|
کنکاشی در باب مفهوم ًحکومت سکولاریسمً / کورش اعتمادی |
استهکلم 3 سپتامبر 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
از جمله موانع جّدی در طول همهء این سالهای از دست رفته جهت ایجاد یک نهاد اپوزیسیونال دمکراتیک در مقابله با رژیم جمهوری اسلامی،بخشا ً ابداع گریهای بی پایه و بازتولید مفاهیمی گُنگ و ناشناخته از مقولات سیاسی است که پیشتر نخبگان سیاسی در این عرصه دخالتگر بوده اند. این رخداد بُهت آوری است که برخی از کنشگران سیاسی با همهء تجارب و سالها اندوخته های سیاسی تلاش میورزند سکولاریسم را در قالب یک ایدئولوژی مدوّن و ًحکومت سکولار ً را نظم حکومتی با شاخص های یک ً آلترناتیو سیاسی ً مطرح کنند. این نتیجه گیری از آن سو حاصل شد که تأکید میشود ًحکومت سکولارً تنها ً آلترناتیو سیاسی ً و جانشینِ حکومت مذهبی – ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در شرایط امروز ایران است، بی آنکه در این رابطه کوششی صورت گیرد تا مبسوط و یا کوتاه ویژگیهای این ًآلترناتیو سیاسی ً و حکومت جانشین (حکومت سکولار) در همه ابعاد آن معرفی و مورد بررسی و نقد قرار گیرد. همانگونه که اشاره شد این کاستی متّوجه جامعه نخبگان سیاسی است که در باور خود کوشش میکنند در قالبی کلی و گاه عجولانه از نظم جدید حکومتی (حکومت سکولار) سخن بمیان آورند که از آغاز ابهاماتی آشکار پیرامون محتوی و فرم آن مشاهده میشود. به سختی میشود در فرهنگنامه سیاسی این پدیده جدید سیاسی (حکومت سکولار) را باز شناسایی کرد و جنبه های ساختاری آنرا بمثابه یک نظم حکومتی نوین تأیید کرد. پرسش این است، آیا ًحکومت سکولار ً بعنوان یک نظام حکومتی از همهء شاخص های دیگرنظامهای حکومتی که بشر آنرا در طول زمان تجربه کرده است، برخوردار است؟ آیا ًحکومت سکولارً همانند هر نظم حکومتی دیگر محتوی (زیر بنای ) و فرم (روبنا) معینی را دارا میباشد؟ پایه های تئوریک و ایدئولوژیک این نظم حکومتی (حکومت سکولار) در رابطه با محتوی و فرم آن چیست؟ |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
سنگسار!؟ ایران زمین ،وطن طاعون زدهً من!/ کاظم رنجبر |
تقدیم به خانم :سکینه محمدی آشتیانی ،و تمام زنان و دختران ایرانی.
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
پیشگفتار : در زبان لاتین ، بیماری طاعون را ،Pestis می گویند.کلمه طاعون ،در ادبیات اروپا،، مترادف با مرگ وحشتناک وبیشمارانسان ها ، در اندک مدت است.برای نمونه شیوع بیماری طاعون در سال 1665، درشهرلندن، در تاریخ مشهور است .این بیماری درطول چند هفته ، بین 75000، تا 000 100 ساکنین این شهر را نابود کرد.در آن زمان لندن بیشتراز 350 هزار نفر جمعیت نداشت.همین کلمه طاعون ، همراه با صفت سیاه ،« طاعون سیاه » معرٌف حاکمیت یک نظام ایده ئولوژیکی است که جزء مرگ ، ویرانی، جنگ وبدبختی و بیماری ،چیزمثبت و مفید ، به ملت ، ارمغان نمی آورد.طاعون سیاه نازیسم هیتلری ، در آلمان ، طاعون سیاه اسلام ناب محمدی روح الله خمینی در ایران، نمونهً این نوع رژیم ها هستند. ملت ایران در طول این 31 سال حاکمیت یک مشت، آخوند جانی ، جاهل ، دنیا پرست کینه توز ،دشمن انسانیت و عدالت، عقل و معرفت ، گرفتار این طاعون سیاه شده اند،که نتایج مرگبار و نابوی ملت و مملکت را ، هر ایرانی ،چه در داخل کشور و چه در خارج کشور ، با پوست و استخوان خود حسٌ میکند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
درباره 1- خانم عبادی و 2- جنایت آموزی به کودکان / شکوه میرزادگی |
چهارمین سالگرد کمپین یک میلیون امضا را به کوشندگان جنبش زنان تبریک می گویم ----------- ـ خانم عبادی، ما نه شیوا را فراموش می کنیم و نه سکینه را! اخبراً، در پی گفته های خانم شیرین عبادی درباره ی یکی از قهرمانان مبارز سرزمین مان، يعنی خانم شیوا نظرآهاری، و نيز 17 زندانی اعتصاب کننده ای که در خطر مرگ قرار داشتند، و همچنين سکینه محمدی، زنی که در انتظار سنگسار به سر می برد، برخی دلیلی پیدا کرده اند تا مدام تکرار کنند که: «جمهوری اسلامی داستان سکینه محمدی را بر سر زبان ها انداخته تا توجه جهان را از زندانیان سیاسی سلب کند». نتيجه گيری تلويحی از اين سخن آن است که : «پس، کاری به کار سکینه نداشته باشیم و حواس مان را فقط روی زندانیان سیاسی مان متمرکز کنيم!» البته، خانم عبادی، در ابتدای گفتگوی خود، به درستی و دقیقاً می گویند که: «جامعه ی جهانى درباره ی شيوا نظرآهارى و ۱۷ زندانى سياسى ديگر ايران كه دست به اعتصاب غذا زده بودند بى توجهى نشان داده است و اكنون بايد براى نجات جان شيوا نظرآهارى اقدام كند... بايد وجدان عمومى را در سطح ملى و بين المللى حساس كرد و توجه همگان را به اين مسئله جلب كرد كه در مورد بسيارى از زندانيان سياسى اين خطر وجود دارد». |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
اين لقمه، اندازه دهان شما نيست/ پدرام فرزاد |
دوشنبه 8 شهريور 1389 حال که با ترس و لرز از راه افتادن جنگی که باعث و بانیاش ادبيات بیادبانه و گندهگويیهای رئيس جمهور و عمله و اکره و اعوان و انصارش است، پس از آن همه جنايت، بحث آشتی را پيش کشيدهايد و با دچار شدن عمدی به نوعی "آلزايمر خودخواسته" و از ياد بردن جناياتتان در کشتار، بازداشت بدون حکم، زندانیکردن، شکنجه، تفتيش عقايد، اقرار گرفتن به شيوه قرون وسطا و ... در مقام يک مصلح اجتماعی قرار گرفتهايد و بر طبل آشتی میکوبيد و دم از وحدت میزنيد که مبادا در مواجهه با قویتری از خودتان، نظامی را که اين همه برای نگه داشتناش خون مردم را ريختيد از دست بدهيد شرايط کنونی ايران از هيچ جهتی قابل مقايسه با افغانستان ۲۰۰۱ و عراق ۲۰۰۳ نيست.ايران کشوری بسيار پهناور و پرقدرت با جمعيت بيش از ۷۰ميليون نفر است و دارای يکی از مجهزترين قدرتهای نظامی دنيا و کارآزمودهترين ارتش و سپاه با فناوریهای روزآمد و بسيار پيشرفته میباشد. اين ارتش علاوه بر حدود يک ميليون نفر رزمنده کلاسيک که در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ايران و هرکدام در سه نيروی زمينی، هوايی و دريايی و هوانيروز و رزمندههای جنگهای نامتعارف و با تخصصهای آفندی و پدافندی میباشند؛ مضافاً حدود يک ميليون نفر نيروی شبه نظامی فعال با عنوان «بسيج فعال» و آموزش ديده، که کنترل شهرها و روستاها و پايگاههای اداری و جمعيت را در اختيار دارند را، داراست. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
داستان ورود ماست ها را کیسه کردن به مجموعه ی ضرب المثل های پارسی |
اصطلاح بالا کنایه از: جا خوردن، ترسیدن، از تهدید کسی غلاف کردن و دم در کشیدن و یا دست از کار خود برداشتن است. فی المثل گفته می شود:«فلانی چون سنبه را پرزور دید ماستها را کیسه کرد.» یا به عبارت دیگر به محض اینکه صدای مدیر یا ناظم بلند شد بچه ها ماستها را کیسه کردند و غیره... اکنون ببینیم وقتی که ماست داخل کیسه می شود چه ارتباطی با ترس و تسلیم و جا خوردگی پیدا می کند. ژنرال کریمخان ملقب به مختارالسلطنه سردار منصوب در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار مدتی رییس فوج فتحیۀ اصفهان بود و زیر نظر ظل السلطان فرزند ارشد ناصرالدین شاه انجام وظیفه می کرد. پارک مختارالسلطنه در اصفهان که اکنون گویا محل کنسولگری انگلیس است به او تعلق داشته است. مختارالسلطنه پس از چندی از اصفهان به تهران آمد و به علت ناامنی و گرانی که در تهران بروز کرده بود حسب الامر ناصرالدین شاه حکومت پایتخت را برعهده گرفت.در آن زمان که هنوز اصول دموکراسی در ایران برقرار نشده و شهرداری (بلدیه) وجود نداشته است حکام وقت با اختیارات تامه و کلیۀ امور و شئون قلمرو حکومتی من جمله امر خوار بار و تثبیت نرخها و قیمتها نظارت کامله داشته اند و محتکران و گرانفروشان را شدیداً مجازات می کردند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
بیانیه نخستین ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره راستی این رویداد |
.... و ایشان را تا در خود بازنگریستند جز باد هیچ به کف اندر نبود جز باد و به جز خون خویشتن چراکه نمیخواستند؛ نمیخواستند نمیخواستند که بمیرند «احمد شاملو» فعالان محترم حوزهی رسانه، اهالی فکر و نظر و مردم شریف ایران و شما سربازان پیدا و پنهان نظام اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ما (لیلا ملکمحمدی و رضا ولیزاده) امروز به ضرورتی روی سخن با تمام شما داریم؛ شما که زخمخورده و زخمزننده، به میدان درآمده و هستی خود را برای رسوایی ستمکاریِ دشمنان خانگی، عیارانه به میدان آورده یا گوشهی عافیت اختیار کرده یا دست و زبان خود را به کام دشمن، تازیانهی مردم کردهاید. چه بسیار اتفاق نادرهایست که بیانهای خطاب به جمعی بدین پایه ناهمگون و ناهمبسته نوشته شود؛ اما کدام شماست که نام «ترانه موسوی» را نشنیده باشد و خود را بازجویانه به قضاوت چیستی ماجرایش ننشانده باشد. این خود نقطهی اشتراک همهی ماست. این نوشته خطاب به همهی شماست که یا تنها گوشی برای شنیدن ماجرا بودهاید یا دلآشوبههای هولناکیاش را یک سال تحمل کرده یا با خلوص نیت در واقعیت آن تردید کردهاید یا به دستور، آنرا دروغ و دغل خواندهاید. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
اپرای آرشین مال آلان در تبریز |
|
|
هنوز اندکی وقت برای نجات از وحش باقی ست / شکوه میرزادگی |
تا قبل از به راه افتادن جنبش سبز، يا جنبش حق طلبانه و آزادی خواهانه مردم ایران، و تا قبل از آن که این جنبش زیر سند «پایان جمهوری اسلامی» را با هزارها زندانی و تجاوز دیده و شکنجه شده و کشته شده امضا کند، مردمان جهان به درستی به عظمت فاجعه ای که بر سر هفتاد میلیون از مردمان «هم زمینی» شان فرود آمده بود واقف نبودند. تا همین یک سال پیش، بیشترین مردمان این کشورها ایران را سرزمينی می دیدند با چاه های عظیم نفت، با یک حکومت مذهبی تندرو، و میلیون ها زن و مردی که به دنبال حکومت خودشان سینه می زنند و مرگ بر آمریکا می گویند، با ـ احتمالاً ـ اندک مردمانی مخالف اما بی تفاوت. و چنین بود که برایشان فرقی نمی کرد که دولت هاشان با این حکومت رابطه ی اقتصادی داشته باشند، آن هم رابطه ای که بیشتر می گیرد و کمتر می بخشد. به گواه لیست عریض و طویل معاملاتی که مهمترین کشورهای جهان در این سی ساله با جمهوری اسلامی داشته اند، می توانیم بگوییم که از انگلستان و فرانسه و آلمان گرفته تا روسیه و چين و کشورهای کوچک و بزرگ دیگر، و از کشورهای آمریکای جنوبی گرفته تا همه ی کشورهای خاور دور و افريقا، همه ی جهان با حکومت اسلامی مراوده اقتصادی داشته اند. و هميشه هم این مراوده، به صورتی یکطرفه، به سود آن ها و به زیان مردم ایران بوده است، یعنی وقتی حکومت مسلط بر ایران از جایی جنسی می خریده، که برخی شان بنجل هایی است که در خود کشورهای صادر کننده هم مشتری ندارند، یا به صادرات آن ها کمک می رسانده، یا آن چه را که می فروخته بیشتر از منابع طبیعی و انرژی زای ما بوده که بدون بهره برداری درست از آنها ، صادر می شده اند، و هميشه ما را فقیرتر و خریدارن را غنی تر کرده است. در واقع، می توان گفت که «روابط اقتصادی» اسم ظاهری اين رابطه بوده و شکل حقيقی اش بذل و بخشش هایی محسوب می شده که گاه برای یارگیری های سیاسی به کشورهایی چون روسیه و چین و .. داده می شده و گاه برای توسعه ی تفکر و سلطه ی حکومت اسلامی به کشورهای عقب مانده تر از خودمان ـ آن هم نه برای کمک مادی یا معنوی به مردمان بدبخت آن کشورها که برای افزودن نیروی تسلیحاتی شان و به جنگ و بدبختی و فقر بیشتر کشاندن شان. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
گزارش کمیسیون رفع تبعیض نژادی و "سکوت" رسانه های ایرانی / عبدالستار دوشوکی |
کمیسیون و یا کــمـیـته هیجده نفره ناظر بر رفع تبعیض نژادی سازمان ملل مـتـحـد (The Committee on the Elimination of Racial Discrimination) در گزارش (۱) دوره ای خود که دیروز جمعه پنجم شهریور۱۳۸۶ در مقر سازمان ملل در ژنو منتشر شد، در راستای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد از دولت ایران مصرانه تقاضا نمود تا به تبعیض نژادی (Racial Discrimination) برعلیه اقوام (ملیت های) ایرانی نظیر بلوچ، کرد، آذری، عرب، ترکمن و غیره پایان دهد. این کمیسیون با ابراز نگرانی شدید نسبت به اعمال تبعیض نژادی سیستماتیک بر علیه اقوام ، از دولت ایران خواست به قرارداد (کنوانسیون) بین المللی مبارزه با نژادپرستی (۲) که ایران (۳) نیز امضاء کننده آن است پایبند باشد. این گزارش به زبان های مختلف از جمله انگلیسی توسط خبرگزاری ها و رسانه های معتبر جهان منعکس شده است. اما متاسفانه در رسانه های فارسی زبان انعکاس آن بسیار کم رنگ بود. رسانه های داخل کشور هیچگونه اشاره ای با این گزارش نکرده اند. در ابتدای گزارش (در بخش مقدمه) از حضور فعال نمایندگان عالیرتبه دولت ایران ومقامات ارشد وزارتخانه ها و نهاد های حکومتی ایران در مراحل مختلف تفحص و تحقیق، و همچنین از ارائه مدارک و اسناد مربوطه و همکاری قابل تقدیر مقامات حکومتی در پروسه بررسی و تحقیق کمیسیون، تشکر و تقدیر شده است. ظاهراً دولت ایران ارائه مدارک و مستندات خود را از ژوئـیـه سال ۱۹۹۹ میلادی آغاز نموده و سپس حداکثر تلاش و همکاری لازمه با کمیسیون را برای وصول یک گزارش مثبت از سال ۲۰۰۶ آغاز کرده است است و بر طبق مندرجات صفحه اول گزارش ، تعداد زیادی از مقامات بلندپایه دولتی حداکثر تلاش و همیاری خود را با کمیسیون نموده اند، که از همه آنها تشکر و تقدیر شده است. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
ملاحظاتی در باب روند آلترناتيوسازی / اسماعیل نوری علا |
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
 1 واژهء «آلترناتيو» در زبان فرنگی دارای ريشه ای آريائی (تارا) و لاتينی (تـِرا) است، به معنای «ديگری»؛ يعنی چيزی را در نظر گرفتن و پديده ای «ديگر» و «جدا از آن» را تصور کردن. فعلی هم که از اين ريشه ساخته می شود بوجود دو پديده که با هم «مانعة الجمع» هستند اشاره می کند و به «تناوب حضور دو امر» ـ که نمی توانند در يک جا جمع شوند ـ اشاره دارد؛ مثل شب و روز، يا روشنائی و تاريکی، يا مرگ و زندگی. اين واژه بخصوص در فيزيک برق استفادهء فراوان دارد، آنجا که نيروی برق را به دو گونهء «مستقيم» و «متناوب» تقسيم می کنند. برق مستقيم (مثل برقی که از باتری ها گرفته می شود) حضوری يگانه و ثابت و دائمی دارد؛ اما برق «غيرمستقيم»، يا «متناوب»، از مثبت و منفی شدن جريان برق خبر می دهد. بهر حال، بحث «آلترناتيو» بحث دو پديده است که نافی و ناقض و از ميان برندهء يکديگر هستند، هر چند که هر يک می توانند انواع و اقسام گوناگونی داشته باشند. اين نکات را از آن جهت آوردم که گفته باشم چرا اغلب از آوردن واژه های فارسی و عربی مختلفی که در برابر واژهء «آلترناتيو» می گذارند پرهيز دارم و هيچ يک را بيانگر تمام معنای اين مفهوم نمی دانم. برخی واژهء «جانشين» را در برابر واژهء «آلترناتيو» بکار می برند. اما «جانشين» تنها بخشی از معنای اين مفهوم را می رساند و بخصوص فاقد معنای «مانعة الجمع» و «متناقض هم» بودن دو پديده ای است که «آلترناتيو» يکديگر محسوب می شوند. ديده ام که «پديدهء متناوب» را نيز در اين زمينه بکار برده و حتی گاه، بنا به اقتضای متن، از آلترناتيو بعنوان «چاره» نيز ياد کرده اند؛ که اين کاربردها نيز مشمول همان ناتوانی هايند که گفتم. در عين حال، واژهء عربی «بديل» به احتمال زياد نزديک ترين است که از «بدل» و «مبادله» می آيد، و هم در فيزيک برق و هم در سياست کاربرد دارد، اما دوستان را ديده ام که رغبتی به آن نشان نمی دهند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
نادره افشاری - دوستان مصدق/یاران خمینی |
بررسی تاریخ و به ویژه تاریخ معاصر ایران اگر در راستای منافع حزبی و جزمیتهای فرقه ای/گروهی نباشد] به دستاوردهایی راه میبرد که کمترینش یافتن گره های کور فلاکت تاریخیمان در گرداب تاریخنگاریهای دروغین اسلامیستی/کمونیستی است. شما هیچگاه با این پرسش روبرو بوده اید که چرا بسیاری از دوستان و دوستداران دکتر محمد مصدق، نخست وزیر فقید ایران، در دو سر فصل اساسی تاریخ معاصرمان، در کنار ارتجاعیترین و عقب مانده ترین پدیده ی انسان ستیز و زن ستیز برآمده از اعماق تاریخ ایستادند و از این پدیده ی «ضد ملی» پشتیبانی کردند؛ دست کم در جریان بلوای 15 خرداد 1342 خمینی و افتضاح تاریخی سال 1357؟ با این که آخوندهایی از سنخ سید محمود طالقانی از نداشتن «وفا و صفا»ی[1] امام آدمکشان کلان تاریخ سید روح الله خمینی [حتی پیش از به قدرت رسیدنش] خبرها داشتند؛ اما کج فهمی «روشنفکران» و بسیاری از یاران محمد مصدق در ضدیت با نظامی رو به پیش، ایشان را وامدار تاریخ و نسل تازه ی ما کرد! |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه |
به گزارش پارسینه، نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است. اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده. بسمه تعالي سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟ |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
«رژيم جمهوری اسلامی به دردسر افتاده است» / مایکل لدین |
۱۳۸۹/۰۶/۰۲  «تَرَکهایی در سنگ ايران» نام مقالهای است که روزنامه آمريکايی وال استريت جورنال امروز سهشنبه، دوم شهریورماه، به قلم مايکل لدين منتشر کرده است. آقای لدين که از راستگرايان سرشناس و عضو «بنياد دفاع از دمکراسیها» در آمريکاست در اين مقاله مینويسد که رژيم جمهوری اسلامی به دردسر افتاده است. وی در تاييد اين گفته به برخی رويدادهای کمسابقه در ايران اشاره میکند که از چندی پيش در کشور آغاز شده و همچنان ادامه دارد. وال استريت جورنال مینويسد: «ايران دوست دارد تظاهر کند که دارای قدرت نظامی پيشرفته است، در جامعه جهانی پشتيبان دارد و بر اوضاع داخلی مسلط است.» اين روزنامه مینويسد: «شايد برخی کارشناسان خارجی اين اظهارات ايران را قبول کنند، اما واقعيت اين است که ايران به دردسر افتاده است. رهبران ايران ديگر در انظار عمومی مشروعيت ندارند و نمیتوانند مشکلات کشور را حل کنند.» |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
تیزهوشان روی نیمکتهای بازجویی / علی هنری |
مرداد ۲۶, ۱۳۸۹ پس از برآمدن جنبش سبز، حکومت تلاش کرده شعله اعتراضها را با بگیر و ببند، زندان و حتی اعدام به زعم خود خاموش کند و در این رهگذر تعداد بسیاری از شهروندان از اقشار گوناگون و در جایگاههای اجتماعی متفاوت بازداشت و محاکمه شدهاند. بررسی دقیق و جامع جمعیتشناسی بازداشتشدگان یک سال اخیر برای پژوهشگران حوزههای جامعهشناسی و علم سیاست و سیاستمداران، میتواند بسیار حایز اهمیت باشد؛ اما دستگیری برخی گروههای ویژه اجتماعی حساسیت عمومیتر و گستردهای را برمیانگیزاند و پرسشهای بسیاری در بطن جامعه ایجاد میکند. نخبگانِ جامعه از آن دستهاند. در میان بازداشتشدگان یک سال اخیر، نام تعداد قابل توجهی از دانشآموختگان مدرسه تیزهوشان علامه حلی تهران وابسته به سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) به گوش میرسد. در این نوشته برآنم مروری کوتاه بر این نامها داشته باشم و از رهگذر آن، شعار نخبهگرایی دوره احمدینژاد و آیین نخبهکشی این دوران را به بحث بنشینیم. [1] حامد صابر دانشآموخته سمپاد، مرکز تیزهوش علامه حلی تهران، دارای مدرک مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف و دارنده مدال برنز المپیاد کامپیوتر پس از تحمل 50 روز بازداشت آزاد شد. این آزادی پس از آن بود که جمعی از همکلاسیهای پیشین او با خانواده صابر دیدار کرده و پیش از آن نیز تعداد دیگری از فارغالتحصیلان مدرسه علامه حلی با تهیه و امضا نامهای خواستار آزادی او شده بودند. نامهای که مشابه آن برای سه فارغالتحصیل دیگر این مدرسه علی پیرحسینلو، سجاد ساده و ایمان رحمتیزاده نیز پیش از این منتشر شده بود. در این نامهها، هممدرسهایهای سمپادی ضمن اشاره به سوابق و افتخارات این افراد از بزرگان کشور خواستهاند «تا با احترام به عقاید یکدیگر شرایطی ایجاد کنند که در آن همه مردم و به خصوص متخصصین آن بتوانند آزادانه در رشد و شکوفایی کشور موثر باشند». |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|