|
تاکتيکِ دوچهره گی !!!/ آريوبرزن داريوش |
|
|
یکی از آفت های تربیت اجتماعی در انسان،آشکار شدن ظاهر سازی و دوروئی است. ظاهرسازی، پديده ايست منفی که میان ظاهر و باطن انديشه ها و عملکرد هر فرد فاصله ای ژرف می افکند که در اثر آن روابط اجتماعی او دگرگون و به معرفت و بینش اجتماعی اش خدشه ای بزرگ وارد ميآورد. برخی افراد با تعقل و بینشی ضعیف و انگیزهای متضاد درونی توان روانی کافی برای ابراز واقعيات ملموس را ندارند و این امردر آنان زمینه مساعدی را برای تمايل به ظاهرسازی و دوچهره گی در زندگی اجتماعی و سياسی شان فراهم می نمايد. خود را به خواب زدن وتحريف حقايق، البته هنری نیست كه بتوان به آن باليد. انسان مسئول و متعهد بخصوص درعرصه رسانه های جمعی وهمگانی بایست با چشمانی بیدار به راهی كه درآن پای نهاده بنگرد و آنچه که مينگارد و يا بيان ميکند را مورد سنجش دقيق قرار دهد تااز حقيقت دور نشده و ديگران را به قصد وعمد به فريب نکشاند.
بدون ترديد باید دانست آنچه را كه بدلائلی کتمان ميکنيم لزوماً هميشه درانحصارفقط آگاهی ما باقی نمی ماند و ديگران هم محتملاً از آن مقوله بآلاخره بنحوی آگاه ودسترسی به حقيقت آن موضوع معالاًو درانطباق با مطالب نادرست بيان شده ، منجربه رسوائی وبی اعتباری روايتگرمغرض خواهد گرديد. پس از بيان اين مقدمه بايد توجه داشت که درحيطه عملکرد سياست داخلی وخارجی هر کشور،آن تصميماتی که دولتی درارتباط با اعمال سياستهای انتخاب شده خود درصحنه بين المللی و منطقه ای اتخاذ مينمايد، دقيقاً به اراده تعين کنندگان خط مشی آن کشورمربوط ميگردد. امااثرات تبعی اعِمال واجرای اين تدابيرتا چه حد واندازه برای آن دولت درصحنه جهانی اعتبار و ارزش بين المللی و يا بی آبروئی و تبعات منفی کسب مينمايد مقوله ای عمومی است که بايد بدآن دقيقاً توجهی خاص مبذول شود. آنچه درنزد سياستمداران دولت اسرائيل عموماً بطور بارز ديده شده، دارا بودن دو نقش و دو چهره کاملاً متفاوت سياسی است که يکی آن ديگری رادر عمل پوشش ميدهد. عده ای بانقش ظاهر سازی1 فقط مامور نشان دادن چهره ای ستم کشيده،مظلوم وقربانی شده از کشورخودهستند تا ترحم مردم جهان را بسمت خويش جلب نمايند ودسته ديگر در تحت و لوای اين« پوششهای مردم فريب» سياستهای زورگوئی، توطئه، بی منطقی و تجاوز رابخصوص در منطقه خاورميانه به پيش ميبرند. آنچه آقای منشه امير درراديو اسرائيل و در رابطه با مقاله شان درسامانه فارسی وزارت خارجه اسرائيل منتشره در مورخه 29 ژانويه 2010 بنام «رادیواسرائیل همیشه ازتمامیت ارضی سرزمین ایران دفاع کرده، ولی به آزادی بیان نیز متعهد بوده وهست» ، تجسمی آشکاراز کتمان حقايق و ظاهرسازی و فريب است. برابر دلائلی بيشمارتاريخی دولتمردان اسرائيل تا امروزهيچکدام علاقمند به حفظ تماميت و يکپارچگی ارضی سرزمين ايران نبوده ودرتصاوير آرزوئی خود وجود چند کشور کوچک و ضعيف درمحدوده جغرافيائی کنونی ايران را برای تامين امنيت بيشترخود درمنطقه،اصلح تر ميدانند، تا يک کشوريکپارچه و وسيع و قدرتمندی بنام ايران . حاکميت امروزين ملايان برميهنمان و عملکرد ناروا وغيرمعقول آنان درسياست خارجی و منطقه ای اين فرصت را برای دولتمردان اسرائيلی فراهم نموده است تا با کمک به تقويت احساسات ، مساعدت در اجرای اقدامات تجزيه طلبانه و افزودن سوخت به آتش تفکر جدائی خواهانه درنزد عده ای بی وطن در کشورمان که امروز متاسفانه گرفتار حکومت نالايق وضد ايرانی منديل بسران اسلامی است دامن زده و امنيت ملی ميهنمان را جداًدرخطر قراردهد. بديهی است که نقش بسيار موثرو موذيانه دولت و ارتش اسرائيل در اين برهه از زمان از ديد وطن پرستان و معتقدان به يکپارچگی و تماميت ارضی ايران پوشيده نمانده است.کمکهای گوناگون به تاسيس نيروها و احزاب جدائی خواه و تجزيه طلب در آذربايجان و کردستان با حضورمستشاران نظامی اين کشورودرمناطق خود مختارکردستان عراق و آموزش نظامی و سازماندهی نيروهای چريک، تامين تسليحات رزمی ،اعطای امکانات مالی و لجستيکی وپشتيبانی ، تبليغاتی و رسانه ای برای جدائی خواهان خوزستان و بلوچستان، حداقل تلاشهائی است که دولت اسرائيل اکنون با پوشش مناسب امنيتی دربرابرکشورمان انجام ميدهد. ممکنست دولتمردان اسرائيلی با اين توجيه که انجام اين عمليات دربرابر کمکهای ملايان به نيروهای تروريستی حزب الله ، حماس و جهاد اسلامی صورت ميپذيرد، آنرااز نگاه خويش بسيارموجه جلوه دهند ، که درآنصورت بايد از اين باصطلاح سياست مردان پرسيد، بنظر شما چه تفاوتهائی مابين يک حکومت مسئول ومتعهد با حاکميتی که خود را بهيچوجه پايبند به موازين بين المللی نميداند وجود خواهد داشت؟ آيا اسرائيل بايد بعوض کمک به مخالفانی که با انجام اقدامات مدنی وتلاشهای سياسی برعليه حکومت ديکتاتوری موجود درايران فعاليت مينمايند ، بايد تماميت و يکپارچگی ارضی( خاک پاک ايران)2 را هدف قرارداده واز اين اقدامات ضد ايرانی حمايت نمايد؟ کدام اصول دموکراسی و آزادی بيان به شما اين اجازه را ميدهد که ازبخش فارسی يک رسانه فراگيردولتی، نظرات توطئه آميزشخصی بی وطن را با استدلال دفاع ازدموکراسی و آزادی بيان منعکس نمائيد که مآلاً امنيت ملی يک کشوررامورد تهديد و خطر قرارميدهد. آيا اين اصول و ضوابط مطبوعاتی و رسانه ای شما عملاً حد و مرزی ندارند؟. تصورمينمايم که مسئله اقوام ايرانی معضلی نيست که شما و يا حکومتگرانتان دربرنامه « صدای شما در صدای اسرائیل» و با مستمسک و احترام ظاهری به« موازين دموکراسی» توانائی حل وفصل آنرا داشته باشيد. ما ازاجدادمان پارادايمهای آزادی و دموکراسی را آموخته و ويژه گيهای دولت مردمسالار را ميشناسيم و به نصايح شما که ما را به تحمل و تولرانس درمقابل عده ای وطن فروش خودباخته دعوت مينمائيد، و خود درعمل آتش بيار معرکه آنان هستيد نيازی نداريم. آقای منشه اميربا اين پتانسيل دمکراتيک که درشما ايجادشده بهتر است، بساط اين کلاس آموزشی را جای ديگری پهن بفرمائيد ومرکز "تشخيص دوغ ودوشاب" را برای دولتمردان مملکتتان تاسيس کنيد تا شايد قدری به تشخيص رسيده و رفتار معقول ومطلوب سياسی فراگيرند تاحقوق ملتهای ديگر را محترم شمرده و بتبع آن آرامشی نسبی به منطقه آشوب زده خاورميانه بازگردد. سه شنبه 13 بهمن 2568 ـ تارنامه نگارنده
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
پانويسها :
1 ـ دربازديد اخير آقای شيمون پرز رئيس جمهوری اسرائيل از آلمان ، يکی از نشريات چپ کشور ميزبان ايشان را Aussenputzerناميده بود، که درمحاورات سياسی و اجتماعی به « ظاهرساز» اطلاق ميگردد.
2 ـ آقای منشه امير درمحاورات خود کشور ايران را( خاک پاک ايران) مينامند. |