Poshtibanan - سربرگ
سربرگ

پرتوان باد خیزش مردم ایران برای آزادی

گزینه های تارنما
سربرگ
در باره ما
اندیشه و دیدگاه ها
زنان
حقوق بشر
محیط زیست
پیام و گفتگوها
طنزهای سیاسی
خواندنی ها
از لابلای گذشته ها
فرهنگ و هنر
آوا و سیما
نظر بدهید
نظر بازدیدکنندگان
پیوندها
جستجو
تلویزیون ها در ماهواره

Active Image

...
سرود ملی ایران

 
عجم زنده کردم بدین پارسی
بجای اول بگو نخست
بجای ابتدا بگو نخست
بجای شروع بگو آغاز
بجای لباس بگو پوشاک – جامه
بجای فتح یا ظفر بگو پیروزی
بجای رئیس یا مسئول بگو سرپرست
 
نکته ها
بنجامين ديزرائيلي
آنجا كه علم پايان مي يابد ، مذهب آغاز ميگردد ..
 
سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی
Image

Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image
Image

Image
Image

Image
 
پیام شعر

پیام  به « سبز ِ امید »           
م.سحر
http://msahar.blogspot.com/   
پیام راستی از من رسان به «سبز ِاُمید»
که دشمن ِ وطن توست این نظام  ِ پلید
قسم به خون ِ ندا روز ِ خوش نخواهی دید
درین حقیقت ِ خونین اگر کنی تردید
دری گشوده بر آن باغ ِ سبز دست ِ  دروغ
مباد  دوزخ ِ  نزدیکت آن بهشتِ بعید
سبوی خضر نمایان ، سرابِ آزادی ست
که قاتلان ِ قدیمند و قائدان ِ جدید
به جان ِ دوست که سی ساله رفت بر میهن
بَدی که سی سده تاریخ ِ این دیار ندید
نه جز شقاوت و جهل و جنون و جنگ و جدال
نه جز شکنجه  و  بند و  تجاوز  و  تبعید
امام ِ کینه و  دشنام  بود  در تکریم
خدای فتنه  و  بیداد بود در تمجید
زمین ز صاعقهء جهل در زلازل بود
وز آسمان ِ جنون رعد ِ ننگ  می غُرّید
هزار بار ، هزاران درخت  برکندند
هزار بار هزران تبر به ریشه رسید
هزار بار هزاران جوان به خاک افتاد
هزاربار هزران به  دشت ، لاله دمید
به نام ِدین همه خاکستر توحشّ بود
که در فضای شقاوت به شهر می بارید
نبود آنچه نکردند و نیست آنچه نشد
هزار بار به فرمان ِ ظالمان تجدید
نظر به همّت ِ  دونان ِ بی حفاظ  مدار
طبق کشان ِ سیادت، ستمگران ِ عبید
غلام بچّه ، سیه سیرتان ِ پَست اندیش
دلی تباه و سری واسپرده با تقلید
اگر مُراد بگوید بسوز ، می سوزند
که بندگان ِمُرادند و بردگان ِ مُرید
وطن به رُقعهء ارباب ِ امر می بندند
امام اگر بفروشد ، چه باک ، هرکه خرید !
به سوی خانهء تقدیر ِ خویش در راهی
مهـِل که دزدِ مقدس رُباید از تو کلید
 فریب خضر ِ دغا پیشه ات مباد به دل
نهد که ننگ ِ سه ده ساله را کنی تأیید
 دراین سفر که تویی بی شمار یارانند
تو را ز وادی ظلمت به  خانهء خورشید
مدار  باک  ز دشمن که بیشماران یار
ترا دهند به آزادی ِ خـُجسته  نوید
چنین که دست ِ تو  را دست ِ دوست می خوانَد
صلابت ِ  تو درآرَد به لرزه شان چون بید
به راه ِ یکصد و پنجاه ساله می پویی
مترس ، خار مُغیلان گرَت به پای خلید
پس از عبور ِ  زمستان ِ  عصر ِ بی فریاد
بهار میرسد از راه ِ دور ،  بی تردید
هزار جان ِ جوان در کلام ِ آزادی ست
به گوش باش کزو می رسد ندای امید!

پاریس
20 اوت 2009
 

 

گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
 
فقه بازیچه قدرت، علی افشاری

کشمکش بین شیخ محمد یزدی و شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی در ماه های اخیر حاوی ابعاد مختلفی بود. اما نوع مواجهه طرفین دعوا، ناخواسته حاشیه ای را آشکار ساخت که اهمیت آن در بن بست شکنی معضلات سیاسی کنونی کشور ارزش زیادی دارد و بر کلیت متن آن برتری پیدا می کند. در واقع این منازعه روشن می نماید که مبنای اصلی شکل دهنده نظر واقعی کثیری از کارگزاران بلند پایه جمهوری اسلامی نسبت به اصل ولایت مطلقه فقیه چیست.
کشمکش بین شیخ محمد یزدی و شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی در ماه های اخیر حاوی ابعاد مختلفی بود. اما نوع مواجهه طرفین دعوا، ناخواسته حاشیه ای را آشکار ساخت که اهمیت آن در بن بست شکنی معضلات سیاسی کنونی کشور ارزش زیادی دارد و بر کلیت متن آن برتری پیدا می کند. در واقع این منازعه روشن می نماید که مبنای اصلی شکل دهنده نظر واقعی کثیری از کارگزاران بلند پایه جمهوری اسلامی نسبت به اصل ولایت مطلقه فقیه چیست.

ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
آفتاب آزادی یا آفتاب زدگی / از : دکتر ن. واحدی
بخش سوّم: تفسیری سیاسی از گفتار خاتمی
چندی پیش جناب آقای خاتمی در استان کرمانشاهان میگوید :
"دمکراسی از طریق دین درایران برقرار نمیشود و دموکراسی غیر دینی علاوه براینکه در ایران مستقر نمیشود ما نمی خواهیم. اگر این رژیم ازبین برود معلوم نیست آنطرفش چیست؟......................................"
ملاحظه میشود در فراز "اگر این نظام از بین برود ...... آنطرش معلوم نیست چیست " دو شیطنت دیده میشود.
یکی - پیامی به غرب به ویژه به امریکا که ای حضرات ممکن است بعد ازما منافع تان درمنطقه به خطر بیافتد.
دو دیگر - هشداری به طرفداران موسوی – کروبی که ای غافلان چه بسا این اعتراض ها همان سر و صدای گور کندن برای خودتان باشد.
این منظورها در فرازهای پسین بیشتر آشکار میگردند:
"حضراتی که خواستار تغيير قانون اساسی و تغيير نظام هستند چه تضمينی ميدهند که اين نظام اگر برود دموکراسی به معنی غربيش در اينجا پياده بشود. امکان ندارد هم چه چيزی!    با کدام مردم. با کدام اعتقادات. با کدام پشتوانه "
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
چه کسی ديو را به شيشه بازمی گرداند؟ / شکوه میرزادگی
اين نوشته تقديم می شود به «حقوقدانان جنبش سبز» به خاطر دو اصل هوشيارانه و دقيقی  که برای ميراث فرهنگی و محيط زيست سرزمين مان به پيش نويس قانون اساسی پيشنهادی خود افزودند.*
در بيست و دوم بهمن 1357، سالی از سال های پايانی قرن بیستم، ناگهان دیوی از شیشه ی قرون وسطی بیرون آمد و در میانه ی سرزمین ما قد برافراشت؛ خميازه ای کشيد، با مشت ها به سينه اش کوبيد و بی «هيچ» حسی از عاطفه و عشق، و بی «هيچ» درکی از جايگاه انسان متمدن زمانه ی ما، راه افتاد به ميان مردم. مردم اما خوشحال و بی خبر قامتش را به بنای آزادی تشبيه کردند و نفسش را به گرمای زندگی. او با هر قدمی که برمی داشت خاک ها را به هوا می پراکند و سايه ی عظيم اما زنگ زده اش بر همه جا می نشست و نفس  سياهی که از دودکش های کهنه و پوسیده ی بينی اش بيرون می زد همچون خاکی سياه بر سر همه کس و همه چیز فرو می نشست. مردمان بسياری بزودی دريافتند که چه موجودی را از شيشه بيرون کشيده اند اما ديو برون آمده از شيشه زير نام حکومت اسلامی سی و يک سال است، همچنان که برآيند طينت ديوهای استوره ای است، کاری نداشته است جز زدن و کشتن انسان ها و ويران کردن همه ی نشانه های فرهنگ و تمدنی که حکم روح آن مردم را دارد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
آفتاب آزادی یا آفتاب زدگی / از : دکتر ن. واحدی
بخش دوّم: درفهم دشواریها
الف - پیش گفتار:
دربخش نخست، حوادث هشت ماه گذشته کلأ، روی میز مطالعه قرارگرفت. مطالعه ایکه شباهت این وقایع را با بحران سال 68 اروپا بخوبی آشکار ساخت. به این معنی که در آن زمان جوانان دانشجو به خیابانها و مراکز آموزشی ریختند تا پاک سازی و نو سازی مراکز علمی و پژوهشی را با شعار، " تالارهای درس پراز تار عنکبوت است"، خواستار شوند. این شعار که سریع گسترش یافت به معنی یک واریاسیون، نفی یک ساختار، یا به زبان ساده یک جنبش اعتراضی ، جنبش رفع تارعنکبوت  بود.
اما هنگامیکه این شعار پاسخ متناسبی دریافت نکرد، جنبش اعتراضی دانشجویان به جامعه نیز سرایت کرد و آن را بحرانی ساخت. بحرانی که دیگر اصلاحات را در چارچوب نظام نمی خواست. بحرانی که میرفت تا همهء نظام را زیر سئوال ببرد. از رو نیز شعارش جامعه ای بی سلطه بود. پس ملاحظه میشود که بحرانها به دلیل نفی واریاسیون، یا نفی نفی، بوجود میآیند که از زاویهء علمی یک سلکسیون، یعنی یک انتخاب می باشد. هرانتخابی در واقع میل رسیدن به هدفی است. از این رو مانند جریانی است که سو دارد. نام این جریان ولی دیگر جنبش نیست بلکه باید به آن حرکت گفت تا بتوان آن را از جنبش تمیز داد. تمیزی که پایهء معرفت جوئی است. پس "حرکت دوران 68" حرکتی بسوی پرتگاه آنارشیسم بود. درست اینجا تدبیر و سیاست به مردان دوراندیش نیاز دارد. مردانیکه دوراندیشگی دارند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
دربارهء «انقلاب اسلامی ایران» ! - على ميرفطروس
1
* نوعی ماهیّت گرائی مطلق در ارزیابیِ رژیم شاه (بعنوان یک رژیم وابسته) روشنفکران و رهبران سیاسی مــا را از درک تضادهــای محمدرضا شاه با دولت های اروپائی و آمریکائی بازداشت.
* انقلابِ ایران، شاید نالازم ترین و غیر ضروری ترین انقلاب در تـاریخ انقلاب های دو قـرن اخــیر بود.
* بر بستر یک بی بضاعتی فکــری و بی نــوائی فلسفی، هــر کس «یــوسف گمگــشته» ی خــود را در «کـنعــــانِ» اندیشــه هــا و ایدئولوژی های ضد تجدّد می یافت و در فضائی از اسطوره و وهم و خواب و خیال زمـزمه می کرد: « من خــواب دیده ام کــه کـسی می آید!».
اشاره:
انقلاب 57، حکایت پایان ناپذیری است که همروزگاران ما فراوان دربارۀ آن نوشته اند و آیندگان نیز از آن خواهند نوشت.
تحلیل های رایج از چگونگی برآمدِ انقلاب یا علل و عوامل آن، عموماً، ماهیّتی سیاسی- ایدئولوژیک داشته و بیشتر در خدمت توجیه یا تبرئۀ «اصحاب دعوی» می باشند تا در جهت حقیقت گوئی و روشنگری تاریخی.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
تاکتيکِ دوچهره گی !!!/ آريوبرزن داريوش
یکی از آفت های تربیت اجتماعی در انسان،آشکار شدن ظاهر سازی و دوروئی است. ظاهرسازی، پديده ايست منفی که میان ظاهر و باطن انديشه ها و عملکرد هر فرد فاصله ای ژرف می افکند که در اثر آن روابط اجتماعی او دگرگون و به معرفت و بینش اجتماعی اش خدشه ای بزرگ وارد ميآورد. برخی افراد با تعقل و بینشی ضعیف و انگیزهای متضاد درونی توان روانی کافی برای ابراز واقعيات ملموس را ندارند و این امردر آنان زمینه مساعدی را برای تمايل به ظاهرسازی و دوچهره گی در زندگی اجتماعی و سياسی شان فراهم می نمايد. خود را به خواب زدن وتحريف حقايق، البته هنری نیست كه بتوان به آن باليد. انسان مسئول و متعهد بخصوص درعرصه رسانه های جمعی وهمگانی بایست با چشمانی بیدار به راهی كه درآن پای نهاده بنگرد و آنچه که مينگارد و يا بيان ميکند را مورد سنجش دقيق قرار دهد تااز حقيقت دور نشده و ديگران را به قصد وعمد به فريب نکشاند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
آمریکا و گزینه تغییر رژیم (بخش اول) / نوشته حسن داعی
http://www.iranianlobby.com/
تداوم جنبش مردمی در ایران: بیم ها و امید ها
چند روز پیش، ریچارد هاس (Richard Haas) رئیس "شورای روابط خارجی" آمریکا (Council on Foreign Relations) در مقاله بسیار مهمی1 که در مجله نیوزویک به چاپ رساند ، با یک تغییر موضع آشکار و غیر منتظره از دولت اوباما خواست تا از سیاست "تغییر رژیم در ایران" حمایت کند. "هاس" که تا همین چند ماه پیش یکی  از جدی ترین مبتکران و آرشیتکت های سیاست تعامل و مذاکره با رژیم ایران بود، ضمن آنکه به اشتباه خود در مورد خوش بینی بیهوده به جمهوری اسلامی و اصرار بی جهت بر سیاست مذاکره اعتراف نمود، خواهان حمایت صریح و مستقیم اوباما از "اپوزیسیون" گردید. وی از جهان آزاد خواست تا این فرصت تاریخی برای رها شدن از شر این حکومت را از دست ندهد. ریچارد هاس یکی از مهمترین و با نفوذ ترین کارشناسان سیاست خارجی آمریکا است و از همین رو میتوان مقاله وی را بازگو کننده نظرات بخشی از محافل با نفوذ و موثر در آمریکا تلقی کرد. باربارا اسلاوین، کارشناس و خبرنگار معروف آمریکائی در مورد نظرات جدید ریچارد هاس گفت 2: "یک واقعگرا به استقبال انقلاب سوم در ایران میرود." اسلاوین نوشت که :"وقتی کسی مانند هاس از تغییر رژیم دفاع میکند، پرزیدنت اوباما بایستی بآن توجه کند."
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
ای مرد، اين مبارزه برای رهايی از دوزخ است، نه رسيدن به بهشت! / امیر سپر
ای کاش میتوانستم
- یک لحظه میتوانستم ای کاش -
بر شانه های خود بنشانم
این خلق بیشمار را
گرد حباب خاک بگردانم
تا با دو چشم خویش ببینند که
خورشیدشان کجاست
  (احمد شاملو)

مشکل در ما و فرهنگ و بويژه نخبگان ما است نه در شاه و شيخ و وزير و وکيل که عده ای بی فرهنگ نادان دوغ و دوشاب را در هم آميخته و اين القاب را برجسته کرده اند که بتوانند گناه تمامی کثافتکاری های خود را هم در کارنامه ی ديگران ثبت کنند... آخر اين دستمال بدستان بی مرام و بی شرافت و متجاوز و قاتل که داغ نوکری و بی ناموسی هم به پيشانی زده اند، از کرات ديگر به ايران نيامده اند کِه...
در درازای اين سده ها هم مرتبآ »از خون جوانان وطن لاله دميده« و هنوز نشکفته، پژمرده و خشک شده است. همچنان که »مرغ سحر« هم همچنان ناله سر داده و داغ ما را تازه تر کرده که در واقع اين داغ ،«داغ جهل» است که نسل پس از نسل در ايران تازه شده است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
جـایـگـاه اقــوام و مـذاهـب ایـرانـی در جـنـبـش ســبـز/ عبدالستار دوشوکی
  در طی سی سال اخیر جنبش های متعددی از جمله جنبش زنان، دانشجویان، کارگران، جنبش اقوام، جنبش اصلاح طلبان، جنبش رفـراندوم، جنبش سکولار و غیره در صحنه سیاسی ایران ظهور نموده اند که نحوه شکل گیری و تداوم مبارزاتی آنها نمایانگر جوهره ذاتی و جایگاه طیفی ، صنفی، قشری و یا قومی بعبارتی شناسنامه اینگونه جنبش ها بوده است. در نتیجه درک ما از واژه "جنبش" نوعی "پدیده انتزاعی ِ مجزاء" و نسبتا محدود می باشد. متاسفانه چگونگی آغاز جنبش سبز تحت شعار "رای من کو" و عقبه شخصیت های نمادین این جنبش و همچنین نام "سبز" آن، این سوءتفاهم را در برخی از اذهان بوجود آورده است که گویا "جنبش سبز" نیز همانند جنبش های دیگر وابسته به طیف و یا قشرهایی از جامعه با خواسته های نسبتاً مشخص و تا حدی محدود می باشد. بهمین دلیل نـگرانی ها و پرسش هایی در مورد ماهیت ساختاری و مطالبات جنبش ســبـز بخصوص در رابطه با خواسته های مشخص اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی و جایگاه آنها در این جنبش مطرح شده است که متاسفانه انعکاس واقعگرایانه و مطلوبی در رسانه های فارسی زبان نداشته است. برای پاسخگویی به اینگونه سوالات و دغدغه ها نه تنها باید شناخت کافی و تعریف دقیق و یا بعبارتی "بازتـعـریف دقیقتری" از جنبش سبز ضد استبدادی و آزادیخواهانه مردم ایران داشت، بلکه جایگاه اقوام و مذاهب ایرانی در جنبش سبز را باید در فرایند مبارزات دمکراتیک و حق طلبانه آنان در طی صد سال اخیر و بخصوص در سه دهه گذشته مورد بررسی قرار داد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
برگردان فارسی سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در یونیورسیتی کلاب
دبیرخانۀ شاهزاده رضا پهلوی
چهارشنبه 7 بهمن 1388
خانم ها و آقایان،
دوستان و اعضای گروه های دیپلماتیک در واشنگتن،
برای من جای خوشوقتی بسیار است که امشب، در این مکان تاریخی، جایی که بسیاری از اعضای نامدار آن درطول قرن گذشته از زمان تشکیل آن در سال ۱۹۰۴، در شکل دادن به جهان ما، و پایه گذاری اصول دموکراسی و ارزش هایی که همۀ ما به آنها باور داریم، نقش داشته اند، در میان شما باشم. من، بویژه از دکتر نورمن بیلی، و آقای نوربرت کوپینسکی، به خاطر دعوت از من و تدارک برنامۀ امشب سپاسگزاری می کنم.
پیش از پرداختن به رویدادهای شگفت انگیزی که هم اکنون در کشور من رخ می دهد و بی گمان شکل و مسیر آیندۀ کشور مرا دگرگون خواهد ساخت، مناسب می دانم روی این واقعیت تاکید کنم که ما در جهان پیچیده ای زندگی می کنیم که آن امیدها و دیدگاه هایی که ما آنها را تحسین می کنیم و نشانه های پیشرفت، مدرنیته، و رفتار متمدنانه می دانیم، به گونه جدی به چالش گرفته شده اند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نامه خصوصی هاشمی رفسنجانی به آیت الله خامنه‌ای درباره خروج از بحران
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای زیده عزه
اینجانب برای پرهیز از خطرناکتر و آلوده تر شدن فضای سیاسی کشور سکوت کرده ام اما سکوت من حدی و اندازه ای دارد اینجانب در پایان نامه اخیر خود بشما عرض کردم که سرچشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گرفتن به پیل و متاسفانه شرایط کنونی کشور چنین خطرناک شده است که کار از کار خواهد گذشت اگر حضرتعالی صف خودتان را از این باند و گروه مافیائی جدا نفرمائید هر روز شما را بیشتر آلت دست قرار میدهند و تهدیدات خودشان را از زبان شما جاری میکنند...

فرمایشات اخیر شما که گفتید دشمنان همواره مخالف شفاف بودن فضا هستند زیرا آنها در فضای غبار آلود و فتنه می توانند به اهداف خود برسند و موضع گیری شفاف و پرهیز از مواضع مبهم و دو پهلو را یكی از نیازهای مهم دوران فتنه و غبارآلودگی فضا دانستید کاملا صحیح میباشد اما این موضعگیریهای دو پهلو شامل حال ما نمی شود بلکه حضرتعالی و گروهی که شما از آنها پشتیبانی میکنید دو پهلو و منافقانه بر خورد میکنند
از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز بارها با هم چه در محفلهای خصوصی و چه در حضور بسیاری از بزرگان تاثیر گذار انقلاب بحث و نقاش پیرامون منافقانی که همیشه با شما بوده اند کرده ایم از وقتیکه جریان مک فارلن پیش آمد تا وقتیکه یکشبه آقای احمدی نژاد بجای آقای قالیباف رئیس جمهور شد همیشه جنابعالی چون مومی در دست یهودیان بظاهر مسلمان شده ایران بوده اید و مجری اهداف آنها در ایران و منطقه خاورمیانه و در سطح کلی جهان ..
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
«کدام گزينش»کژراهه اصلاح نظام يا راهيافت دمکراسی سکولار.../ دكتر حسن كيانزاد
در آستانه 22 بهمن ماه, سالگرد ديگری از انقلاب فاجعه آفرين 57, گفتمان غالب بر ايرانيان در درون و برون از ميهنمان, چه در رسانه های گروهی و يا فضاهای مجازی و ديگر نشست های سياسی, پيرامون روند دگرگشت و تحول در جامعه سياسی ايران و چگونگی شکل گيری راهيافت برون رفت از بحران حاکم, پيگير ادامه دارد. در اين ميان, برای برون رفت از اين بحران , که حکومتگران دين سالار غاصب در 31 سال گذشته بر مردم ايران و کشورمان تحميل کرده اند, از دو راهيافت می توان سخن به ميآن آورد: يکی از سوی اصلاحگرانی که در درون ساختار نظام قرار داشته و در گذشته نه چندان دور دارای مسئوليت های کليدی رده نخستين بوده اند, که پس از فرايند گزينش 22 خرداد ماه 1388 و تقلب در انتخاباتی که هيچ هنگام در گذشته هم انجام اش برخوردار از آزادی در مفهوم متعارف نبوده, همراه با جنبش خودجوش اعتراضی و فراگير مردم ايران شده و ابطال آن را خواستار شدند. شدت سرکوب و تجاوزات بربرانه نيروهای بسيج و سپاه و اراذل حکومت پادگانی و جنايات ناشی از آن در برابر خواستها و مطالبات مردم آزاده ايران, آنچنان بود که جو حاکم, ترکيب و شکل گيری شعارهای نوينی را در بستر کنش های روزانه جنبش سبز به وجود آورد. از آن جمله: استقلال, آزادی, جمهوری ايرانی, نه غزه و نه فلسطين, جانم فدای ايران, مرگ بر خامنه ای, مرگ بر ولايت فقيه, خامنه ای قاتله, ولايت اش باطله, که نشانه هايی ازيک سمت و سوگيری متحول و شفاف در جهت مخالفت با موجوديت کل نظام جمهوری اسلامی و پاشنه آشيل آن, يعنی ولايت فقيه می باشد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
ما و پاسخ های آیت الله : الان وقت این حرف ها نیست!
آنچه که در پی می آید فرتوری از روزنامه کیهان در سوم بهمن ماه 1357 است که متن اولین گفتگوی خبرنگاران ایرانی ( منصور تاراجی به نمایندگی از روزنامه اطلاعات و نوشابه امیری به نمایندگی از روزنامه ی کیهان ) با آیت الله خمینی در پاریس است . مصاحبه در روز سوم بهمن 1357 بطور همزمان در هر دو روزنامه بچاپ رسید و برای اولین بار ، دو ایرانی رودر روی آیت الله نشستند . هنوز تا بازگشت آیت الله خمینی روزها باقی بود و چند روزی بیشتر از خروج شاه نمی گذشت . تغییرات بنیادین محتمل و اجتناب ناپذیر به نظر می رسید ، اما شرح جزئیاتش را کمتر کسی می توانست به گمانه نشیند .
هیجانات انقلاب و بی تجربگی مردم و نابینائی سیاستمداران بی دانش، استبداد نعلین را از پاسخ های خمینی در نیافتند و با شیفتگی کامل مملکت و حکومت را به این ملای معتقد به تقیه سپردند.
در سالگرد 22 بهمن شوم بد نیست نگاهی به این روزنامه بیفکنیم و آن پاسخ ها را با بیانات برخی از سیاستمداران و روشنفکران بی دانش کنونی مقایسه کنیم. بویژه آنگاه که می گویند : « الان وقت این حرفها نیست » . وقت هر سخنی همین حالاست ، از سخن نترسیم ، از ابهامی که در پس مسکوت ماندن آن سخن خود را می نمایاند بیم داشته باشیم !
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
شما نوکر این ملت هستید! / الاهه بقراط
شما ای نوکران ملت! شرم بر شما باد که اگر به روایت سعدی عضوی از «بنی‌ آدم» بودید، تنها تصور یک اعدام، آری، تنها تصور آن، در حکومت و نظام شما، می‌بایست خواب از چشمانتان می‌ربود و مجنون‌ وار سر به بیابان می‌نهادید. شما از این همه خون به جنون نرسیدید بلکه حق به جانب و لبخندزنان بر جایگاه خود لم دادید و دلتان به این تصور بی‌پایه خوش که جایتان سفت است! ما، چپ و راست، جمهوری‌خواه و مشروطه‌طلب، لیبرال و دمکرات، کمونیست و سوسیالیست، بی‌دین و دیندار، همه جا حتی بغل گوش شما از تأسیسات اتمی، سپاه و بسیج و حوزه علمیه تا «بیت رهبری» و مجلس و دولت و سفارت هستیم و نمی‌گذاریم بر سر ملت معامله کنید!
*****
  به راستی، مسئله و موضوع اصلی آنچه جنبش اعتراضی مردم نامیده می‌شود چیست؟ اغلب ایرانیانی که خود را جزو این جنبش می‌دانند و با علاقمندی آن را دنبال می‌کنند و نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهند، بر سر این واقعیت که لایه‌های مختلف اجتماعی با اهداف و انگیزه‌ها و عقیده‌های متفاوت سیاسی آن را همراهی می‌کنند، اختلافی ندارند. اما این نیز واقعیتی است که شرکت‌کنندگان در این جنبش بیش از آنکه بخواهند از نظام جمهوری اسلامی عبور کنند، نسبت به آنچه پس از آن قرار است بیاید، توافق نظر دارند: فضای آزاد سیاسی که در آن همواره حق انتخاب وجود داشته باشد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
انتقاد شدید رهبر مذهبی اهل سنت از اعدام ها و انتقادناپذیری مسئولین رژیم
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸
مولوي عبدالحميد ؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌هاي نماز جمعه امروز (نهم بهمن) زاهدان در مسجد مكي اين شهر گفت : پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 با قيام و به خواست مردم ايران بود و مانند بسياري از كشورهاي ديگر با كودتاي نظامي اين انقلاب پيروز نشد. و امروز نيز استمرار و بقاي آن به خواست و اراده مردم بستگي دارد.
 وي گفت : من آنچه را كه به خير و صلاح ملت و مسئولان و دلسوزانه مي‌دانم بيان مي‌كنم و نبايد سخنان من مورد سوءتعبير قرار گرفته و مغرضانه تعبير شوند. همه ما مسئوليتهايي داريم كه نبايد از زيربار آنها شانه خالي كنيم.
وي افزود : جمهوري اسلامي كه به جاي نظام پادشاهي در ايران مستقر شد با راي و انتخاب مردم استقرار يافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هيچ سيستم حكومتي در دنيا با قدرت اسلحه حفظ نشده است بلكه آنچه موجب بقاي حكومتهاست ، گسترش عدالت و حفظ مردم در صحنه است. انقلاب اسلامي نيز با زور اسلحه پيروز نشده است بلكه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده كه انقلاب را پيروز كرده است امروز نيز خواست مردم و رضايتمندي آنان موجب بقاي نظام است.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
طرحهای پوسیده وسازش بین بالائیها برای خروج از بحران
                  مهدی کروبی  بخاطر تنفیذ رهبری، احمدی نژاد را رئیس جمهور مشروع میدانم
اینروزها ترس ووحشت سراپای رژیم فاسد جمهوری اسلامی را فرا گرفته است. ترس ازسقوط وفروپاشی وبرباد دادن ثروتهای افسانه ای و محاکمه و مجازات در دادگاههای خلق، بیت رهبری و کلیت نظام را دچار سراسیمگی وتزلزل کرده است . مردم ازکوچکترین مراسم سیاسی و یا مذهبی  که به دعوت خود رژیم  صورت میگیرد سود میجویند وبه خیابان می آیند و آن را به  میدان نبرد علیه ولایت فقیه و سید علی خامنه ای تبدیل میکنند. ضربات پی درپی مردم کشورما برپیکر نظام جمهوری اسلامی در خلال هشت ماه اخیر و بویژه درتظاهرات باشکوه روز عاشورا در6 دی ماه و نبرد خیابانی با مزدوران رژیم و خلع سلاح شماری از گرازهای اسلامی ، لرزه براندام رژیم کودتا انداخت وبشدت وی را به آینده خویش نگران کرده است. پیکارقهرمانانه مردم ایران و فریاد مرگ برخامنه ای منحصر به  یکی دو شهر و دوگروه کوچک از مردم نبود. دهها هزار نفر از کارمند و کارگر و دانشجو و بویژه جوانان شجاع و رزمنده دربسیاری از شهرهای ایران درتظاهرات 6 دیماه شرکت داشتند و گوشمالی  ودرسی جانانه به لشگریان آدمخوار رژیم دادند که آن را هرگز فراموش نخواهند کرد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
آفتاب آزادی یا آفتاب زدگی / از : دکتر ن. واحدی
در بررسی هرتئوری، یا نظریه و یا ادعائی کارل پوپر تنها به محتوای  آن توجه ندارد بلکه ارزش محتوا  را بسیار مهمتر از خود محتوا تشخیص میدهد. پوپر مفهوم ارزش محتوا را، که در واقع مجموعهء همهء عواقب یک نظر یا یک ادعاست، ازآلفردتارسکی  بعاریت گرفته است. این مفهوم را شاید بتوان در زبان فارسی به معنی دوراندیشگی بکار برد. مشروط براینکه آن را دربستری منطقی، آرایش و سامان دهیم. وگرنه دچار همین شلختگی ای میشویم که ورقهای سیاه تاریخ ایران برگهء  آنند. به ویژه وقتی از ارزش محتوای یک ادعا و یا یک تئوری سخن میرود منظور تنها عواقب آن در فردا و پس فردا و یکسال و دوسال پسین نیست. یعنی بُعد زمانی این عواقب میتواند میلیونها سال را نیز شامل بشود. مثلأ تئوری جاذبه میلیاردها سال است که خورشید را تابناک کرده و بازهم آن را تابناک خواهد کرد(البته همراه با اثرات هسته ای).
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
جشن ِ ششم ِ بهمن خجسته باد / احمد پناهنده
ششم بهمن ماه سال هزار و سيصد و چهل و يک ِ خورشيدي، در تاريخ ِ جهشوار ِ ايران، از دنياي کهنگي و عقب ماندگي به جهان ِ نو و مدرن، جايگاه ِ ويژه اي دارد.

از پس اين روز و رويداد است که جامعه ي کهنه ي ايران فرو مي ريزد و بر خاکروبه هاي آن، ايران ِ مدرن بنا مي شود.

در بسياري از عرصه ها نيروهايي که سالها از فعاليت اجتماعي محروم بودند، ديوار جهالت را شکستند و با انرژي بي همتا وارد اجتماع شدند که در رأس اين عرصه ها بايد از عرصه ي زنان ياد کرد که بر کاکُل همگي مي درخشد.

اما در برابر اين حرکت ِ روشنايي آفرين ِ فردا و فردا ها، نيروهاي ِ ايست تاريخي قرار داشتند که با تمامي قوا در مقابلش صف آرايي کردند و در اين صف آرايي بدون کوچکترين شرمي در پشت ِ عقب مانده ترين قشر تاريخ قرار گرفتند و غائله ي پانزدهم خرداد ِ سال چهل و دو را آفريدند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
تبعيض جنسيتی، حقوق زنان، يا مشکل اصلاح طلبان غيرسکولار/ شکوه میرزادگی
بيانيه ها و محوريت سکولاريسم
پس از بيانیه ی پر سر و صدا و اعتراض برانگيز پنج تن از شخصيت های اصلاح طلب مذهبی، به حمايت از مواضع آقايان «موسوی، کروبی و خاتمی» (که همواره مبتنی بر حفظ نظام جمهوری اسلامی با تاکيد بر «اکثريت باورمند مذهبی در ايران» بوده است)، چهار بيانيه ی پشت سر هم از جانب گروه های روشنفکری خارج از کشور منتشر شد که در هر چهارتای آنها، با زبان هايي متفاوت، به لزوم برقرار شدن حکومتی سکولار (مبتنی بر جدايي مذهب از حکومت) اشاره يا تاکيد شده است. اما دو تای از اين چهار بيانيه ـ يعنی بيانيه 53 تن روشنفکر و بيانيه ی 31 روشنفکر ـ بر پشتيبانی از گفته های آقای موسوی نيز تأکيد کرده اند و دو تای ديگر ـ يعنی بيانيه ی پشتيبانان سکولار جنبش سبز  و بيانيه ی راه حل ما زنان برای برون رفت از بحران تاکيد را بر لزوم انحلال حکومت موجود در ايران و برقراری حکومتی سکولار گذاشته اند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
زنگ ها برای شما به صدا در آمده است
نامه یی خطاب به مهندس "میرحسین موسوی" نماد رهبری جنبش سبز ایران
سه‌شنبه  ۶ بهمن ۱٣٨٨ -  ۲۶ ژانويه ۲۰۱۰
آقای موسوی قبلا به دلیل اینکه عادت نکرده ام برای هیچ مخاطبی هر چند صمیمی ترین باشد القاب خاص و تملق آمیز به کار ببرم از اینکه بسیار ساده و بدون پیراهه شما را مخاطب قرار می دهم عذر می خواهم. بهانه نوشتن این نامه یا شاید مطلب چیزی نیست به جزء نگرانی نسبت به سرنوشت جنبش به حق سبز کنونی و امیدواری برای یافتن راهکارهای اعتراضات مدنی و بدون خشونت ملت تا شاید که از گردنه ی خطرناک و مهلکه کنونی که یک طیف تندرو و کودتاچی بر کشور تحمیل کرده اند بتوان به سلامت گذر کرد. از اینکه برخلاف عرف معمول دنیای سیاست بر یافتن راهکار اعتراضات مدنی و تعمیق جنبش سخن گفته ام تنها به دلیل این واقعیت غیرقابل انکار است که نظام مستقر بدون تغییرات بنیادین در تمامی شاکله خود راه هرگونه رفرم قابل پذیرشی برای احقاق حقوق ملت را بسته است و تا زمانی که سنگرهای استبدادی آن در هم نشکند رسیدن به هرگونه مصالحه غیرباور می نماید.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سایر مطالب .......
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 40 از 1147
� � �

poshtibanan_logo.gif
freedom.jpg

 
از نگاه دوربین
Image13.jpg
سرزمین ما ایران
2derakht.jpg
درخواست
Active Image

Active Image
 
  هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم

Image
در شصتمين سالگرد تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با امضای اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
لطفا اگر مايليد اين پتی شن را امضا کنيد:
http://www.everyhumanhasrights.org/sign_up

Image


Image

Active Image


چه امید عبثی بستم به مترسک

که بپاید جالیزم را!

من خودم باید برخیزم.

محمدرضا شفیعی کدکنی


 
شعر

نادرپور: بگذار تا که ناله ی زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینه ها !
 
31 دسامبر 2009
 
ای دوزخی سرشت! اگر ظلم آسمان
میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت،
در زیر آفتاب دل افروز آن دیار
دست تو، غیر دانه ی نامردمی نکاشت
وقت است تا ز کِشته، ترا باخبر کنم.
*   *   *

زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد ،
ای ناستوده مرد!
زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد
بر سنگفرشِ سرد ،
بگذار تا سرود فنای تو سر کنم :
     *   *   *

در چشم من، تو باد سیاهی که ناگهان
چندین هزار برگ جوان را ربوده ای ،
یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب
چندین هزار دیده ی پر اشتیاق را
بر بامداد بسته و بر شب گشوده ای.
*   *   *

شبهای بی ستاره ، که چشمان مادران
بر گونه ، اشک ماتم فرزند رانده اند
در دیدگان سرد تو ، ای ناستوده مرد!
رحمت ندیده اند و ندامت نخوانده اند.
*   *   *

پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور
نام جگر خراش عزیزان نوشته اند ؛
خون گریه می کنند که در رورگار تو
آن را دروده اند که هرگز نکِشته اند.
*   *   *

گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را
از رایتِ سه رنگ دلیران ربوده ای ،
یادش همیشه مایه ی جوش و خروش ماست
ور نام آن سخنور شهنامه گوی را
از لابلای دفتر و دیوان ربوده ای ،
تنها ، سروش اوست که در گوش هوش ماست.
*   *   *

بگذار تا که ناله ی زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینه ها ،
سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن
تا بردَمد ز خاک ، گل سرخ کینه ها .
*   *   *

بگذار تا سپیده دم روز انتقام ،
وقتی که سر بر آوری ز خواب صبحگاه
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
که ای دیو دل سیاه!
مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن ،
نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….

نادر نادرپور



بابک پرهام
(ب.اشراق)


بال و پر یافته

وراسوی شهر
رعنا نشسته بر بلوط ِ شکیبا
باز ِ برنا ،
می کشد جیغ از قامت سبز زیبا
باز ِ برنا،
بلندگاه اش درخت
آ وردگاه اش دشت ،
نورگاه ِ دورش، طلوع
دورگاه ِ نورش، غروب ،
گرم می شود بال اش
باز می شود جان اش
برنا ، شکیبا ، رعنا.
کلاغ ِ شهر ، دزد ولی بی چاره، همانا که بی خانه می سوزد
باز ِ خیس ، زیر باران، دشت به دشت چون مهمان ِ صبا می کوچد.
قار و قار ِ شهر سوخته ، جیغ ِ دشت طراوت یافته
حکمتی است ، اشراق
یک سوی، قلندروار، آشکار و دود می شود
و آن سوی، بال و پر یافته، محو و زلال می شود.


جمعه بیست و پنج دسامبر دوهزار و نه میلادی/ ال دورادوهیلز

 

 

 

 

www.poshtibanan.org - www.poshtibanan.com - www.poshtibanan.net - 2006