچه اندکی از دوستان وابسته به شبکه ء سکولارهای سبز با عطوفت و مهربانی بیشتری برخورد کرده اند که مستحق سپاسگزاری و قابل تحسین است.

متسفانه تیتر مندرجه در سایت سکولاریسم نو تحت عنوان " عبدالستار دوشوکی: چرا با سکولاريسم نو مخالفم" مرا بیاد تیترهای تحریک آمیز روزنامه های "تابلوید" و جنجالی غربی می اندازد که برای افزایش تیراژ تیتر صفحه اول را بصورت جنجالی می نویسند؛ علیرغم اینکه بنده با اعتقاد راسخ به اینکه سخن را زیوری جز راستی نیست بارها بوضوح آشکار کرده ام که من نه تنها با سکولاریسم مخالف نیستم بلکه خود را سکولار دمکرات دانسته و جدایی نهاد دین از نهاد حکومت را یکی از ارکان ضروری و اساسی دمکراسی می دانم. مخالفت من با فرهنگ بدعت گذاری در واژه های جهانشمول و شناخته شده نظیر سکولاریسم، دمکراسی، سوسیالیسم و حقوق بشر و چسباندن پیشوند و پسوند به آنها است
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سایر مطالب .......
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 60 از 1787
� � �

poshtibanan_logo.gif
freedom.jpg

 
از نگاه دوربین
Student_Protest.jpg
سرزمین ما ایران
Image35.jpg
درخواست



هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم


به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
http://www.everyhumanhasrights.org/








طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما :

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
 
شعر
حلاج
شفیعی کدکنی

در آینه دوباره نمایان شد

با ابر گیسوانش در باد
باز آن سرود سرخ اناالحق
ورد زبان اوست
تو در نماز عشق چه خواندی ؟
که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز
پرهیز می کنند
نام تو را به رمز
رندان سینه چاک نشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
آهسته زیر لب
تکرار می کنند
وقتی تو
روی چوبه ی دارت
خموش و مات
بودی
ما
انبوه کرکسان تماشا
با شحنه های مامور
مامورهای معذور
همسان و همسکوت ماندیم
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد
مردی ز خاک رویید
در کوچه باغ های نشابور
مستان نیم شب به ترنم
آوازهای سرخ تو را باز
ترجیع وار
زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست
 

 

 

 

www.poshtibanan.org - www.poshtibanan.com - www.poshtibanan.net - 2006