پیام به « سبز ِ امید » م.سحر http://msahar.blogspot.com/ پیام راستی از من رسان به «سبز ِاُمید» که دشمن ِ وطن توست این نظام ِ پلید قسم به خون ِ ندا روز ِ خوش نخواهی دید درین حقیقت ِ خونین اگر کنی تردید دری گشوده بر آن باغ ِ سبز دست ِ دروغ مباد دوزخ ِ نزدیکت آن بهشتِ بعید سبوی خضر نمایان ، سرابِ آزادی ست که قاتلان ِ قدیمند و قائدان ِ جدید به جان ِ دوست که سی ساله رفت بر میهن بَدی که سی سده تاریخ ِ این دیار ندید نه جز شقاوت و جهل و جنون و جنگ و جدال نه جز شکنجه و بند و تجاوز و تبعید امام ِ کینه و دشنام بود در تکریم خدای فتنه و بیداد بود در تمجید زمین ز صاعقهء جهل در زلازل بود وز آسمان ِ جنون رعد ِ ننگ می غُرّید هزار بار ، هزاران درخت برکندند هزار بار هزران تبر به ریشه رسید هزار بار هزاران جوان به خاک افتاد هزاربار هزران به دشت ، لاله دمید به نام ِدین همه خاکستر توحشّ بود که در فضای شقاوت به شهر می بارید نبود آنچه نکردند و نیست آنچه نشد هزار بار به فرمان ِ ظالمان تجدید نظر به همّت ِ دونان ِ بی حفاظ مدار طبق کشان ِ سیادت، ستمگران ِ عبید غلام بچّه ، سیه سیرتان ِ پَست اندیش دلی تباه و سری واسپرده با تقلید اگر مُراد بگوید بسوز ، می سوزند که بندگان ِمُرادند و بردگان ِ مُرید وطن به رُقعهء ارباب ِ امر می بندند امام اگر بفروشد ، چه باک ، هرکه خرید ! به سوی خانهء تقدیر ِ خویش در راهی مهـِل که دزدِ مقدس رُباید از تو کلید فریب خضر ِ دغا پیشه ات مباد به دل نهد که ننگ ِ سه ده ساله را کنی تأیید دراین سفر که تویی بی شمار یارانند تو را ز وادی ظلمت به خانهء خورشید مدار باک ز دشمن که بیشماران یار ترا دهند به آزادی ِ خـُجسته نوید چنین که دست ِ تو را دست ِ دوست می خوانَد صلابت ِ تو درآرَد به لرزه شان چون بید به راه ِ یکصد و پنجاه ساله می پویی مترس ، خار مُغیلان گرَت به پای خلید پس از عبور ِ زمستان ِ عصر ِ بی فریاد بهار میرسد از راه ِ دور ، بی تردید هزار جان ِ جوان در کلام ِ آزادی ست به گوش باش کزو می رسد ندای امید!
پاریس 20 اوت 2009
حاضرین در سایت : 14 نفر مهمان
گزینش وانتشارهر نوشتاری در این سامانه در راستای باور و احترام به آزادی اندیشه و بیان و گردش آزاد آن است و لزوما تائیدی بر محتوا و مضمون آن نیست و همواره نویسنده، مسئول و پاسخگو می باشد
جدائی دین از حکومت و جدائی دین از سیاست، مفاهیمی دوگانه / کورش اعتمادی
استهکلم 25 مارس 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
بحث پیرامون سکولاریسم سیاسی میبایست بدرستی از زوایای گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گیرد. به گمان من هنوز ضروری است در این نیرنگستانِ جعلِ واژه ها و مفاهیم در بازنگری مفهوم واقعی سکولاریسم سیاسی قدری بیشتر سخن گوییم. بی شک موضوع جدائی دین از حکومت (سکولاریسم) و جدائی دین از سیاست از منظر جامعه شناسی امروز به لحاظ محتوی و مفهوم بسیار با یکدیگر متفاوت بوده، اگرچه هر دو مقوله به حوزه سیاست و قدرت مرتبط میباشند. امّا پیش از اینکه خواسته باشم بر تفاوتهای این دو موضوع سیاسی نقطه نظرات خود را طرح کنم، لازم دانسته در همین آغاز برپایه نوشته های پیشین و با تکیه بر مباحث برخی از اندیشمندان غربی نکاتی را به اختصار توضیح دهم تا بن مایه تئوریکِ سکولاریسم سیاسی بیشتر قابل درک گردد. اینبار نیز باز ناگزیرم به سبب مباحثی که اخیرا ً برخی از ًنُخبگان ً موسوم به روشنفکران دینی در خصوص مفهوم سکولاریسم سیاسی مطرح کرده اند گذری داشته باشم به گذشته تا درهمین راستا مفهوم سکولاریسم و سکولاریسم سیاسی بیشتر برملا گردد. و آنچه که باز در این آغاز قصد دارم پیش از پرداختن به موضوعِ مقاله به آن اشاره ای داشته باشم، مسئله رایج برچسب زنی است آنهم از سوی نُخبگان دینی به روشنفکران سکولار است که دین ستیز هستند و برای دست یافتن به اهداف خود میخواهند همهء مردم بی دین شوند. بواقع این شیوه مقابله نه انسانی است و نه صادقانه.
www.alefbe.com سالی عجیب بود، سالی که رفت. در عین اینکه همه را غافلگیر کرد، ولی دور از انتظار نبود. غریب نبود. همه انتظارش را میکشیدند. همه آرزویش را داشتند. با این همه هنگامی که آنچه خیلیها مشتاقاش بودند، منادیاش بودند، برایش روزشماری میکردند، فرا رسید، چنان همه را در شگفتی فرو برد که هنوز برخی باورش نمیکنند: حضور اعتراض مردم در خیابان! ادعای بلندبالای مردم نسبت به حق و قدرت خود!
دست از گمان بدار! برخی، از جمله در حکومت، بر این گمانند که جرقهای بود و خاموش شد. برخی، باز هم ازجمله در حکومت، که هشیارترند، به سود خود، هشیارترند، در پی هدایت و «راهبُری» آن هستند. برخی اما که خود را بخش جداناپذیر آن جنبش میشمارند، میدانند سالی که میرود، هنوز بار تاریخی خود را بر زمین ننهاده است. هنوز باردار سالی است که نو میشود. سال 88 حامل بارهای سنگین سالهای پیش بود و اینک در آخرین روزهایی که از سر میگذراند، چشماندازی روشن را در برابر نگاه میگستراند: هر چه حکومت بیشتر دست به سرکوب و بگیر و ببند میزند، به همان اندازه ناتوانی خود را در یک نبرد نابرابر بر ضد مردم به نمایش میگذارد.
جنبشِ آزمون و خطا در یک قدمی خط پایان / احمد صداقت، روزنامه نیم نما
پژوهشگری که پس از سالها به تصاویر جنبش سبز سال 88 نگاه میکند، آن را چگونه میبیند؟ در برخی از این تصاویر، جمعیتی عظیم هست که ابتدا و انتهایش دیده نمیشود. مردمی که در نهایت آرامش و حتی سکوت به خیابان آمدهاند تا حق شان را طلب کنند. رهبرانشان به آنها گفتهاند که اگر سکوت کنند بهتر میتوانند موفق شوند و به حق شان برسند. توجیه آنها این بوده است که راهپیمایی سکوت، بهانه را از حکومت برای سرکوب کردن مردم، میگیرد و بدون آنکه هیچ خط قرمزی زیر پا گذاشته شود، پیام اعتراض مردم به حکومت خواهد رسید و حکومت راهی جز پذیرش نخواهد داشت. در ادامه تصاویری دیده میشود که در آنها، راهپیمایی کنندههای ساکت و بی دفاع، به شدیدترین وجه به دست نیروهای نظامی و شبه نظامی به خاک و خون کشیده میشودند. اجساد خون آلود کنار خیابان، تصاویر کشته شدگان و تجاوز شدگان کهریزک، تصاویر دادگاههای دست جمعی، و متهمانی که به اعدام محکوم شدهاند.
سهشنبه ۳ فروردین ۱۳۸۹ – 23 مارس 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
جمهوری اسلامی سال ۱۳۸۸ را با بزرگترین بحران سیاسی حیات خود پشت سر گذاشت. این بحران همچنان با ادامه خود مشروعیت حاکمیت را به تحلیل خواهد برد . ولی در آستانه سال جدید، نظام با بحران به مراتب سختتر و احیانا سرنوشتسازتری نیز روبرو است. وضعیت وخیم اقتصادی کشور و اختلافات شدیدی که در مورد طرح «هدفمند کردن يارانهها» بین دولت و مجلس پیش آمده سردرگمی زیادی در حاکمیت ایجاد کرده است. مجلس طرح احمدینژاد را رد کرده و آن را تغییر داده است. او حاضر به اجرای طرح مصوب مجلس نیست و میخواهد موضوع را به همهپرسی بگذارد. مجلس میگوید دولت به اجرای مصوبات مجلس موظف است، و مجلس حاضر نیست در مصوبه خود تجدید نظر کند. اختلاف بالا میگیرد و پای ولی فقیه به میدان کشیده میشود. خامنهای از «دستگاه قانونگذاری» میخواهد که به دولت كمك كند، و در عین حال میگوید دولت نیز «بايستى آن چیزی كه قانونی است و مراحل قانونی را گذرانده است، معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند».
تأ ملی بر مسئله رهبری جنبش سبز در ایران. / کاظم رنجبر
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
پیشگفتار : قبل از آنکه به تحلیل و تفسیر مسئله رهبری جنبش سبز در ایران به پردازیم، لازم است ، بطور مختصر ، به دو موضوع ، در رابطه با رهبری یک جنبش مردمی و جنبش سیاسی وفرق آن دو از یک طرف ، ومفهوم وجدان تاریخی اشاره ای بکنیم. درک مسئله رهبری جنبش سبز وگذر آن از جنبش مرد می به جنبش سیاسی با برنامه مدٌون، بدون شرح این دوموضوع ولو بطور مختصر ، مشکل خواهد بود. الف : فرق بین جنبش توده ای ،و جنبش سیاسی مشخص. - جنبش سیاسی مشخص . یک جنبش سیاسی مشخص ،در یک جامعه معین ،با هویت فرهنگی و خصوصیات قومی ، وملی آن جامعه ،وجه مشترک دارند .اختلاف اساسی بین یک جنبش مردمی ، با یک جنبش سیاسی مشخص ، اختلاف در برنامه و اهداف این دو جنبش است.در یک جنبش سیاسی مشخص ، هدف ، گرفتن قدرت و حکومت کردن با برنامه مشخص سیاسی مندرج در حزب سیاسی یا احزاب سیاسی موًتلفه می باشد. به عنوان مثال وقتی که درسال 1981 ،ملت فرانسه ، با ائتلاف احزاب سوسیالیست و کمونیست،ورادیکال چپ فرانسه ، فرانسوا میتران را به عنوان رئیس جمهورانتخاب کردند ،و به دنبال آن پیروزی رئیس جمهور سوسیالیست ، احزاب چپ ، در انتخابات پارلمان همان سال نیز اکثریت پارلمان را بدست گرفتند،و به قدرت رسیدند ، هد فشان اجرای برنامه های سیاسی واقتصادی شان بود،که از چند سال قبل برای رسیدن به این اهداف در چهار چوب قوانین دموکراتیک حاکم در جامعه فرانسه ، مبارزه سیاسی دموکراتیک می کردند.
• خداوندا 100 ملت متمدن آفريدی و ما را عضو هيچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوييم که اينگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی.
• خداوندگارا همه ممالک دنيا را به سمت پيشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر می گوييم که لذت زندگی در تاريخ صدر اسلام و حتی جاهليت قبل از آن را به ما نمودی .
• خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه است اگرچه حقوقی نمی گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر می گوييم که ما را از نعمت انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاری قرار دادی . فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند.
جامعه سیاسی بحرانی ایران و آیندۀ آن / حمیدرضا جلایی پور
٢٧ اسفند ۸۸ پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری (خرداد ١٣٨٨) یك حركت اجتماعی فراگیر، اعتراضی و مسالمتآمیز در جامعه سیاسی ایران ظهور كرد. با گذشت ٩ ماه به رغم بهكاربردن انواع اقدامات كنترلی از سوی حكومت (مانند دستگیری فعالان سیاسی، دانشجویی و مطبوعاتی، برگزاری دادگاههای نمایشی، حضور مستمر پلیس در خیابانها و رویارویی آنها با معترضین، انجام تبلیغات مستمر تهدیدآمیز و جنگ روانی، فیلترینگ گسترده سایتهای اینترنتی، ارسال پارازیت برای اخلال در تماشای شبکههای ماهوارهای، جلوگیری از برگزاری هرگونه نشست و جلسهای از سوی منتقدین - حتی دعای كمیل - و بالاخره ایراد اتهام محاربه به معترضین و تهدید به اعدام) این حركت اجتماعی محو نشده است. در ٩ ماه گذشته این "حركت اجتماعی" توانست تقریباً "عرصه عمومی" ایران را تحت سیطره خود درآورد و به غیر از راهپیمایی میلیونی روزهای ٢۵ و ٢٦ خرداد، اغلب روزهای ملی و اجتماعات قانونی مانند نماز جمعهای که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد، روز قدس، ١٣ آبان، ١٦ آذر، عاشورا و ٢٢ بهمن را با حضور خود تحت تاثیر قرار دهد و چهره دیگری از ایران به ایرانیان و جهانیان معرفی كند. با اینكه پس از راهپیمایی ٢٢ بهمن حكومت در تبلیغات رسمی خود شكست كامل این حركت اجتماعی را اعلام كرده است ولی در عمل، حكومت شبح این اعتراض جمعی را بر بالای سر خورد میبیند و به همین دلیل هیچگونه مجوزی به برنامهها و اجتماعات معترضین به انتخابات نمیدهد زیرا نگران است یك اجتماع كوچك به حضور صدها هزار نفر و بلکه میلیونها معترض در خیابانها منجر شود. در شرایط فعلی این حركت اجتماعی نه سركوب شده و نه به مطالبات آن پاسخ داده شده است و همچنان با فراز و نشیب به حرکت خود ادامه میدهد. به تعبیر دیگر مبارزات انتخاباتی بین كاندیداها و علاقمندان آنها و نحوه برگزاری پرمناقشه انتخابات، "جامعه سیاسی" ایران را وارد یك وضعیت بحرانی و با چشماندازی نامعلوم كرده است و چالشهای این جامعه سیاسی همچنان در جریان است و هنوز بهرغم تبلیغات رسمی وضعیت عادی نشده است.
ششم فروردين، زادروز اشو زرتشت، پيامبر ايرانی، تنها پيامبری كه از ميان آرياييان برخواست و انديشهی نيك، گفتار نيك و كردار نيك را ندا و گسترش داد و جهان را با اين منش و خو پرورش داد، فرخنده باد. يادآوری میشود كه نام ايران از واژهی آريا گرفته شده است. در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب، اَشو زرتشت در خانهی پدرش در كنار رود درجی كه به دریای چی چَست (ارومیه) میریخت با چهرهی نورانی از مادرش "دغدو" زاده شد و چون نام خاندان پدرش سپنتمان بود او را زرتشت سپنتمان نام نهادند. او در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب كیانی از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد. زادروز اَشو زرتشت در زمان شاهنشاهی (امپراتوری) ساسانیان یك روز پاترمی (ملی) شد و بر روزهای جشن كشوری افزوده شد.
سال 89 را به سال همبستگي اپوزيسيون بدل كنيم./ قلندر- مبارز
سال 88 با همه فرازونشيبها وتمامي ناهنجاريهائي كه درپي داشت ساعاتي ديگربه پايان ميرسد واتفاقات وفرازونشيبهاي آن در اوراق تاريخ ثبت وضبط خواهدشد. آنچه كه درطي اين سال بوقوع پيوست درهيچ تعريفي بجزناديده گرفتن حقوق اساسي مردم ايران ازيكسو، وتشديد چالشها، وبازتوليد تنشهاي تكراري رژيم اسلامي با جامعه جهاني نمي گنجد. مردم ايران با روحيه اي خسته ودرمانده ومستاصل، ودرعين حال اكثريتي بزرگ درموقعيت واماندگي ازتامين اوليه ترين احتياجات اهل وعيال خود در چنين ايامي كه هرلحظه هم شيب وشتاب آن فزوني مي يابد، بايد به استقبال نوروزي بروند كه سفره ها شان تهي ازنان، جيب هاشان خالي ازپول، ولاجرم نشستن برسفره هفت سين شان با كوهي ازغم واندوه ورنج ودرد توام خواهد بود. نسل اولي ها ي انقلاب سازو انقلاب كرده و انقلاب ديده ومغلوب درمقابل فريب بزرگ بهمن 57خوب بياد دارند كه درساليان اوليه انقلاب كه شعوروفهم و ادراك درچنبره يك عوام فريبي تاريخي گرفتار آمده بود، درچنين ايامي سرود بهاران خجسته باد گوش فلك را كرميكرد وحاكمان اسلامي نيزدرپناه سرودهائي ازاين دست همواره پيام آور در راه بودن مدينه فاضله درسايه حكومتي بودند كه درآستانه سي ودومين سال ازعمر منحوسش بجزنكبت وبد بختي وفقر وفلاكت وفحشا وسيه روزي هيچ ارمغاني درپي نداشته، وبطورقطع درسال آينده اين وضعيت نيز هزاران بار بدترازآن خواهد شد كه هم اكنون مشاهده ميشود.
دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست nooshabehamiri(at)yahoo.com با دکتر عبدالکریم سروش، این بار در مورد جدایی دین از حکومت، اختلاف نظر سکولارها و نواندیشان دینی و نیزچشم انداز جنبش سبزگفت و گو کرده ایم. دکتر سروش باتاکید بر اینکه "با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... " می گوید: "دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست." او همچنین می افزاید: "دینداران باید بدانند در روزگار حاضر، اجرای عدالت که خواسته شرع هم هست، فقط به شیوه دموکراتیک امکان پذیرست نه به شیوه فردی؛ نه به شیوه ولایتی." این مصاحبه در پی می آید.
آقای دکتر! شما گفته اید به لحاظ سیاسی سکولارهستید. بحث اصلی هم ظاهرا بحث بر سر جدایی دین از حکومت است. پس این دعوا بین روشنفکران مابر سر چیست؟ حقیقتا دعوایی نیست، بعضی ها شاید می خواهند دعوا درست بکنند. من از قضا "سکولاریسم سیاسی و فلسفی" را برای همین مطرح کردم که اگر هم به ظاهراختلافی هست، این اختلاف حل و معلوم شود ما به چه معنا سکولاریم و با دیگران همراستاییم و به چه معنا، سکولار نیستیم. اما مسئله ای که به ویژه در خارج از کشور پدید آمده، این است که بسیاری از کسانی که ادعای سکولار بودن می کنند، برحسب اعتقادات هم سکولارند؛ یعنی اعتقادی به معنویت و دیانت ندارند. البته آنان مختارند که چنین باشند، اما وقتی فقط اینها مدافع سکولاریسم می شوند، سکولاریسم برای جامعه ایرانی معنای وحشتناکی پیدا می کند. یعنی تصور می کنند دم زدن از سکولاریسم، مترادف است با دست کشیدن از اعتقاد ودیانت. این خطا و توهم را باید تصحیح کرد.
با شادباش سال نو به آن ها که نوروز را باور دارند و تقديم به زندانيان سياسی سرزمينم که نوروزها را مکرر خواهند کرد اين روزها آيت الله های حاکم بر ايران با فتواهاشان در مورد چهارشنبه سوری و نوروز (و حتماً، همين روزها، سیزده به در) نشان داده اند که به راستی شمشير دو دمی دارند که به شکلی بی امان هميشه يک دمش تهديد جان و زندگی مردمان است و دم ديگرش متوجه فرهنگ و سنت های ملی و ايرانی ما. ياد پيرمرد باستانشناس شريفی روشن که، با صدای لرزانی، به من می گفت: «اين ها قصد دارند که چيزی به نام ايران را محو کنند و مردمان علاقمند به اين سرزمين را يا از ايران برانند و يا دق کش کنند و کشوری بسازند که فقط از آن خودشان و چهار پنج میليون متعصب هميشه خشمگينی باشد که، نشسته بر ميلیاردها ثروت سالانه از نفت و منابع طبيعی، و بی هيچ دردسری، بدنبال تحقق اهداف قرون وسطايي شان در جهان باشند»؛ و وقتی با سکوت من برخورد، صدايم کرد تا مطمئن باشد که تلفن قطع نشده و سپس ادامه داد: «باور کنيد اين حرف ها را از روی خشم يا تعصب ناسيوناليستی نمی زنم. صاحب هر نگاه اندک هوشياری می بيند که اين ها در اين جا کار نابودی هر آن چه را که ايرانی است از همان روز نخستینی که صاحب قدرت شدند، با برداشتن شير و خورشيد از قلب پرچم مان، و انداختن چادر بر سر زنان مان، و حذف بخش عمده ای از تاريخ از کتاب های آموزشی بچه ها مان شروع کردند. شما اينجا نيستيد که اين ماجراها را از نزديک ببنيد اما برويد و در همان فرنگستان که هستيد تحقيق کنيد تا دريابيد که چگونه با پول نام همه ی مراکز پژوهش های تاريخی را که با پيوند پرشين يا ايران شناخته می شدند به مراکز اسلامی تغيير داده اند، يا چگونه يکی يکی بخش های تاريخ ايران در دانشگاه های خارجی را خريده اند و آنها را تبديل به بخش اسلام شناسی کرده اند.»
در دسامبر 2008 و تنها چند هفته پس از پیروزی باراک اوباما، نمایندگان بیش از 20 گروه آمریکائی در جلسه ماهانه 1 مشترک خود گرد آمدند تا فعالیت های لابی شان در رابطه با ایران را هماهنگ کنند. مجموعه این گروهها "کارزار برای یک سیاست جدید در مورد ایران"2 (Campaign for a new American policy on Iran” (CNAPI نام دارد که رهبری آن بعهده نایاک و تریتا پارسی است. این ائتلاف در سال 2006 توسط گروههای ضد جنگ آمریکا و مخالفان جرج بوش تشکیل شد تا ظاهرا از بروز یک جنگ میان ایران و آمریکا جلوگیری کند اما مدتی بعد نایاک به این ائتلاف پیوست و با حمایت "موسسه جامعه باز" و کمپانی های بزرگ آمریکا کنترل این مجموعه را بدست گرفت و خط مشی این ائتلاف را آرام آرام بسوی یک لابی تمام عیار در جهت جلوگیری از فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی تغییر داد. بخشی از فعالیت های این ائتلاف در وبسایتی بنام "پروژه سیاست خارجی آمریکا"3 American Foreign Policy Project منعکس میشود.
انزوا و اجماع جهانی؛استراتژی غرب در مقابله با جمهوری اسلامی / کورش اعتمادی
استهکلم 21 مارس 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
در پسِ پردهِ همهء راهکارهای دیپلماسی، همایش و تقویت نیروهای نظامی از هر سو شرایطی را پدید آورده است که برخی میپندارند این تحولات پیش زمینه های شروع جنگی دیگر در خاورمیانه است. امّا همه ی اینها دلایل کافی برای آغاز جنگ نیست. و یا ترس از مسلح شدن رژیم به بمب اتم و برهم خوردن توازن قوای نظامی در منطقه که برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس را واداشت تا پیمان همکاریهای نظامی خود با دولت آمریکا را در ابعاد گسترده تر تمدید کنند. قطر، بحرین، امارات و عربستان سعودی از جمله این کشورها هستند که در ماههای اخیر بیشترین تسلیحات نظامی را ازآمریکا خریداری کردند تا در صورت حادتر شدن بحران جنگی در منطقه امکانات دفاعی لازم را داشته باشند. با این وجود باز پیش بینی وقوع جنگ جدید در منطقه دشوار است. وظاهرا ً همه نیز از ترفندهای توطئه گرایانه جمهوری اسلامی در منطقه آگاهی یافته اند که تهران قصد دارد برای خلاصی از بحرانهای داخلی خود آتش جنگی را در منطقه شعله ور سازد. ولی هنوز بازبسیار زود هنگام است بپنداریم جنگ در راه است.
هفتم آبان ، 29 اکتبر روز کورش بزرگ را گرامی بداریم
به پيشنهاد طرفداران حقوق بشر جهانی اکنون زمان آن رسيده که نه فقط دولت ها، بلکه هر فردی بر پای اعلاميه جهانی حقوق بشر امضا بگذارد ما مردمان جهان با پذیرش و رعایت اين ميثاق های انسانی به تثبيت و جهانی شدن حقوق بشر کمک می کنيم از تارنمای هرانسانی حق دارد بازدید کنید!
طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست با چشمهای روشنِ براق با گیسویی بلند به بالای آرزو هرکس از او نشانی دارد ما را کند خبر این هم نشان ما : یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر
محمدرضا شفیعی کدکنی
شعر
بابک پرهام (ب.اشراق)
تمثیل سایه یا توصیف نور
بلوط چون نور می گیرد سایه سازد کاج چون باد می گیرد پایه سازد امیدم تمثیل ِ در بر نور نیست اگر نه جان ام توصیف دشت نیست سایه ی عشق ِ دوست تمثیل ِ غم است او، خود، می داند مهر ِ اشراق بی نیاز به این سایه است چون خودش جوانه ی برگ و شکیبایی شب، آرامشگاه پر نفس اش است. تمثیل ِ سایه ؟ دورم باد توصیف ِ نور؟ جان ام باد.
چهارشنبه بیست و هشت آوریل دوهزار و ده میلادی/ ال دورادوهیلز