پشتیبانان جنبش دمکراسی خواهی در ایران - سرآغاز
سرآغاز

پرتوان باد خیزش مردم ایران برای آزادی

سرآغاز
در باره ما
اندیشه و دیدگاه ها
زنان
حقوق بشر
محیط زیست
پیام و گفتگوها
طنزهای سیاسی
خواندنی ها
از 100 سال گذشته
فرهنگ و هنر
آوا و سیما
نظر بدهید
دیدنی ها
پیوندها
جستجو
تلویزیون ها در ماهواره
کامنت های خواندنی

Active Image

...
سرود ملی ایران

 
عجم زنده کردم بدین پارسی
بجای عازم بگو رهسپار- راهی
بجای مقابل بگو روبرو
بجای مساوی بگو برابر
بجای نصیحت بگو پند – اندرز
بجای مجلس بگو انجمن
بجای عقل بگو خرد
 
نکته ها
مارک تواین
 قسمتهايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند، قسمتهايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.
 
سامانه های خبری، سیاسی و اجتماعی
Active Image

Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image


Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image

Active Image
 
پیام شعر

پیام  به « سبز ِ امید »           
م.سحر
http://msahar.blogspot.com/   
پیام راستی از من رسان به «سبز ِاُمید»
که دشمن ِ وطن توست این نظام  ِ پلید
قسم به خون ِ ندا روز ِ خوش نخواهی دید
درین حقیقت ِ خونین اگر کنی تردید
دری گشوده بر آن باغ ِ سبز دست ِ  دروغ
مباد  دوزخ ِ  نزدیکت آن بهشتِ بعید
سبوی خضر نمایان ، سرابِ آزادی ست
که قاتلان ِ قدیمند و قائدان ِ جدید
به جان ِ دوست که سی ساله رفت بر میهن
بَدی که سی سده تاریخ ِ این دیار ندید
نه جز شقاوت و جهل و جنون و جنگ و جدال
نه جز شکنجه  و  بند و  تجاوز  و  تبعید
امام ِ کینه و  دشنام  بود  در تکریم
خدای فتنه  و  بیداد بود در تمجید
زمین ز صاعقهء جهل در زلازل بود
وز آسمان ِ جنون رعد ِ ننگ  می غُرّید
هزار بار ، هزاران درخت  برکندند
هزار بار هزران تبر به ریشه رسید
هزار بار هزاران جوان به خاک افتاد
هزاربار هزران به  دشت ، لاله دمید
به نام ِدین همه خاکستر توحشّ بود
که در فضای شقاوت به شهر می بارید
نبود آنچه نکردند و نیست آنچه نشد
هزار بار به فرمان ِ ظالمان تجدید
نظر به همّت ِ  دونان ِ بی حفاظ  مدار
طبق کشان ِ سیادت، ستمگران ِ عبید
غلام بچّه ، سیه سیرتان ِ پَست اندیش
دلی تباه و سری واسپرده با تقلید
اگر مُراد بگوید بسوز ، می سوزند
که بندگان ِمُرادند و بردگان ِ مُرید
وطن به رُقعهء ارباب ِ امر می بندند
امام اگر بفروشد ، چه باک ، هرکه خرید !
به سوی خانهء تقدیر ِ خویش در راهی
مهـِل که دزدِ مقدس رُباید از تو کلید
 فریب خضر ِ دغا پیشه ات مباد به دل
نهد که ننگ ِ سه ده ساله را کنی تأیید
 دراین سفر که تویی بی شمار یارانند
تو را ز وادی ظلمت به  خانهء خورشید
مدار  باک  ز دشمن که بیشماران یار
ترا دهند به آزادی ِ خـُجسته  نوید
چنین که دست ِ تو  را دست ِ دوست می خوانَد
صلابت ِ  تو درآرَد به لرزه شان چون بید
به راه ِ یکصد و پنجاه ساله می پویی
مترس ، خار مُغیلان گرَت به پای خلید
پس از عبور ِ  زمستان ِ  عصر ِ بی فریاد
بهار میرسد از راه ِ دور ،  بی تردید
هزار جان ِ جوان در کلام ِ آزادی ست
به گوش باش کزو می رسد ندای امید!

پاریس
20 اوت 2009
 
حاضرین در سایت : 17 نفر مهمان

 

گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
 
«عدالت‌خانه»‌ای که خود ستم‌بار است / حسین باقرزاده
سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹ – 29 ژوئن 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

به بهانه «هفته قوه قضاییه» و «خود گویی و خود خندی»های مقامات جمهوری اسلامی در باره «استقلال» قوه قضاییه و «دادگستری» آن.
جمهوری اسلامی ایران نهادهای متعددی را در جامعه ایران دگرگون کرد. روحانیت و اسلام فقاهتی تمامی ارگان‌های سیاسی، اجتماعی و مدنی را در اختیار گرفت. دانشگا‌ها دچار انقلاب فرهنگی شدند و به صورت زایده‌هایی از حوزه‌ها علمیه درآمدند و استقلال علمی خود را از دست دادند. هنر و ادبیات، بعضا غیر اسلامی شناخته شد و به محاق تعطیل فرو رفت و آن چه که ماند در خدمت تبلیغ فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی حکومت درآمد. مجلس شورای ملی وظیفه لباس قانون پوشاندن به احکام شرع را پیدا کرد و در یک نامگذاری احمقانه به مجلس شورای اسلامی تغییر یافت[۱]. مشابه این تغییرات همه ارگان‌های دولتی و مردمی را در بر گرفت و حتا نهادهای مدنی از قبیل انجمن‌ها و کانون‌ها و اتحادیه‌های مردمی نیز یا باید رنگ «اسلامی» به خود می‌گرفتند و یا تعطیل می‌شدند. ولی بدون تردید نهادی که بیش از هر ارگان و تشکیلات دولتی یا مدنی دستخوش تحول شد و تغییر ماهیت یافت قوه قضاییه ایران بوده است.

نهاد دادگستری یکی از دست‌آوردهای بزرگ انقلاب مشروطیت بود. انقلاب مشروطیت با خواست «عدالت‌خانه» شروع شد و طبیعی بود که دادگستری مدرن نیز یکی از بزرگترین دست‌آوردهای آن باشد. ایجاد دادگستری به بلبشوی دادگاه‌های شرع دوره قاجار و سلطه فسادآلود حاکمان شرع که از طریق قضاوت به جان و مال مردمان دست دراز می‌کردند خاتمه داد و نظم نوینی را در امر قضاوت ایجاد کرد. گرچه نهاد دادگستری نیز در دوره‌های استبداد دو سلسله قاجار و پهلوی از اعمال نفوذ حکومت در امان نبود و استقلال آن خدشه دار می‌شد، ولی ماهیت این نهاد تغییر نکرد. علاوه بر این، دادگستری تا آن حد در دوران محمدرضا شاه از خود استقلال نسبی نشان می‌داد که حکومت نمی‌توانست سرکوب مخالفان سیاسی خود را از طریق دادگاه‌های عادی دادگستری دنبال کند و برای این کار به ناچار از دادگاه‌های نظامی که جدا از نظام دادگستری عمل می‌کردند بهره می‌گرفت.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
خطر روی دروازه ایران / الاهه بقراط
www.alefbe.com
روزهای جام جهانی فوتبال است و کم نیست مواردی که می‌توان سیاست را با ورزش‌هایی مانند فوتبال و یا کُشتی، و حتی مانند آنچه در جمهوری اسلامی جریان دارد، با بُکس البته از نوع «پراید» مقایسه کرد که بر آن هیچ قاعده و قانونی جز «زور» حاکم نیست.

رؤیای سلطه
در آن سالهای دور که مفسران ورزشی محبوبی مانند بهمنش و روشن‌زاده مسابقات فوتبال را که بین تیم ملی ایران و تیم‌های کشورهای دیگر برگزار می‌شد، گزارش می‌کردند، اصطلاح «خطر روی دروازه ایران» نفس‌ طرفداران تیم ایران را در سینه حبس می‌کرد. به ویژه آنکه پخش مستقیم تلویزیونی هنوز مثل امروز ساده و همگانی نشده بود و اکثریت کسانی که به فوتبال علاقه داشتند، مسابقات را از طریق رادیو دنبال می‌کردند و تنها این جمله و لحنی که بیان می‌شد بود که می‌توانست میزان خطر را به شنونده منتقل کند.
امروز ورزش ایران درست مانند سیاست و فرهنگ و هنر و حتی محیط زیست و میراث ملی نتوانسته است خود را از فساد سیاسی و اقتصادی رایج در جمهوری اسلامی دور نگاه دارد. این ورزش‌ نه تنها در عرصه جهانی بلکه در همان محدوده منطقه‌ای نیز نقش و اهمیتی ندارد و مانند گوشت قربانی در دست گروه‌های حاکم و رقیب لت و پار می‌شود.
لیکن همان فساد همه جانبه‌ای که ویروس آن در عرصه تفکر نیز رشد یافته است، ایران را به بازیگری در عرصه بین‌المللی تبدیل کرده است که سالهاست بیشترین توپ پیرامون دروازه آن رد و بدل می‌شود. این خطر، به دلیل بی‌کفایتی حکومت جمهوری اسلامی، از روی ایران نه تنها رفع و دفع نمی‌شود، بلکه روز به روز افزایش می‌یابد. تحریم‌ها که جای خود دارد، کافیست بار دیگر به جابجایی‌های نظامی در منطقه و تحریکاتی که از جمله از سوی خود جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد، توجه کنیم.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
تبارشناسی کودتای شصت / محمود دلخواسته
 بخش اول - جنبش سبز در پیوند با کودتای خرداد شصت؟

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
«وقتی که اعتراض به یک تقلب انتخاباتی به سرعت کلیت نظام را به چالش می‌کشد، نشان از آن دارد که نظام حاکم بر ایران، از نظر اکثریت ایرانیان، دچار بحران مشروعیت جدی بوده است. پرسش بعدی که در پی این پرسش مطرح می‌شود این است که رژیم حاضر که وارث یکی از عظیم‌ترین و مردمی‌ترین انقلابات قرن بیستم است چگونه با مشکل جدی مشروعیت روبه‌رو شده است؟ به‌قول معروف چه شد که چنین شد؟ گسست چگونه آغاز شد؟ و نقطه‌ی شروع این عدم مشروعیت در کجاست؟»

درآمد

در سی‌ماهه‌ی اول انقلاب ما شاهد تقابل شدید دو گفتمان متضاد از اسلام و انقلاب هستیم. گفتمانی که اسلام را بیان قدرت و هدف از انقلاب را، بنا بر قول آقای بهشتی، استقرار «استبداد صلحا»1 می‌داند و گفتمانی که اسلام را بیان آزادی و هدف از انقلاب را استقرار مردم‌سالاری می‌فهمد. اوج این تقابل در خرداد سال ۱۳۶۰ رخ می‌دهد و برای حل این تقابل به‌سود یک طرف، اولین رئیس جمهور بنی صدر، با استفاده از حق قانونی خود و بر اساس اصل ۵۹ قانون اساسی از آقای خمینی می‌خواهد که با انجام رفراندم موافقت کند، زیرا: «سالم‌ترین راه حل این‌ست که همه موافقت بکنند به مردم مراجعه کنیم و با رای عمومی آنچه باید بشود، بشود.»2
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
کمپین انتخابات آزاد، گام به گام بسوی دمکراسی / رضا سیاوشی
معرفی و چکیده
۱ – فرآیند گذار به دمکراسی، به آنگونه که بعضی از نخبگان سیاسی ایران القاء می کنند، ابهام آمیز و رمز آلود و دور از دسترس نیست. در سه دهه گذشته، در روند موج سوم دمکراسی، بیش از ۶۰ کشور جهان سوم فرآیند گذار به دمکراسی را از سر گذرانده اند و به نظام دمکراسی حداقلی دست یافته اند. و امروز در آنها ازادی احزاب، سازمانهای مدنی، سندیکاها، و آزادی بیان وجود دارد و کلیه صاحبان اصلی قدرت از طریق انتخابات آزاد و واقعی برگزیده می شوند. کشور ما ایران گرچه از این قافله عقب مانده، اما با توجه به تلاش های صدساله خود در این راه، و تاثیر بذیری از بقیه جهان ، تجربیات مهمی در باره گذار به دمکراسی انباشته است که در ضمیر مردم و نخبگان حک شده اند، و خواهی نخواهی ظرفیت های مهمی برای گذار به دمکراسی در جامعه شکل گرفته است. اما برای استفاده از این ظرفیت ها نیازمند یک نگاه «فرصت شناس و فرصت ساز» [۳] هستیم که بی باکانه به «شکار ثانیه ها و فرصت ها» [۴] بروند و پروسه گذار را واقعیت بخشند.k


۲ – یک نمونه از این ظرفیت ها، فضاهای پیشا انتخاباتی هستند. با آنکه انتخابات جمهوری اسلامی نه آزاد و نه واقعی است. اما به دلایل مختلف، فضاهای پیشا انتخاباتی فرصت ها و پتانسیل های مهمی برای پروژه گذار فراهم می آورند. نمونه آن وقایع دوران انتخابات دهم است که در آن، فضای پیشا انتخاباتی برای زمان کوتاهی آب و هوای دوران گذار را داشت. و نمونه ها و صحنه هائی از فرآیند گذار ایران به دمکراسی را در پیش روی ما به نمایش گذاشته و آن را قابل لمس و تجسم نمود. مهمتر آنکه در این نمایش نیروهای دمکراسی خواه تنها تماشاچی نبودند، بلکه بازی گر نیز بودند. هر چند نقش محدودی داشتند، اما همین نقش محدود تمرین و آزمایش اقداماتی بود که برای گذار به دمکراسی لازم است. با مشاهده این اتفاقات می توان تجسم کرد که از این به بعد دمکراتیزاسیون سیاسی از چه جنس و چگونه مقوله ای می تواند باشد و چگونه ممکن است رقم بخورد. این تجربیات باید هضم و تئوریزه و مدون شوند تا مانند قطب نما راهنمای ما باشند. و در نهایت و در صورت امکان درس های آن به صورت نقشه راه گام به گام در سفر گذار به دمکراسی فرموله شوند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
ايران در آرزوی استقلال ! / شکوه میرزادگی
اين روزها آمريکایی ها به استقبال جشن های استقلال خود، در چهارم جولای، می روند. همه جا مردمان برنامه های خاصی تدارک دیده اند و جوان ها و نوجوان ها شهرها را از صدای ترقه و آتشبازی پر کرده اند. شادمانی ديدن چنين تصاويری برای ما که سرزمين مان سال هاست در آرزوی استقلال و آزادی آه می کشد، تنها يک شادمانی انسانی است؛ شادمانی برای خوشبختی مردمانی که از اين موهبت برخوردارند، و شعله ور شدن آتش اين پرسش سرشار از امید که: «پس نوبت آزادی و استقلال ما کی می رسد؟»
"ویل دورانت" کتابی دارد به نام "دفاع از هند"، که در آن به چند و چون استعمار بريتانيا در آن کشور می پردازد. و من فکر می کنم که بازديدی ديگرباره از اين کتاب می تواند روايتی تازه را از آنچه که اکنون در کشور ما می گذرد (و کسی نام «استعمار» بر آن نمی نهد) در ذهن بيدار کند.
بنا به تعريف "دیکشنری مفاهيم مدرن "فونتانا": «استعمار نوعی از روابط امپریالیستی است که بر اساس تفاوت گذاری دقيق و آشکار بین بیگانگان حاکم و مردمان محکوم، یا استعمار شده، ی یک سرزمين برقرار می شود. اين تفاوت گذاری يا تبعيض گاه به صورت عملی است و شکلی قانونی ندارد و گاه از مشروعيت قانونی هم استفاده می کند. »
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
گزارشی یک روانشناس زندانی ازجنایتهای اردوگاه مرگ کهریزک
گزارش زیر توسط یک روانشناس زندانی در اردوگاه مرگ کهریزک سال گذشته تهیه شده بود و برای فعالین حقوق بشر و دمکراسی ارسال گردید.فعالین حقوق بشر و دمکراسی مرداد ماه1388 آنرا منتشر کرد. اما به دلیل تشکیل دادگاه غیر علنی و غیر مستقل و فرمایشی و پنهان کاری برای پوشاندن حقایق و ضایع کردن خون جان باختگان راه آزادی ،ما اقدام به انتشار مجدد آن گزارش می نماییم تا از اسامی مجریان جنایت علیه بشریت و جنایتهای که در اردوگاه مرگ کهریزک روی داده است افکار عمومی از آن مطلع شوند.البته بدلیل غیر علنی و غیر مستقل بودند دادگاه آمرین اصلی این جنایتها مصون نگه داشته شده اند. دادگاه فرمایشی سعی دارد با صدور احکام صوری و نسبت دادن آن به افراد مجهول هویه مردم را فریب دهد و آمرین و عاملین را از سزای اعمالشان مصون دارند. اسامی مجریان جنایت علیه بشریت در اردوگاه مرگ کهریزک به سازمانهای حقوق بشری و مراجع بین المللی همراه با اسامی آنهایی که قربانی و شاهد جنایتهای آنها بودن ارسال خواهد شد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سرود رستاخیز ایران
 
از نگاه یک زن - 29 ژوئن 2010 /شکوه میرزادگی
مایه های وحشت»؛ از زمانه ی «آيدا ولز» تا حکومت اسلامی
امروز وقتی خبر کشتار بیست انسان را شنيدم ـ ظاهرا به جرم قاچاق! ـ و خبر حلق آويز شدن زنی را به جرم کشتن شوهری که می خواست به دختر نوجوانش تجاوز کند، و احتمال سنگسار زنی ديگر را به جرم زنا، و بالاخره احتمال حلق آويز کردن زينب جلالیان را، زن جوانی که به جرم عبور غیر قانونی از مرز زندانی شد و بعد هم جرم «تبلیغ علیه نظام» را به او بستند؛ و همزمان ديدم که آقای بهرامی، وکيل دلسوز زندانيان بی پناه، در ارتباط با زينت جلالی گفته: «ديگر کاری از دست کسی در اين جا برنمی آيد. بايد که متوسل به سازمان های حقوق بشر شويم و به سازمان ملل»، نفسم گرفت.

به راستی چقدر سخت است که در سرزمينی بدون دادگر و دادگری زندگی کنی، به خصوص اگر زندانی باشی. و به راستی که تحمل بيداد وقتی نفس گیر می شود که هیچ دادگری در قدرت نباشد.

ايميل هایی که از ايران می رسيد، و کامنت هایی که در فیس بوک و بالاترين و جاهای ديگر از جوان های مبارز سرزمين مان دیده می شود، همه نشان از اين نفس گير بودن زندگی بی دادگر را با خود دارد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
باز خوانی امنیت ملی و جنبش دموکراتیک (سبز)مردم ایران / عباس خرسندی
متهم کیست!!؟؟ تاریخ در حال نوشته شدن است، بدا به حال کسانی که از نامشان به زشتی یاد می شود.
 اقدام علیه امنیت ملی، اتهامی است كه سالها از سوی دادگاه انقلاب و قوه قضاییه بر علیه تمامی مبارزان سیاسی ، مدنی و حقوق بشری بکار گرفته شده است، بر اساس تعریف جمهوری اسلامی اتهام اقدام علیه امنیت ملی در تداوم خود بر علیه تمام مردمی که در خیابانها دست به اعتراض زده و دستگیر شده اند نیز استفاده میشود، به این ترتیب تنها کسانی از این اتهام مبرا هستند که وابستگی و تعهدشان نسبت به جمهوری اسلامی محرز شده و یا در دایره قدرت قرار گرفته باشند. در طول سال های متمادی مراکز قضایی و اطلاعاتی حاکم برکشور بر خلاف تمامی موازین انسانی و بین المللی با قلب واقعیتها و تحریف تعاریف جاری در قوانین بین المللی تلاش نموده اند اتهام اقدام علیه امنیت ملی را به مبارزه سیاسی، مدنی و حقوق بشری تعمیم داده تا توجهات را از واقعیات اساسی امنیت ملی منحرف نمایند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
گروههای "چپگرای" آمریکا و مخالفت با تغییر رژیم ایران / نوشته حسن داعی
http://www.iranianlobby.com/
فرید ذکریا مفسر و برنامه ساز معروف تلویزیون CNN در تفسیر جنجالی هفته گذشته خود امید به تغییر رژیم ایران را فانتزی و خواب و خیال دانست و طرفداران این سیاست را جنگ طلب معرفی کرد. ذکریا که ظاهرا از روشنفکران مترقی آمریکاست و تفسیر هایش مورد توجه بسیار زیادی قرار میگیرد مدعی شد که رژیم ایران از طرفداران زیادی در جامعه برخوردار است و علی خامنه ای محبوبیت ترین سیاستمدار در بین مردم ایران است. وی همچنین مدعی گردید که برطبق نظرسنجی های بیطرفی که قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران انجام گرفت احمدی نژاد دارای آرای بیشتری نسبت به موسوی بوده است. قابل ذکر است که در ماههای اول شروع جنبش، ذکریا یکی از طرفداران جدی آن بود و اکثریت مردم ایران را مخالفان سرسخت رژیم معرفی میکرد.
بدنبال پخش این برنامه، ذکریا مطالب خود را بصورت مقاله ای در نشریه واشنگتن پست منتشر نمود و این بار با استناد به اظهارات اکبر گنجی، به انتقاد از سیاست های دخالت آمیز آمریکا برای تغییر رژیم ایران پرداخت. وی همچنین گفت که عضو کمیته ای بوده است که تصمیم گرفت یک جایزه نیم میلیون دلاری به اکبر گنجی پرداخت نماید. خود گنجی نیز هنگام دریافت جایزه، بیشترین بخش از سخنرانی خود را به انتقاد از سیاست خارجی آمریکا اختصاص داد و در مصاحبه ایکه به مناسبت این جایزه انجام داد به خبرنگار رادیو فردا گفت: " به سود ما نيست امروز رژيم جمهوری اسلامی سرنگون شود"
از چند ماه پیش باینطرف که برخی از کارشناسان سیاسی به اوباما پیشنهاد کردند که بجای امید بستن بیهوده به معامله با ایران، باید از جنبش مردمی حمایت کرد تا زمینه های تغییر رژیم فراهم شود، عده زیادی به میان آمدند و با انتقاد از استراتژی حمایت از تغییر رژیم، در نقش وکیل مدافع ملایان ظاهر گشته اند. اگرچه بخش عمده این افراد در طیف لابیست های حرفه ای وابسته به کمپانی های نفتی قرار دارند، اما بخش دیگر آنان کسانی هستند که خود را مترقی و چپ معرفی میکنند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
نگاهی به واقعیت‌های گذشته / عباس امیر انتظام
چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۹
مقاله زیر در شماره ماه ژوئن مجله ایران در جهان منتشر گردیده است.
سال هاست به خصوص در زندان فکر کرده  و می کنم، دلایل اینکه هر روز ما از دنیای متمدن ، مرفه و پیشرفته عقب تر می رویم چیست؟
ما که کشور ثروتمندی داریم.
ما که مردمی باهوش داریم و بدون هیچ خودخواهی و بزرگ نمائی ، نرخ هوش و ذکاوت دانشجویان و جوانان ما در سطح بالائی در جهان قرار دارد و به همین دلیل در هر مدت  زمانی کشورهای صاحب قدرت مسئله ای را میافرینند تا زندگی بر جوان ما تنگ شود و کارد به استخوان شان بخورد، جلای وطن کنند و خانه و کاشانه را ترک نمایند و به دیار غربت بروند و بعد از مدتی مغز و وجودشان را در اختیار آن کشورها قرار دهند. (ما بزرگترین رقم فرار مغزها را داریم (
به خاطر دارم که جیمز بیکر وزیر خارجه اسبق امریکا مقاله مفصلی نوشته بود و دو یا سه روز در روزنامه کیهان تهران چاپ می شد و من در زندان با دقت آن را می خواندم.
ایشان نوشته بود که کشور امریکا در 200 و اندی سال از به وجود آمدنش توسط مغزهای برجسته ملت های کره زمین که هر کدام به دلایلی از کشورشان مهاجرت کرده بودند  ساخته شده است. این مقاله صادقانه ، رمز موفقیت امریکا را نشان می داد.
از نیمه قرن بیستم تاکنون ما شاهد حوادث متفاوتی بودیم که باعث مهاجرت نزدیک به 2 میلیون نفر،  بخصوص از جوانان ما به آن کشورها شده است. تعداد زیادی از اساتید دانشگاه ها در امریکا ، کانادا، اروپا و استرالیا ایرانی اند و باعث افتخار ایران هستند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
طرح تعالی سپاه یا بعبارتی بلعیدن همه قدرت به صورت یکجا
چشم‌اندازهای جنبش سبز: طرح "دهه چهارم انقلاب اسلامی" و "گفتمان تعالیِ" حکومت کودتا،

جمعی از فعالان سياسی ايران

در روزهای سالگرد انتخابات بحث برانگيز خرداد ۸۸ قرار داريم. بهترين تکريم و بزرگداشت شهيدان جنبش سبز و ياران فداکار ما در زندان و خانواده ها و ساير کوشندگان جنبش سبز در شرايط سخت بيرون از زندان، تلاش برای فهم وقايع يک سال گذشته و گسترش آگاهی جمعی در مورد چشم انداز های آينده ايران و جنبش مردم برای دستيابی به حقوق شهروندی و حاکميت قانون است. متنی که پيش رو داريد محصول کاری جمعی و تلاش در فهم حتی الامکان عينی وقايع اين سال پر اهميت است به مثابۀ واقعه ای که خاطره های نسلی ايرانيان را در دهه های آينده شکل خواهد داد. پرسش اصلی در اين نوشته اين است که واقعه ۲۲ خرداد در کدام بستر سياسی رخ داد و چشم انداز های آينده جنبش سبز و حکومت روياروی آن چيست.
هدف از انتشار اين متن کمک به شکل گيری گفت و گو هايی در عرصۀ عمومی است که بر پرسش های مطرح شده در آغاز آن تمرکز يابد. موقعيت کنونی ما و مسائل مربوط به ايمنی عمومی انتشار اين متن را با هويت فعلی اجتناب ناپذير کرده است. ما در فرصت های آتی و به تدريج گفتارهای ديگری را در همين مسير منتشر خواهيم کرد. از فعالان داخل و خارج و دوستداران استقلال و آزادی ايران تقاضا داريم اطلاعات مندرج در اين نوشته را به هر طريق ممکن تکميل کنند به گسترش آگاهی مردم ياری رسانند. اميد، آگاهی و پيوند های دوستی و همبستگی بزرگترين سرمايه ماست.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
منشور متناقض و جنبش متنوع / الاهه بقراط
www.alefbe.com
استفاده از دین اسلام تا کنون دست کم سه بار به ایران ضربات مرگبار و ویرانگر وارد آورده و رنج و اندوه عظیم و پیامدهای روانی ناشی از سرکوب بی‌امان را بر ایرانیان تحمیل کرده است. یک بار توسط اعراب و هنگامی که پیروانش قصد گسترش آن را به زور شمشیر داشتند و دو بار دیگر توسط خود ایرانیان که همچون کاسه داغتر از آش و کاتولیک‌تر از پاپ یک بار در زمان صفویه و آنگاه از دوران مشروطه تا به امروز آن را دستاویز کسب و حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی قرار دادند. برای اطلاع از آن دو بار باید به گزارش‌های آن دوران و تاریخی که از دیدگاه‌های گوناگون نوشته شده و همچنین به ادبیاتی مراجعه کرد که مستقیم و نامستقیم آن دوران را تصویر کرده‌اند. برای درک و بررسی ضربه نابودکننده سوم اما نه تنها منابع بیشتری در اختیار داریم، بلکه خود همچنان و هنوز شاهد زنده آنیم.

نه «ایران اسلامی»
جدایی دین و دولت به مثابه نخستین شرط لازم برای برقراری دمکراسی و احترام به آزادی عقیده همگان، دستاورد جهان مدرن است. این جدایی را آته‌ئیست‌ها، بی‌دینان، خداناباوران، کمونیست‌ها و یا آنارشیست‌ها به ارمغان نیاوردند. اصل جدایی دین و دولت که از درون جنایات متکی بر مسیحیت از درون قرون سیاه وسطا شکل گرفت و پدید آمد، توسط فلاسفه‌ای پرورده و تدوین شده است که خود از مسیحیان مؤمن بودند. این فلاسفه مؤمن به مسیحیت بودند که برای نجات دین و دولت خود به درستی دریافتند باید آن دو را از یکدیگر جدا نگاه داشت تا پیوند قدرت دوگانه دین و دنیا به هیولایی فرا نروید که قرون وسطا را پدید آورد. در میان آن همه نام‌های آشنا و مشهور دوران روشنگری و خرد تنها «ولتر» بود که رام هیچ دینی نمی‌شد.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
کودتای نوژه (بخش سوّم-بخش پایانی)
گروه مترجم و تحریه:
فرزین پ
کورش اعتمادی
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
***
پیامدهای شکست کودتای نوژه
بلافاصله پس از شکست ًکودتای نوژه ً آیت الله خمینی فرمان اعدام تمام افراد دستگیر شده را صادر میکند. پس از یک محاکمه سرسری، 144 تن از دستگیرشدگان اعدام میشوند. در 18 جولای پنج تن در پاریس در تلاشی ناموفق برای ترور شاپور بختیار یک پلیس فرانسوی را بقتل میرسانند و سه رهگذر را مجروح میسازند. پس از حمله عراق به ایران در سپتامبر 1980 بسیاری از خلبانها و پرسنل نظامی که در رابطه با کودتای نوژه دستگیر شده بودند بشرط شرکت درجنگ از زندان آزاد میشوند. موج اتهامات از سوی تندروها علیه فرماندهان نظامی ارتش شدت میگیرد. در پی آن بین 2000 تا 4000 پرسنل نظامی از خدمت در ارتش منفصل و اخراج میشوند. همچنین خواسته میشود بدنه سپاه پاسداران تقویت شود تا از وقوع کودتاهای نظامی دیگر در آینده ممانعت بعمل آید. بنی صدر که از ارتشیان دفاع میکرد متهم میشود که از ابتداء با کودتاچیان در رابطه بوده است. اسلامگرایان تندرو که از انتخاب بنی صدر به مقام ریاست جمهوری رژیم اسلامی سخت آزرده خاطر شده بودند با بهره جستن از حادثه نوژه به دفاتر مرکزی حزب ایران و جبهه ملی یورش برده و این مراکز را مورد چپاول قرار میدهند و دستور توقف انتشار روزنامه جبهه ملی را نیزصادر میکنند. هواداران حکومت به دفتر حزب توده که گفته میشد در رابطه با کشف کودتای نوژه اطلاعات مهمی را در اختیار رژیم قرار داده بود یورش میبرند و برای مدتی دفتر این حزب را مهروموم میکنند تا مانع ادامه فعالیتهای این حزب شوند.
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
 
سایر مطالب .......
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 121 - 154 از 1498
� � �

poshtibanan_logo.gif
freedom.jpg

 
از نگاه دوربین
Image6.jpg
سرزمین ما ایران
Image29.jpg
درخواست
Active Image

Active Image
هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم

Image
به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم
از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
http://www.everyhumanhasrights.org/

Image


Image

Active Image



طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما :

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی
 
شعر
بابک پرهام
(ب.اشراق)

تمثیل سایه یا توصیف نور

بلوط چون نور می گیرد سایه سازد
کاج چون باد می گیرد پایه سازد
امیدم تمثیل  ِ در بر نور نیست
اگر نه جان ام توصیف دشت نیست
سایه ی عشق ِ دوست تمثیل ِ غم است
او، خود، می داند
مهر ِ اشراق بی نیاز به این سایه است
چون خودش جوانه ی برگ
و شکیبایی شب، آرامشگاه پر نفس اش است.
تمثیل ِ سایه ؟ دورم باد
توصیف ِ نور؟ جان ام باد.

چهارشنبه بیست و هشت آوریل دوهزار و ده میلادی/ ال دورادوهیلز
 

 

 

 

www.poshtibanan.org - www.poshtibanan.com - www.poshtibanan.net - 2006