|
آبشخور اطلاعاتی خامنهای و خطر برای آینده کشور/ حسین باقرزاده |
سهشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ – 10 اوت 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
انتشار متن سخنان یک مقام امنیتی/نظامی جمهوری اسلامی به نام سردار مشفق تصویری مسخره و در عین حال خطرناک و نگران کننده از ذهنیت حاکم بر مقامات ایران به دست میدهد. در این گفتار کمتر کسی از مقامات پیشین و اکنون جمهوری اسلامی از برچسب دشمن و توطئهگر و آلت دست خارجی در امان مانده است، و حتا اصولگرایانی مانند علی لاریجانی رییس مجلس رژیم و محمد باقر قالیباف نیز خواسته یا ناخواسته به مجریان منویات دشمنان داخلی یا قدرتهای خارجی تبدیل شدهاند و یا در خطر آن بودهاند. گوینده تصریح دارد که عالیترین مقام این رژیم یعنی علی خامنهای از «اطلاعاتی» از این قبیل تغذیه میکند و سیاستها و راهبردهای خویش را بر اساس آنها تنظیم میکند. انتشار این سخنان از یک سو رفتار علی خامنهای در تحولات اخیر را تا حد زیادی توضیح میدهد، و از سوی دیگر زنگ خطر بزرگی را به صدا در میآورد: اگر سیاست خارجی و اتمی رژیم نیز بر اساس «اطلاعاتی» با این کیفیت تنظیم شود کشور ما به کجا میرود؟ آن چه که در سخنان سردار مشفق آمده است البته چندان تازگی ندارد. بلندگوهای تبلیغاتی رژیم و در رأس آنها کیهان شریعتمداری مدتها است که «تحلیل و تفسیر»هایی مشابه این سردار عرضه میکنند و زبان و منطق مشابهی به کار میگیرند. از دید اینان نه فقط مخالفان و منتقدان علی خامنهای و بلکه همه کسانی که در برابر احمدینژاد قرار گرفتهاند و یا نسبت به او موضع انتقادی دارند گام در راه دشمن گذاشتهاند. تعبیرهای جاسوس و منافق و خائن و مزدور و آلت دست خارجی صریحاً و به وفور نصیب مقامات برجسته پیشین جمهوری اسلامی میشود، و بسیاری از مقامات کنونی رژیم نیز به تلویح و تصریح از گزند نیش آنان در امان نیستند. این برخوردها را در عین حال میشود نوعی تاکتیک تبلیغاتی دانست. در برخوردهای سیاسی، گروههای مخالف یک دیگر گاه به انواع اتهامات متوسل میشوند - اتهاماتی که خود نیز ممکن است در نادرستی آن شک نداشته باشند. و البته اگر رسانههای حامی رژیم جمهوری اسلامی از وقیحترین زبانها و تعبیرات برای این تبلیغات استفاده میکنند، آن را باید به حساب سطح فرهنگی سیاست در این نظام گذاشت. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
باز خوانی برگی از تاریخ معاصر نظام های تمامیت خواه / کاظم رنجبر |
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
پیشگفتار: در این یک ماه گذشته ، در جمهوری ابتر جهل و جنایت و فساد ، اتفاقاتی بظاهر کوچک ولی در واقع بسیار با اهمیتی رخ دادند که در حقیقت نشان از زوال و به بن بست رسیدن این نظام ، بمانند سایر نظام های تمامیت تاریخ هستند. لذا در راستای گسترش دید تاریخی و سیاسی از پایان نظام های توتالیتر ، نگاهی در محدوده یک مقاله ، به این مطلب ، خواهیم انداخت و این اصل را از نظر خواهیم گذراند که نظام های تمامیت خواه اصلاح ناپذیر هستند یا نه؟ سیاست و مدیریت کلان جامعه ،متشکل از مجموعه ای از علوم انسانی و تجربی استو تسلط و آشنائی به این علوم ، ربطی به باورهای دینی و ایمانی توده مردم و رهبران دینی، ندارند .روحانیون حکومتیولو اینکه عنوان های پر طمطراق علمای اعلام و آیات عظام را با خود یدک می کشند، اما درحقیقت ، فاقد علم به معنی واقعی آن هستندو مشکل واقعی جامعه ایران امروز، درست در همین نکته استکه در هزاره سوم، روضه خوان، با قدرت سرنیزهو با سوء استفاده از باورهای معصومانه دینی ناشی از فقر فرهنگ عمومی، در طول این 31 سال، برمسند حکومت نشسته است !!! در ماه گذشته ، آقای علی خامنه ای ، علنأ ادعا کردکه در زمان غیبت ، سحنان او به عنوان مجتهد جامع الشرایط ، چون دستورات پیامبر و امام زمان واجب الاجرا است. و چند روز بعد نیز در یک سخنرانی رسمی ، به علوم انسانی ، جامعه شناسی و روانشناسی حمله کردو این علوم را ، علوم غربی و بی ارزش خواندو اضاقه کرد که مسلمانان به علوم قرانی احتیاج دارند .(نقل به معنی ) |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
روسپی های سرزمین من / محمد نوری زاد ! |
روسپیان سرزمین من ، شادمان و خنده به لب ، در هر کجا به تن فروشی مشغولند . و حال آن که خدا هیچ زنی را جز برای ابراز شرافت و پاکدامنی خلق نکرده است . روسپیان سرزمین من ، شادمان و خنده به لب ، در هر کجا به تن فروشی مشغولند . و حال آن که خدا هیچ زنی را جز برای ابراز شرافت و پاکدامنی خلق نکرده است . هم من ، و هم همه ی شما نیک می دانیم که درپس خنده ها و قهقهه های روسپیان ، گریستنی است به پهنه ی اقیانوسی که از غرقاب اشک آنان جاری است . چرا ؟ چون خدا نه در مرد ، که خود را در زن ، به تجلی درآورده است . زن ، گوهر یک دانه ی آفرینش است . همان گوهری که جمال خدا را در زیباییش ، ومهراورا درمادری اش ، و جاذبه ی او را درمعشوقگی اش جای داده است . روسپیان سرزمین من ، و همه ی روسپیان جهان ، همان یک دانه های خدای خوبند که با پای نهادن برگوهر وجودی خویش ، ناگزیر ، به تن فروشی روی می برند . یک روسپی ، پیش از هر مراوده ی جنسی ، ابتدا خود را به دست خود می کشد تا بتواند بر شراره های سرزنش آن خویشتن خفته فائق آید . از این پس، هرگاه به روسپیان سرزمین من نگریستید ، تلاش کنید از شماتت ، و از هرزگی نگاهتان بکاهید . چرا که آنان ، بانوان ، و دخترکان پاکدامن دیروز مایند . کسانی که افسوس هماره ی یک زندگی شرافتمندانه را با خود حمل می کنند . کور باشیم اگر که لخته های جگر خونین آنان را درپس خنده هایشان فهم نکنیم . |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
دربارهء اسلام و از جمله«اسلام رحمانی» |
اصلاحطلبان و نواندیشان دینی بعلاوهء ملی- مذهبی های روانپاره و بی وطن و مادرستیز، اکنون که 31 سال درندگی و خونخواری نظام تجاوز اسلامی ماهیت و گوهر ضد بشری و آزادی ستیز دین ِ از ابتدا مبین را بر نسل های کنونی آشکار ساخته است، دست از دغلکاری و مردم فریبی نمی شویند و مقوله ای مهمل و موهوم به نام « اسلام رحمانی» ساخته اند که ظاهراً ورژن تعدیل یافته ای از انواع اسلام ناب محمدی است که تاکنون شناخته ایم. همانطور که از این عنوان پیداست، اسلامفروشان حرفه ای و مکاران الهی همان متاع مسموم و زهرآگین را اینبار با اسم و تیتر جدیدی روانهء بازار کرده اند و ظاهراً مدعی اند که « اسلام رحمانی» نسبت به اسلام هایی که تاکنون شناخته شده است، غلظت و دز خشم و غضب و قهر و تهدید و ارعاب و ارهاب و آتش و عذاب الهی اش کمتر است و سنگ های سنگسارش از جنس پفک نمکی. لابد در شریعت این اسلام سر دگراندیشان و مخالفان را بجای شمشیر با کارد ظریفی که خیار پوست می کنند از بدن جدا می کنند و یا طناب دار در « اسلام رحمانی» به رنگ سبز سیدی و از جنسی لطیف بافته شده. مکرالماکرین ها اینبار تصمیم گرفته اند با پنبه سر ببرند. در بارهء حقیقت اسلام ما دائماً خود را گول می زنیم و یا بطور تاریخی خود را فریب داده ایم و یا فریبمان داده اند و در هر صورت این قصه همچنان ادامه دارد و تلفات می گیرد. همین مقولهء رحمانیت و رآفت اسلامی از اساس دروغی بیش نیست. رحمانیت و رأفت اسلامی غلافی است که شمشیر خونریز اسلام را در انظار می پوشاند. رحمانیت موضوعی است متعلق به گفتمان قدرت. رحم و رحم آوردن و رحم کردن و ترحم را ما با مهر و مهربانی و داد و دادگری و دوستی و عشق و انسانیت و آدمیت و همبستگی و دیگر فروزه ها و ارزش ها و نیکی های فرهنگ ایران اشتباه گرفته ایم. شاید هم به جهت آدم کردن و رام نمودن وحوش تازی و در امان ماندن از خشم الله و کینه توزی ِ آخوندها و مجاهدان و جهادگران اسلام چنین تفسیرها و تعبیرهایی از رحمان و رحیم اسلامی و قرآنی جعل کرده ایم و برساخته ایم. ( شبیه کاری که با علی و شمشیر خونریزش کرده ایم و ازاو تصویر پهلوان و جوانمرد در ذهن خود ساخته ایم، بدون آنکه بدانیم که پهلوانی و جوانمردی چیست و کدام است و در فرهنگ ایران به چه صفات و ارزش هایی اطلاق می شده است. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
مرغ سحر ناله سر کن / منصور سحرخیز |
سهشنبه ۱۹ مرداد ۱٣٨۹ - ۱۰ اوت ۲۰۱۰ درمبارزات اجتماعی گاهی نمونه هایی از یک واقعه ، تصویر زیبایی از درون جنبش رابنمایش میگذارند. اخیرآ یکی ازکنسرت های استاد شجریان را تماشا میکردم . بسیار زیبابود . درپایان برنامه مردم باهیجان زیاد تقاضای ادامه برنامه راداشتند. وقتی استاد شجریان با همراهانش مجددآ بروی صحنه آمد ، بعنوان یادگاری از آن شب ، آهنگ مرغ سحر ناله سرکن راخواند. یکی ازصحنه های زیبای آن ، زمانی است که استاد شجریان آهنگ مرغ سحر رامیخواندو جوانان با چه شور، اشگ ریزان درخواندن این شعر استاد راهمراهی میکنند: مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه ترکن زآه شرربار این قفس را برشکن وزیر وزبرکن.... مشاهده آن همه عشق به زندگی ، امید به آینده واحساس آرزوهای جوانان وطن من را ترغیب کرد تااین نوشته را با این نام خدمت علاقمندان به آزادی وآزادیخواهی عرضه کنم. برای رسیدن به ساختاردموکراتیک وتثبیت حاکمیت ملی عملآ از راهبردهای متفاوتی میتوان استفاده نمود. موفقیت وپیروزی هرپیشنهاد عملی باید با شرائط گنجایش وتوان وحدود اعمال قدرت از سوی جنبش از یک طرف وحسابرسی زمینه وامکان کاربردی آن ازطرف دیگرهمخوانی داشته باشد. دراین رهیافت نتایج سیاسی ازمحاسبات کوتاه مدت وعکس العمل های بلافاصله کنش گران، شاخص صحت وسقم بهترین وکوتاه ترین ودرعین حال کم هزینه ترین راهبرد خواهد بود. باتوجه به مطالب فوق وقبول این تجربه علمی وتاریخی که گذار به دموکراسی درهرنوع رژیمی محتمل است ، جواب به این سئوال ازطرف روشنفکران سیاسی ضروری است که آیا درایران امروزتحول اجتماعی درجهت دسترسی به دموکراسی امکان پذیر است یا خیر. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
اثرات تحريمها بر روی صنعت نفت ايران، ژاله وفا |
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
 شورای امنيت سازمان ملل در اوايل ماه ژوئن امسال چهارمين دور اقدامات عليه سپاه پاسداران، سرمايهگذاری در فنآوری و برنامه هستهای و موشکی ايران را به تصويب رساند. مدت کوتاهی پس از آن دولت آمريکا محدوديت صادرات بنزين و فرآوردههای نفتی به ايران را به تصويب رساند. وزيران خارجه کشورهای عضو اتحاديه اروپا نيزدر نشست خود در روز دوشنبه (۲۶ ژوئيه / ۴ مرداد) در بروکسل تحريمهای تاکنون بیسابقهای را عليه جمهوری اسلامی ايران به تصويب رساندند.بر اساس اين تصميم پروازهای باری به اروپا و نيز سرمايهگذاری و انتقال فنآوری در حوزههای صنعت گاز و نفت بايستی متوقف شوند. نقل و انتقالهای بانکی بيش از ۴۰ هزار يورو بايد با اجازه خاص صورت گيرد وبرای آن دسته از کالاهای تجاری که کاربرد دوگانهی غيرنظامی و نظامی دارند محدوديتهای شديدی قائل شدند. دولت کانادا نيز در(۲۶ ژوئيه / ۴ مرداد) تشديد تحريمها عليه ايران را اعلام داشت که بيش از همه شامل عدم صدور تکنولژی برای صنعت نفت و گاز ايران ميشوند. علت اين امر را همگی امتناع رهبری جمهوری اسلامی از توقف غنیسازی اورانيوم با غلظت بالا در خاک ايران دانسته واعمال تحريمها را به قصد اعمال فشار برای کشيدن نظام ولايت فقيه بر پای ميز مذاکره ميدانند. ناگفته پيداست که مجازات های اقتصادی بين المللی، هزينه های بسيار سنگينی را هم بر اقتصاد ايران و هم بر مردم ايران تحميل می کند . آنهم بر روی اقتصادی که نه توليد محور بلکه مصرف محور است. هر کس که کوچکترين اطلاعی از وضعيت اقتصاد ايران داشته باشد از اثرات منفی تحريمها بر شاخص های اقتصاد کلان اعم از رشد اقتصادی ، تورم ، بيکاری ، فقر و کمبود و ... بر روی زندگی بلا فصل مردم واقف است. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
متن کامل سخنان سردار مشفق (قسمت دوم)، وبلاگ رايگاه |
[بخش نخست سخنرانی را با کليک اينجا بخوانيد] *ميرحسين مستقل وارد میشود ... ميرحسين موسوی مستقل وارد انتخابات شد اما بعد از دوهفته احزاب اصلاحطلب خود را جمع و جور کردند و گفتند: "اگر ما بتوانيم از طريق وی به بخشی از نظام آويزان شويم، خودش کلی است. ما فرصتی برای دست و پا کردن يک کانديدای ديگر نداريم. " بنابراين تصميم گرفتند که از وی حمايت کنند و به ستادهای وی نفوذ کنند. روز چهارم عيد جلسه پنهانی با حضور اعضای سازمان مجاهدين و ميرحسين برگزار شد که ميرحسين گفت که نبايد صدای اين جلسه را در بياوريد و توقع نداشته باشيد که من با شما عکس دو نفره بگيرم اما مطمئن باشيد که ۹۰ درصد از افکار من به شما نزديک است. چند روز بعد با مشارکت و ملی - مذهبیها جلسه گذاشتند که گزارش آن در رسانهها افشا شد. چند روز بعد جبهه اصلاحات آقای صفدر حسينی را به ستاد موسوی معرفی کرد و موسوی دست بهزادياننژاد را در دست او گذاشت و ستاد اصلاحطلبان و ستاد موسوی در اکثر استانها يکی شد به جز چند استان که يکی از آنها تهران بود و در رأس تمامی اين ستادها يک فرد مشارکتی قرار گرفت. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
متن کامل سخنان سردار مشفق (قسمت اول)، وبلاگ رايگاه |
اخيرا فايل صوتی سخنرانی سردار مشفق از مسئولين امنيتی کشور در فضای مجازی منتشر شده است. اين سخنرانی در پاييز سال ۱۳۸۸ در مشهد مقدس و در جمع تعدادی از روحانيون و نخبگان ايراد شده است. در اين سخنرانی به نقش برخی سران فتنه همچون موسوی خويينی ها ، مهدی هاشمی رفسنجانی ، بهزاد نبوی ، مصطفی تاج زاده و اشارات مبسوط ، شفاف و صريحی شده است . اين مقام ارشد امنيتی همچنين به تحرکات مشکوک سيد حسن مصطفوی و برخی افراد ديگر همچون محسن رضايی ، قاليباف ، علی لاريجانی و ... اشارات آشکاری می نمايد . مشفق در قسمت ديگری از سخنانش نسبت به مساله ی اسفنديار رحيم مشايی نيز نکاتی را مطرح می کند . اين مقام ارشد اطلاعاتی به صراحت اعلام می نمايد که اين مطالب را خدمت مقام معظم رهبری برده است و حضرت آقا دستور داده اند که بايد مردم را نسبت به آنها آگاه نماييد . مطالعه متن کامل اين سخنرانی را با توجه به ارائه اطلاعات و کدهايی جالب از پشت صحنه فتنه به همه مخاطبين عزيز توصيه می کنم. با توجه به اين که در سالگرد آغاز فتنه ۸۸ هستيم متن کامل سخنان وی (بخش اول) به همراه فايل صوتی آن در وبلاگ رايگاه منتشر می گردد: حلقه های پشت پرده {...} مجمع روحانيون مبارز ، حزب مشارکت ، حزب کارگزان سازندگی ، حزب همبستگی ، حزب مردمسالاری ، احزابی هستند که از بين ۲۶- ۲۷ حزب جريان اصلاحات ، پنهانی و بدون آنکه احزاب ديگر خبر داشته باشند در آن ۸ سال ، دولت خاتمی را اينها اداره می کردند . آن چيزی که در عرصه های مختلف سياسی - اجتماعی - فرهنگی - سياست خارجی - مذهبی و ... و آن هجمه هايی که در دولت خاتمی برعليه انقلاب و دين مشاهده کرديد محصول آن تفکراتی بود که در اين گروه جی ۷ تصميمگيری می شد . |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
...کامنت خواندنی / این هیولاهای خون آشام و |
میهمان - دوشنبه, 08/09/2010 - 11:34 این هیولاهای خون آشام و متجاوزین به نوامیس، خامنه ای و برادران لاریجانی و احمدی نژاد و جنتی و دیگر دراکولاهای بزرگ و کوچک باز تشنۀ خون و طناب دار شده اند. خدا به خانواده های قربانیان رحم کند و شر خونخواران و متجاوزین و دست اندازان به نوامیس را از سر این مردم مظلوم کوتاه کند. انشاءالله روزی خواهد آمد که تک تکشان در دادگاه ملت محاکمه شوند. برگرفته از http://www.irangreenvoice.com/article/2010/aug/08/6124 |
|
|
Another Brick In The Wall (Hey Ayatollah, Leave Those Kids Alone!) |
|
|
او اشتباه نکرد... / الاهه بقراط |
www.alefbe.com نوجوان بودم ولی آهنگها، بیپروایی و نقدی که در زبان تندش وجود داشت، مرا به برنامههایش جذب میکرد. این بود که وقتی برای اجرای کنسرت به کاخ جوانان ساری آمد، خودم را به خواهران و برادرم که بزرگتر از من بودند، تحمیل کردم تا مرا هم با خود ببرند. مطابق مد آن زمان، پیراهن تنگ و کمرباریک نارنجی به تن داشت و با دستمال سفید عرق صورت و پیشانیاش را پاک میکرد. وقتی پس از اجرای برنامه در سالن غذاخوری کاخ جوانان با همان زبان تند شروع کرد همه چیز را دست انداختن، نمیشد فهمید شوخی میکند یا جدی میگوید، آن هم با ذهن هنوز کودکانه و بیتجربه من. آن سالها روز ششم اوت 1992 فریدون فرخزاد، هنرمند آگاه و آزاده ایران، با دهها ضربه چاقو در خانه خود در شهر بُن به قتل رسید. فکر میکنم در یادآوری خاطره هنرمندی که امروز «هنرمندان» کشورش را به آسانی میتوان خرید و فروش کرد، هیچ سخنی گویاتر از حرفهای خودش نیست که نه از تعهد و وام هنرمند به مردم، بلکه فقط از خود و تعهد خویش به مردمی سخن میگوید که با «پول» آنها، اگرچه کوتاه، ولی خوب زندگی کرد: «سالها قبل وقتی که در کشور یونان حکومت پادشاهی یونان سرنگون شد، روشنفکران یونانی و در صدر آن روشنفکران، هنرمندان معروف یونان مثل تئودراکیس، و خانم ملینا مرکوری که امروز وزیر فرهنگ دولت یونان است، که دولت سوسیالیستی هم هست، به دور دنیا راه افتادند و مشغول مبارزه شدند برای آزادی کشورشان و مردم کشورشان. این یک مثال کوچک است برای اینکه بدانید چرا من به به دور دنیا راه افتادم. من فکر میکنم که هنرمند، معلم اخلاق اجتماع اش نیست و هنرمند وظیفه خاصی هم ندارد که تکلیف ملتی را روشن کند. ولی فکر میکنم که وظیفه هنرمند، هنرمندی که به خاطر مردم بالا رفته، از مردم بهره مالی گرفته، و خیلی خلاصه و ساده بگویم، با پول مردم، اگرچه با کار هنریاش، ولی با دستمزدی که از مردم به دست آورده خوب زندگی کرده، وظیفه دارد در زمانی که ملتی گرفتار میشود و کشوری در بند است راه بیفتد و حداقل کاری که میتواند بکند این است که حرف بزند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
اپوزيسيون زير يک سقف؟ / اسماعيل نوری علا |
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
 نام جمعه گردی دو هفته پيش من «نيروی جانشين کجاست؟» بود. از واکنش های مختلفی که نسبت به آن صورت گرفت، و بخصوص تماس هائی که با خود من گرفته شد، دريافتم که اکنون فکر کردن به ايجاد يک نيروی جانشين ذهن همهء دست اندرکاران سياسی را بخود مشغول کرده و شخصيت ها و گروه ها، هر يک به فراخور حال خود، به جستجو برای يافتن راه چاره ای در مورد اين مسئله مشغولند. در واقع، شايد نخستين فکری که به ذهن آدم رزمنده در صفوف اپوزيسيون می رسد آن باشد که بايد وسيله ای فراهم کنيم تا چهره ها و شخصيت های شناخته شدهء سياسی اپوزيسيون زير يک سقف جمع شده، اختلافات و تشابهات شان را با يکديگر در ميان گذاشته و، از دل اين «گفتگوی ملی»، به وفاقی سراسری برسند که از خاک حاصلخيز آن نيروئی که بتواند تا حد ممکن و مقدور خود را بصورت يک جانشين عملی در انظار بين المللی مطرح کند بوجود آيد. اکنون آشکار است که اين «صورت مسئله» تنها به يک گروه خاص تعلق ندارد و من سخن دربارهء آن را از گروه های مختلفی شنيده ام و حتی شاهد آن بوده ام که کسانی، يا گروه هائی، قدم های ابتدائی را هم برداشته و در راستای ايجاد يک «گرد همآئی فراگير» اقداماتی کرده اند. اما گفتهء شاعر بزرگ کشورمان ياد باد که: «عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها..!» پس، اجازه دهيد ـ بدون داشتن ادعائی در زمينهء دستيابی به «پاسخ مسئله»، و بر بنياد همين نگاه ها و شنيدن ها، نکاتی را در مورد خود «صورت مسئله» با خوانندگانم در ميان بگذارم تا روشن شود که ـ لااقل از نظر من ـ مهالک و سختی های «حل مسئله» کجا است، تا، پس از شناخت آنها، شايد بتوان در رفع آنها نيز اقداماتی صورت داد. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
ایران، ایران: نقش تازه ی احمدی نژاد و رحیم مشایی / شکوه میرزادگی |
این روزها همه جا سخن از گردهمآیی تعدادی ایرانی است که به عنوان میهمان حکومت اسلامی به ایران سفر کرده اند. ویدئوهای مربوط به اين همايش «سفیران تبلیغاتی آقای احمدی نژاد» که در سایت های مختلف منتشر شده یا سبب شوخی و خنده است و يا باعث عصبانیت مردمانی که باورشان نمی آید هنوز کسانی پیدا می شوند که آماده اند تا آبرو باخته وسیله ی تبلیغات حکومتی باشند که تیغ بی امان به روی مردمان آزادی خواه، صلح دوست، و بی سلاح کشیده است. اما همه ی اين عمليات پر خرج و بیهوده به کنار، اوج اين تبلیغات حکومتی را بايد سخنان آقای اسفنديار رحیم مشایی دانست که، در آخرین روز همايش، با زبانی شبیه زبان مندرس ادبیات عاشقانه دوران قاجار، از «زیبایی های روحانی ایران و عشق به آن» گفته است، هرچند که اين اتفاق تازه ای نيست و ايشان ـ یعنی کسی که پنج سال تمام است بدون وقفه مهمترین محوطه های تاریخی و فرهنگی ما را با خاک یکسان کرده، گنجینه های ملی و بشری ما را به کشورهای خارجی انتقال داده و به فروش رسانده، و گردشگری ما را تبدیل به زیارت قبرستان و مسجد و امامزاده کرده و صنایع دستی و ملی ما را با کمک دولت چین به نابودی کشانده، و منابع طبیعی ما را برای گرفتن توجه روس ها به حراج گذاشته ـ مدتی است که تبدیل به يک ایراندوست لطیف و ظریف و عاشق پیشه شده است و مرتباً ذکر «ایران، ایران» گرفته است و در رورهای اخير هم، در جمع میهمانان خارج کشوری حکومت اسلامی، به همين شکل سينه چاک وطن شده است. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|