پشتیبانان جنبش دمکراسی خواهی در ایران - آفتاب آزادی یا آفتاب زدگی / از : دکتر ن. واحدی
سرآغاز

پرتوان باد خیزش مردم ایران برای آزادی

سرآغاز
در باره ما
اندیشه و دیدگاه ها
زنان
حقوق بشر
محیط زیست
پیام و گفتگوها
طنزهای سیاسی
خواندنی ها
از 100 سال گذشته
فرهنگ و هنر
آوا و سیما
نظر بدهید
دیدنی ها
پیوندها
جستجو
تلویزیون ها در ماهواره
کامنت های خواندنی

Active Image

...
سرود ملی ایران

 
عجم زنده کردم بدین پارسی
بجای اول بگو نخست
بجای ابتدا بگو نخست
بجای شروع بگو آغاز
بجای لباس بگو پوشاک – جامه
بجای فتح یا ظفر بگو پیروزی
بجای رئیس یا مسئول بگو سرپرست
 
نکته ها
نیچه
به من بگو قبل از تولد کجا بوده ای تا به تو بگویم پس از مرگ کجا خواهی رفت.
 
سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی
Active Image

Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image
 
پیام شعر

پیام  به « سبز ِ امید »           
م.سحر
http://msahar.blogspot.com/   
پیام راستی از من رسان به «سبز ِاُمید»
که دشمن ِ وطن توست این نظام  ِ پلید
قسم به خون ِ ندا روز ِ خوش نخواهی دید
درین حقیقت ِ خونین اگر کنی تردید
دری گشوده بر آن باغ ِ سبز دست ِ  دروغ
مباد  دوزخ ِ  نزدیکت آن بهشتِ بعید
سبوی خضر نمایان ، سرابِ آزادی ست
که قاتلان ِ قدیمند و قائدان ِ جدید
به جان ِ دوست که سی ساله رفت بر میهن
بَدی که سی سده تاریخ ِ این دیار ندید
نه جز شقاوت و جهل و جنون و جنگ و جدال
نه جز شکنجه  و  بند و  تجاوز  و  تبعید
امام ِ کینه و  دشنام  بود  در تکریم
خدای فتنه  و  بیداد بود در تمجید
زمین ز صاعقهء جهل در زلازل بود
وز آسمان ِ جنون رعد ِ ننگ  می غُرّید
هزار بار ، هزاران درخت  برکندند
هزار بار هزران تبر به ریشه رسید
هزار بار هزاران جوان به خاک افتاد
هزاربار هزران به  دشت ، لاله دمید
به نام ِدین همه خاکستر توحشّ بود
که در فضای شقاوت به شهر می بارید
نبود آنچه نکردند و نیست آنچه نشد
هزار بار به فرمان ِ ظالمان تجدید
نظر به همّت ِ  دونان ِ بی حفاظ  مدار
طبق کشان ِ سیادت، ستمگران ِ عبید
غلام بچّه ، سیه سیرتان ِ پَست اندیش
دلی تباه و سری واسپرده با تقلید
اگر مُراد بگوید بسوز ، می سوزند
که بندگان ِمُرادند و بردگان ِ مُرید
وطن به رُقعهء ارباب ِ امر می بندند
امام اگر بفروشد ، چه باک ، هرکه خرید !
به سوی خانهء تقدیر ِ خویش در راهی
مهـِل که دزدِ مقدس رُباید از تو کلید
 فریب خضر ِ دغا پیشه ات مباد به دل
نهد که ننگ ِ سه ده ساله را کنی تأیید
 دراین سفر که تویی بی شمار یارانند
تو را ز وادی ظلمت به  خانهء خورشید
مدار  باک  ز دشمن که بیشماران یار
ترا دهند به آزادی ِ خـُجسته  نوید
چنین که دست ِ تو  را دست ِ دوست می خوانَد
صلابت ِ  تو درآرَد به لرزه شان چون بید
به راه ِ یکصد و پنجاه ساله می پویی
مترس ، خار مُغیلان گرَت به پای خلید
پس از عبور ِ  زمستان ِ  عصر ِ بی فریاد
بهار میرسد از راه ِ دور ،  بی تردید
هزار جان ِ جوان در کلام ِ آزادی ست
به گوش باش کزو می رسد ندای امید!

پاریس
20 اوت 2009
 
حاضرین در سایت : 11 نفر مهمان

 

گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
 
آفتاب آزادی یا آفتاب زدگی / از : دکتر ن. واحدی چاپ ارسال به دوست
بخش سوّم: تفسیری سیاسی از گفتار خاتمی
چندی پیش جناب آقای خاتمی در استان کرمانشاهان میگوید :
"دمکراسی از طریق دین درایران برقرار نمیشود و دموکراسی غیر دینی علاوه براینکه در ایران مستقر نمیشود ما نمی خواهیم. اگر این رژیم ازبین برود معلوم نیست آنطرفش چیست؟......................................"
ملاحظه میشود در فراز "اگر این نظام از بین برود ...... آنطرش معلوم نیست چیست " دو شیطنت دیده میشود.
یکی - پیامی به غرب به ویژه به امریکا که ای حضرات ممکن است بعد ازما منافع تان درمنطقه به خطر بیافتد.
دو دیگر - هشداری به طرفداران موسوی – کروبی که ای غافلان چه بسا این اعتراض ها همان سر و صدای گور کندن برای خودتان باشد.
این منظورها در فرازهای پسین بیشتر آشکار میگردند:
"حضراتی که خواستار تغيير قانون اساسی و تغيير نظام هستند چه تضمينی ميدهند که اين نظام اگر برود دموکراسی به معنی غربيش در اينجا پياده بشود. امکان ندارد هم چه چيزی!    با کدام مردم. با کدام اعتقادات. با کدام پشتوانه "
الف - چرا خاتمی روی "دمکراسی غربی" و کلمهء " تضمین" پافشاری میکند
زیرا او اوضاع را باثبات نمی بیند و ضمنأ آنقدرهم ساده لوح نیست که نداند بعد از سقوط این رژیم دمکراسی در ایران فورأ برقرار نمی شود. به این جهت تحت شرایطی احیانأ حاضر به معامله است. بدین معنی که او تضمین برای رده های بالای حکومت ولایت فقیه را تنها  درچارچوب معیارهای دموکراسی غربی قابل پذیرش میداند. (اگر به قیافه های عبوس و تلخ شنوندگان توجه کنید، درک میکنید که همه نگران آیندهء خود اند).
ب  - چرا خاتمی به "کدام پشتوانه"؟  اشاره میکند
بیاد آوریم. ژنرال هویزر در سال 57 بدون اجازه به ایران آمد و ارتش شاهنشاهی را وادار به بیطرفی نمود. بدون این بیطرفی آشوب خمینی هرگز موفق نمیشد. (چنانچه در الجزیره  بنیادگراهای اسلامی وقتی با مخالفت ارتش روبرو شدند درکار خویش موفق نگردیدند). اما به دستور خمینی، پس از واژگونی نظام مشروطه، برخلاف قرار و مدار ها و برخلاف کنوانسیون ژنو، بسیاری از امرای ارتش را تیرباران کردند. به این دلیل خاتمی از مقابله به مثل می ترسد. این ترس در کلام: باکدام مردم، با کدام اعتقادات، بروز میکند. لذا برای سردمداران حکومت ولایت فقیه مسئلهء پشتوانه و ضمانت خواهی حیاتی است.
آقای خاتمی در عین اینکه اذعان میکند کار ولایت فقیه در رابطه با حقوق بشر و رفتار با ژورنالیسها و نویسندگان عیب و نقص دارد، وضع ایران را با معیارهای روز(که آن را نا معلوم می گذارد) بهتر از همسایگان خود میداند. داوری که پایش خیلی لنگ میزند و دور از حقیقت می باشد. اما او ناگهان پا را فراتر میگذارد و میگوید :
 " در عين حال ملت ما دارد يک تجربه ميکند بنام اسلام در مقابل اسلام طالبانی ميخواهد دموکراسی را پياده کند".
اکنون دیگر جناب خاتمی با سخنان بی منطقش مشغول کوبیدن هم به نعل و هم به میخ است. آخر مگر میشود نخست گفت "در ایران ازطریق دین دمکراسی برقرار نمیشود" ولی چند دقیقه بعد یاد آور گردید "ملت بنام اسلام دارد تجربهء دمکراسی میکند". آنهم در مقایسه با اسلام طالبانی. نع! این سخن بدین معنی است که به غرب پیشنهاد میدهد : حضرات جنگ با طالبان راه به جائی نمی برد. بیآئید کارها را به ما بسپارید ما دمکراسی را در منطقه آهسته و با تجربه پیاده میکنیم. ولی این سخن درست مثل این است که ما محافظت دنبه را بعهدهء گربه واکذار نمائیم.
تعجب آور است. همه کس، چه در درون و چه دربیرون، به همه چیز جز به درایت و ارادهء مردم می اندیشد. آخر مردم وسیله و ابزار نیستند. آنها به ویژه جوانان ایرانی انسانند. انسانی باهوش و ذکاوت که بر همهء معادلات و معاملاتی که در جهت اسارت و چپاولش ریخته میگردد خط بطلان خواهد کشید. جالب اینجاست که غالبأ این طراحان که متخصص علوم انسانی نیزهستند از آدم و آدمیت بی خبرند. وگرنه در دفتر کار خود طرحی را تهیه نمی کردند که به کشتار جمعی و اسارت و آوارگی میلیونها انسان بیانجامد. تو گوئی اینها با آدمیت بیگانه اند. از سوی دیگر به نظر می آید که برخورد مستقیم انسان  با طبیعت و ماشین نه تنها تأمل ساز بلکه مضافأ  روشنگر مفاهیم تحمل و رواداری و کثرت گرائی و بهم پیوستگی است. از این رو باید از آدم بیگانگان پرهیز نمود و با آدمیان نشست.
یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان
گرت آدم است بابک و فرزند بابکی
(اسدی)

مونیخ فوریه 2010
دکتر ن. واحدی
 
< بعد   قبل >
� � �

poshtibanan_logo.gif
freedom.jpg

 
از نگاه دوربین
women.jpg
سرزمین ما ایران
babak.jpg
درخواست
Active Image

Active Image
هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم

Image
به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
http://www.everyhumanhasrights.org/

Image


Image

Active Image



طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما :

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
 
شعر
بابک پرهام
(ب.اشراق)

تمثیل سایه یا توصیف نور

بلوط چون نور می گیرد سایه سازد
کاج چون باد می گیرد پایه سازد
امیدم تمثیل  ِ در بر نور نیست
اگر نه جان ام توصیف دشت نیست
سایه ی عشق ِ دوست تمثیل ِ غم است
او، خود، می داند
مهر ِ اشراق بی نیاز به این سایه است
چون خودش جوانه ی برگ
و شکیبایی شب، آرامشگاه پر نفس اش است.
تمثیل ِ سایه ؟ دورم باد
توصیف ِ نور؟ جان ام باد.

چهارشنبه بیست و هشت آوریل دوهزار و ده میلادی/ ال دورادوهیلز
 

 

 

 

www.poshtibanan.org - www.poshtibanan.com - www.poshtibanan.net - 2006