|
جنایتی که فقط جندالله مسئول آن نبود / حسین باقرزاده |
سهشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۹ – 20 ژوئیه 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
خونهایی که نباید میریخت – و جنایتی که فقط جندالله مسئول آن نبود واقعه تروریستی پنجشنبه گذشته در زاهدان که با انفجار مضاعف دو بمب در فاصله زمانی کوتاهی از یک دیگر صورت گرفت فاجعه آفرید و به مرگ دهها نفر و زخمی شدن سدها نفر دیگر منجر شد. عاملان این حادثه، به گفته گروه جندالله، دو جوان بلوچ از طایفه ریگی بودند که به انتقام خون رهبر اعدام شده گروه عبدالمالک ریگی با یک اقدام انتحاری به این عملیات دست زدند. انفجار فاجعه آفرین بود، و انفجار انتحاری مضاعف که هدفی جز افزایش حد اکثر قربانیان را دنبال نمیکند از بدترین انواع عملیات تروریستی است که در سالهای اخیر در خاورمیانه شیوع یافته و اکنون به ایران نیز سرایت کرده است. عملیات انتحاری تحت هر عنوان و بهانه و در هرجا که صورت گرفته و میگیرد مصداق کامل کشتار جمعی است و باید آن را محکوم کرد. واقعه تروریستی زاهدان نیز به همین دلیل به طور وسیع از سوی جامعه ایرانی و جامعه جهانی محکوم شناخته شده است. در این میان البته مقامات ایران بیش از همه در مورد این واقعه نوحهسرایی کردهاند و آن را به عنوان یک عمل تروریستی محکوم شناختهاند. این اقدام از سوی کسانی که عملیات مشابه فلسطینیان در اسراییل را تحت عنوان عملیات «استشهادی» تقدیس میکنند، و یا در نهادهای نظامی و نیمه نظامی خود «گردانهای استشهادی» تشکیل دادهاند یکی از بارزترین نشانهای نفاق و ریا بشمار میرود. جمهوری اسلامی نمیتواند از یک سو از عملیات تروریستی در این یا آن گوشه جهان حمایت کند و از سوی دیگر وقتی نیروهای خودی او (و به ناچار، مردم عادی کشور نیز) قربانی چنین عملیاتی میشوند داد بر آرد و آن را محکوم کند. اگر تروریسم کور از نوع آن چه که در زاهدان اتفاق افتاد به ایران راه باز کرده، باید آن را در درجه اول مرهون فرهنگ ایدئولوژیکی دانست که جمهوری اسلامی در شکلگیری و تبلیغ و ترویج آن در خاور میانه نقش اول را بازی کرده است. تصادفی نیست که تروریسم کور در خاورمیانه و غرب آسیا و شمال آفریقا عمری کم و بیش برابر با عمر نظام اسلامی حاکم بر ایران دارد و با ادامه حیات آن از طریق تروریستهای اسلامگرا به سراسر جهان نیز گسترش یافته است. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
حس غریب! / نامه ای از نادره افشاری به یک دوست |
دوست عزیز، زندگی حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد! نمیدانم این شعر سهراب سپهری را به خاطر داری یا نه؟ این شعر را من، با ترجمهای كه از آن دارم، وصف حال خودم میدانم. مثلا اگر بتوان واژهی مرغ را ـ نه پرنده ـ كه همان مرغ مونث در برابر خروس مذكر ترجمه كرد، و مهاجرت را احساس تنهایی، در هر جایی كه این حس را به انسان میدهد؛ آن وقت این شعر تعریفی از من است كه در همه جا غریبه بودهام، حتا در خانهی پدر. حتا با همسر. و شاید باور نكنی كه من، خودم را اینجا و در این شانزده/هفده سال كمتر غریبه یافتهام. و باز هم شاید برایت عجیب باشد وقتی بشنوی كه اگر من سی/چهل درصد برای نجات جانم از ایران گریختهام، دو چندش را برای نجات از آن سنت و فرهنگ و عرف و مذهب گریختهام و این اولین باری است كه آن را مینویسم. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
جنبش برای دموکراسی و موانع سر راه: مورد ایران |
سخنرانی دکتر علیرضا اصغرزاده* در پارلمان ایتالیا** ترجمه از متن انگلیسی: علیرضا جوانبخت رم ۲۹ ژوئن ۲۰۱۰ خانم ها و آقایان! اجازه بدهید از برگزار کنندگان این نشست، حمایت کنندگان و نیز تمام حاضرین صمیمانه تشکر بکنم. حقیقتا حضور در اینجا برای بحث در مورد مشکلات متعددی که جریان دموکراتیزاسیون ایران با آن مواجه میباشد، مایه سربلندی است. از من خواسته شده که وضعیت کنونی جنبش ها و گرایشات دموکراتیک در ایران را با نگاهی به جنبش سبز بصورت فشرده مورد بحث قرارداده و برخی چالش ها و کمبود های جنبش سبز را به خصوص در ارتباط با دیگر جنبش ها از جمله جنبش ملیت های غیر فارس در ایران، زنان، کارگران، دانشجویان و جوانان مورد بحث قرار دهم. بگذارید در ابتدا این را روشن کنم که من با شما به عنوان یک ترک آذربایجانی که در ایران متولد شده، بیش از ۲۰ سال در آن کشور زندگی کرده و تحصیلات اولیه خود را در دوره رژیم سابق پهلوی و تحصیلات متوسطه خود را در دوره رژیم جاری حکومت اسلامی انجام داده است، صحبت میکنم. من از سال ۱۹۸۷ در کانادا اقامت کرده ام و به عنوان یک آکادمسین، نویسنده، و فعال حقوق بشر، جریان تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران را بخصوص پس از انقلاب مردمی ۱۹۷۸ بصورت پیگیر دنبال می کنم. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
به مناسبت دهمين سالگرد درگذشت احمد شاملو |
بيانيهي كانون نويسندگان ايران هرگز از مرگ نهراسيدهام اگرچه دستاناش از ابتذال شكنندهتر بود. هراسِ من - باري- همه از مردن در سرزمينيست كه مزد گوركن از بهاي آزاديِ آدمي افزون باشد . . . يك دهه از سكوت سرشار از ناگفتههاي شاعر سترگ ما، بامداد شعر معاصر ايران، ميگذرد؛ و ما هنوز همچنان همه در انتظارِ چيدن سپيدهدم آزادي و عشق و انسان از لابهلاي عاشقانهها، شبانهها، سرودها، غزلهاي ناتمام، هجرانيها و ديگر نجواهاي او روزان و شبان را يكي پس از ديگري در نبودِ او تجربتي مكرر داريم. شاعري كه عشق مضمون اصلي آثار اوست، سرايندهي ستايشگرِ عشق به انسان، آزادي و عدالت اجتماعي. شاعري كه هماره ستيز بيامان با آزاديكُشي، اختناق و سركوب جوهرهي كلام اوست، و ساليان خود همه به پاسداري از حرمتِ قلم و بيان سپري كرد. حتي عنوان آثار و اشعار شاملو از دغدغههاي بيدريغ او- عشق، آزادي، انسان، بهروزي مردم و ارزشهاي انساني- حكايت دارد: آهنها و احساس (29-1326) كه در لهيب آتش برافروختهي فرمانداري نظامي وقت ضبط و سوزانده شد؛ مرثيههاي خاك (1330) كه بارها به تيغ سانسور گرفتار آمد و، شرحهشرحه از دلِ خاك، جوانههاي آن در سبكِ نوِ هواي تازه (35-1326)، باغ آينه (39-1336) و لحظهها و هميشه (40-1339) سر برميآوَرَد و او را در مقام شاعري بزرگ براي هميشه در پهنهي سخنسُفتهگي و سخنسنجي جاودانه ميسازد. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
از نگاه یک زن - بیستم ژوئیه 2010/ شکوه میرزادگی |
پژواک خاموش ملتی که گوش عالم را کرمی کند امروز در خبرها خواندم که احمدرضا احمدپور، به دلیل بدرفتاری ماموران زندان، برای سومين بار دست به اعتصاب غذا زده است. از خانم احمدپور، همسر ايشان، نقل شده است که ایشان در وضعيت بسيار وخيم جسمی قرار دارد، به طوری که به سختی و با عصا قادر به حرکت است. احمدپور را با وبلاگ «پژواک خاموش» اش شناختم، وقتی که برای جلوگیری از آب گیری سد سیوند تلاش می کرديم او جزو کسانی بود که مرتب خبرها را منتشر می کرد و مطالبی نيز در وبلاگش علیه ویرانگران میراث فرهنگی مان می نوشت و نسخه ای را هم برای ما می فرستاد. و وقتی به وبلاگ ايشان سر زدم تا آن را هم جزو دوستداران فرهنگ ایران به لیست مان اضافه کنم با حیرت متوجه شدم که صاحب آن يک پژوهشگر مذهبی است، حجت الاسلام است، در قم زندگی می کند، و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت است. حیرت من بیهوده نبود. در آن زمان، با وجود اعتراض میلیون ها ایرانی در سراسر جهان، ما معممی نداشتیم که در کنار معترضین ایستاده باشد. یکی دو بار آقای ابطحی در وبلاگش سخنانی در رد آبگیری بيان کرده بود و يکی دو نفری در مجلس اسلامی هم جملاتی گفته و بعد هم همگی خاموش شده بودند. نه تنها آن زمان که در طول شش سالی که برای حفظ میراث فرهنگی و طبیعی سرزمين مان تلاش می کنم هیچ آخوند و شيخ، و امام جمعه و حجت الاسلام و آيت اللهی را نديده ام که به حماِیت از میراث فرهنگی، و اصولاً هويت ایرانی مان، برخاسته باشد، سهل است، بيشتر آنها گویی نسبت به تاريخ و فرهنگ ما خشم و دشمنی دارند، از حجت الاسلام خلخالی گرفته که در ابتدای انقلاب با بولدوزر به سوی تخت جمشید حرکت کرد تا آن را با خاک یکسان کند، تا آیت الله خامنه ای که تاریخ غیر اسلامی ما را تاريخ طاغوت و جباریت می خواند، و تا امام جمعه هایی که چپ و راست، در هر جمعه ای، کنار هر آن چه که می گويند، ناسزایی هم نثار فرهنگ و تمدن ما می کنند و معلوم نيست برای چه در سرزمينی زندگی می کنند که هيچ چیز آن را دوست ندارند (البته، به قول دوستی، جز ثروت هایش را!) |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
دولت، سپاه پاسداران و نظام بانکی حلقه های ورشکستگی ایران / کورش اعتمادی |
20 جولای 2010
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
تاریخِ معاصرِ تحولات سیاسی ایران، بویژه در یکصد سال اخیر، هرگز این چنین شاهد چالشِ بزرگ بین حاکمیت و مردم که هر روزعمق و گسترشِ بیشتر مییابد نبوده است. هرگز در طی این دوران شاهد نبوده ایم نهادهای حکومتی، در رأس همهء آنها دولت، این چنین نابخردانه بهمراه دنباله هایش بنای نابودی بنیادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را پی گرفته باشند. میتوان به صراحت اذعان داشت نظام دولتمداری در ایران در دورهِ اخیر پس از سُلطه روحانیون بر دستگاههای حکومتی از جمله نظامت های سیاسی در ایران بوده است که تاکنون بشریت در ابعاد ویرانگریش نمونه آنرا تجربه نکرده است. چگونه ممکن است در عصر آگاهی و تحولات دموکراسی خواهی و بلوغ سیاسی حتّی در سیاه ترین بخشهای جهان، حاکمیتی این چنین آشکار با هم پیمانی تشکیلات نظامی و نظامِ بانکی بر همهء منابع طبیعی کشور و ثروتهای ملی چنگ بیاندازند و بی مهابا به غارتگری و ویرانگری تن در دهند، بی آنکه کوچکترین ندای دادخواهی و اعتراض به گوش رسد!!! آنچه که درعرف سیاسی بعنوان شیوه کشورمداری مطرح است مسئله وظایف دولتها و مدیران دولتی است که در هر شرایط سخت ودشوار میبایست حافظ منافع کشور و امنیت جانِ شهروندان باشند. سامانه نظامی هر کشور حافظ استقلال و تمامیت ارضی برشمرده میشود و نظام بانکی در چارچوب قانون تضمین کننده تولید و روابطه داد و ستد بحساب میاید تا در پناه قانون شکوفائی اقتصادی و رفاه اجتماعی برای همهء آحاد اجتماعی فراهم آید. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
راز بقای ضرغامی و جنتی / مسیح علی نژاد |
یکشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۹ ابتدا ریاست ضرغامی بر صدا و سیما با حکمی توسط رهبری جمهوری اسلامی به مدت چهار سال دیگر تمدید شد و سپس جنتی با حکمی دیگر بر کرسی شورای نگهبان برای یک دوره دیگر باقی ماند. دو چهره ای که در سال گذشته شاید بیشتر از احمدی نژاد صدای اعتراض یک ملت معترض را بلند کرده اند تا دنیا بداند ایران فقط دغدغه انرژی هسته ای و انکار هولوکاست ندارد. ایران پرست از ایرانیانی که دغدغه هایی غیر از این هم دارند. چرا که اگر نبود مدیریت جنجالی جنتی در شورای نگهبان و ریاست مبتنی بر جنگ های زرگری ضرغامی در رسانه ملی، بی شک، احمدی نژادی هم در راس کار نبود تا حاصل انتخابش برجای گذاشتن هزاران زخمی و زندانی و جان باخته، تنها در یک سال گذشته باشد. حضرت آقا! به نظر می رسد آیت اللهی که در تریبون نماز جمعه ایستاد و بی رودربایستی از روح قانون، سنگ حمایت از یک نامزد ریاست جمهوری را بر سینه زد بیشتر از آیت اللهی که در حصر و انزوا به سیاست های طرفدارانه شما و باقی منتصبان تان اعتراض کرد، مفید واقع شد. مفید از آن رو که همین آیت الله با همان قانون شکنی صریح و آشکارش سنگ بنای شکستن صبوری یک ملت را گذاشت و از یک ملت ساکت یک جنبش معترض ساخت. یعنی اگر نبود حمایت های آلوده به خرافه گرایی او که اصولگرایان را آسمانی و امام زمانی می خواند، شاید ملت هم دیگر طاقت اش طاق نمی شد تا جوانان اش را برای مبارزه با کهن اندیشانی که به جای قانون ورزی، کینه ورزی می کنند، به میدان بفرستند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
زهرا رهنورد: از انتقادات به جنبش سبز استقبال می کنيم |
18:09:58 - 89/4/21  در حاليکه بحث لزوم انتقاد يا عدم انتقاد از جنبش سبز و ميرحسين موسوی، بالا گرفته است زهرا رهنورد در مصاحبه با "روز" می گويد: "کسی که از او انتقاد نشود می پوسد و مثل مرداب خواهد بود و ما از همه انتقاداتی که از سر دوستی و علاقه به جنبش مطرح می شود استقبال می کنيم." با زهرا رهنورد در حالی مصاحبه کرده ايم که از آغاز شکل گيری جنبش سبز، با وجودی که موسوی و کروبی، دو کانديدای معترض به تقلب در انتخابات، از "تکثرگرايی" جنبش سبز سخن گفته و به کرات تاکيد کرده اند در اين جنبش همه مخالفان وضع موجود نقش و حضور دارند، در خارج از کشور برخی چهره ها و گروه بندی های سياسی، تفاسيری از جنبش سبز و همراهان آن داده اند که بسيار بحث انگيز بوده است.اما رهنوردبا تاکيد بر اينکه "تکثر و چند صدايی از خصوصيات جنبش سبز است" می گويد:" همه کسانی که به تغيير و تحول به سوی آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند." مصاحبه "روز" با زهرا رهنورد، نويسنده، هنرمند و استاد دانشگاه را در ذيل بخوانيد. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
در شرایطی که قدرت، دین است و دین، قدرت، تدبیر چیست؟ / فیروز نجومی |
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
اخبار روز: شنبه ۲۶ تير ۱٣٨۹ - ۱۷ ژوئيه ۲۰۱۰ در شرایطی که قدرت، دین است و دین، قدرت، تدبیر چیست؟ از کدام یک باید رهایی جست؟ از قدرت و یا از دین؟ آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟ یعنی که آیا میتوان آنچه از هم جداناشدنی است تجزیه نموده، یکی را سرنگون و دیگری را در زربفت پیچیده با سلام و صلوات از اریکه قدرت روانه ی جایگاه سنتی اش، مسجد و حوزه های علمیه ساخت؟ آیا میتوان امروز ضدقدرت بود بدون اینکه ضددین بود؟ بعضا رای به انحلال حکومت اسلامی و بر انداختن شریعت، صادر میکنند، اما خود را نه دین ستیز بلکه سکولار میخوانند. یعنی که اگرچه این دوستان در واقعیت امر دین ستیزند و به خسارات جبران ناپذیری که دین بر جامعه ما وارد آورده است بخوبی آگاه هستند، با این وجود، به این تخیل رویاانگیز دامن میزنند که میتوان حکومت اسلامی را منحل نمود بدون اینکه به اسلام کوچکترین صدمه ای وارد گردد. ما شاهد انحلال رژیم شاهی بوده ایم و خوب میدانیم که انحلال یک حکومت بیش از سرنگونی راس آن حکومت و یا جابجایی قدرت است. به محض هزیمت شاه، نهادهای شاهنشاهی یکی پس از دیگری مورد حمله واقع شده و درهم فرو ریختند. یک شبه دود شدند و به هوا رفتند. ساواکی ها شکنجه گاه ها را رها ساختند. خود را در سوراخ سمبه ها پنهان نمودند تا آب از آسیاب ها بیفتد. موسسات و بنگاه هایی که به خاندان سلطنت تعلق داشت در چشم بهم زدن ناپدید گشتند. ارتش و نیروهای انتظامی که در محور وفادارای به شاه سازمان یافته بودند، بدون کوچکترین تامل و درنگی، دفاع از نظام اسلامی را بر دفاع از منافع ملت، ترجیح داند و در خدمت حکومت اسلامی درآمده و وفاداری خود را به امام خمینی اعلام کردند. قانون اساسی شاهنشاهی، بلافاصله معلق گردید و طولی نکشید که بدست نابودی سپرده شد. وزارت دربار قطره ی آبی شد و به زیر زمین فرو رفت. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
مدیر: خانم اگه میخوای اسم دخترت رو بنویسی باید صدو پنجاه هزار تومن بریزی به حساب همیاری... زن : مگه اینجا مدرسه دولتی نیست !؟ - اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز!!زن : آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن!- این که شهریه نیست اسمش همیاریه! زن : اسمش هر چی هست.تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن! - خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس!! اینقدر هم وقت منو نگیر... زن : آقای مدیر من دوتا بچه یتیم دارم! آخه از کجا بیارم ؟!! |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
انتخابات آزاد و قانون اساسی / بیژن حکمت - امیرحسین گنج بخش |
انتخابات آزاد چون شکلِ گذر انتخابات آزاد فقط مکانیسم تامین حاکمیت مردم در نظام های مردم سالار نیست، یکی از اشکال گذر از استبداد به دمکراسی نیز هست و دراین معنای دوم است که میتوان از استراتژی انتخابات آزاد سخن گفت. انتخابات آزاد یکی از اشکال بر جسته گذر به دمکراسی در سه دهه اخیر بوده است و تفاوت اساسی آن با انقلاب و فروپاشی، شرکت دستکم بخشی از حکومت در روند گذرست. شرط لازم گذر مسالمت آمیز به دمکراسی، تمکین حکومت استبدادی و هدف راهبرد انتخابات آزاد واداشتن آن به چنین تمکینی است. مسلما پیدایش مجموعه شرایطی که میتواند با آمدن مردم به صحنه، پیروزی چنین گذری را از راه مصالحه و انتخابات تامین کند تنها در اختیار نیروهای مخالف نیست، ولی کوشش برای فرادستی استراتژی انتخابات آزاد در میان مخالفان و در جنبش سبز میتواند دستکم یکی از عوامل موفقیت آنرا پدید آورد. سازمانیابی به گِردِ این استراتژی گام دومی برای تسهیل پیروزی آنست. انتخابات آزاد دارای پیش شرط هایی است که آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات را میتوان مهمترین آنها دانست ولی با این ساختار قدرت نباید تحقق این ازادی ها را گامهایی تدریجی و پی در پی برای رسیدن به انتخابات آزاد دانست. آزادسازی تدریجی و از بالا در سطح خودی ها و کمی فراتر از خودی ها در دوران خاتمی آزمایش شد و به شکست انجامید. فقط توازن معینی از نیرو و نزدیک شدن چشم انداز فروپاشی ممکن است حکومت یا بخش هایی از آنرا به مصالحه با اپوزیسیون و پذیرش انتخابات آزاد و پیش شرط هایش یکجا وادار کند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
مستندی در باره ی حکیم عمر خیام / بی بی سی |
|
|
کمپین انتخابات آزاد ، تحکیم اراده ملی ,گفت و گو با حسن شریعتمداری . |
24 تیر 1389 http://www.entekhabateazad.net  مهندس حسن شریعتمداری فرزند آیت الله شریعتمداری است که پس از پدر به فعالیت های سیاسی و اجتماعی خویس ادامه داده و هم اکنون در جهت دموکراسی و حقوق بشر فعالیت میکند . وی از رهبران حزب خلق مسلمان بوده و از بنیانگذاران اتحاد جمهوری خواهان است . شریعتمداری در حال حاضر رئیس شورای مرکزی جمهوری خواهان ملی ایران است . وی در مصاحبه ای اختصا صی به سوالات سایت چنین پاسخ میدهد. اساسا انتخابات آزاد با بحث دموکراسی خواهی و حتی دموکراسی سازی در ایران چه رابطه ایی دارد و کارکرد انتخابات آزاد در استحکام دموکراسی چیست؟ وجود انتخابات آزاد و عادلانه و بخصوص تداوم آن مهمترین ملاک وجود دموکراسی در جوامع مختلف است .بطوریکه در میان تعاریف متعددی که برای دموکراسی شده است یکی از تعاریف بسیار مهم این است: دموکراسی عبارت است از وجود یک سیستم پارلمانی مبتنی بر انتخابات آزاد و عادلانه که گردش قدرت را به شکل دوره ای میان نخبگان سیاسی و احزاب آزاد ممکن می کند .اصولا می توان گفت که درجه دموکراتیزاسیون هر جامعه عمدتا با شاخص درجه عادلانه و آزاد بودن انتخابات آن اندازه گیری می شود و سپس معیارهای دیگری مورد توجه قرار میگیرد |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|
|
کاهش تدريجى گزينهها در برابر برنامه اتمى رژیم / مجيد محمدى (جامعه شناس) |
به نقل از راديو فردا به دنبال به بنبست رسيدن مذاکرات ۱+۵ با شرکت دولت اوباما، معلق ماندن مذاکرات و عدم تاثير تحريمها در تغيير رفتار دولت ايران، افکار عمومى جوامع غربى بر سر يک دوراهى قرار گرفته است: حمله نظامى يا تشديد تحريمهاى اقتصادى؟ طبيعى است که هر يک از گزينهها بنابه فرض، پس از مذاکرات طولانى براى رسيدن به يک مصالحه انتخاب مى شوند. با فرض دنبال کردن ديپلوماسى براى رسيدن به مصالحه، اگر نتيجهيى بهدست نيايد که در شرايط حاضر بسيار غيرمحتمل به نظر مىرسد، نمىتوان انتظار داشت که دول غربى دست روى دست بگذارند. سخن گفتن ديپلوماتها (مثل سفير امارات متحده عربى در ايالات متحده)، دانشگاهيان (مقاله آميتاى اتزيونى، استاد روابط بينالملل دانشگاه جرج واشنگتن تحت عنوان ”آيا مىتوان جلوى ايران اتمى را گرفت؟“ در نشريه مطالعات نظامى ارتش آمريکا) و سياسيون (سناتور جو ليبرمن) از احتمال يا ضرورت حمله نظامى عليه تاسيسات اتمى و زيربنايى ايران در اوايل ماه ژوييه ۲۰۱۰ ، ناشى از احساس در بنبست قرار گرفتن در بخشى از افکار عمومى در کشورهاى غربى است. نوع واکنش به اين بنبست نيز تا حدودى شکل گرفته است. بر اساس يک نظرسنجى انجام شده در روزهاى هفتم آوريل وهشتم ماه مه ۲۰۱۰ در ۲۲کشور، افکار عمومى ۱۶کشور غربى و بعضى از کشورهاى اسلامى، براى درگيرى احتمالى با ايران آماده است. در اين نظرسنجى، ۶۶درصد آمريکاييها، ۵۹درصد فرانسويان، ۵۱درصد آلمانىها، ۵۵درصد مصريان و ۵۳درصد اردنىها به دخالت نظامى عليه ايران رأى موافق دادهاند. |
|
ادامه مطلب . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .>>
|
|